|
«خوشتر از نقشِ تو در عالم تصوير نبود»
اين هم عکسهای اولين ملاقات وبلاگنويسان لندن.
اينجا کافهی طبقهی اول رويال فستيوال هال، نزديک واترلو (کنار رودخونهی تيمز)
است. عکسهای آدما بعضی وقتا میشن خاطره و بعضی اوقات نقش بیمعنی میشن. تنها
کسی که عکسش توی اين مجموعه نيست، جاويده که میگه: «يعنی چی؟ مث اين محکومين به
اعدام، نشسته از راست به چپ، آقای کی کيَک!». طبعاً وقتی عکسش اينجا نيست دليلش
همينه ديگه!!
|

|
نعمتالله خان فاضلیِ فراهانی؛ چون خيلی «با سواد و مهم»
هست، يادتون باشه که سوادش حداقل شامل خوندن و نوشتن میشه.
(آقای دکتر ببخشين ما اينقدر باهاتون شوخی میکنيم)!! بغلش هم
که
مجتبی است: آقای پزشک. |
|
|

|
|

|
|

|
من نمیدونم چه
هيزم تری به اين
جاويد فروختم که از من اينجوری عکس گرفته! خوبه که ده بار
بهش گفتم میتونی از توی پنجره السیدی هم تصويرو ببينی!! |
|
|
برگرد خونهتون! |
|