|
افزودههای اخیر
موضوعات
لینکها
حلقهی ملکوت * دبيره * دفتر ديوانی * سلطان بانو * حضور خلوت انس * اديتور فارسی کيميا * جام جهان نما * دانيال کشانی * خطّ مهر * سازِ نو * سايت فيلم چرخ و فلک * مجلهی بخارا * مجلهی سمرقند * صبحانه * وبلاگ حسين درخشان * آیتی ايران * وبنوشت ابطحی * سعيد حنايی کاشانی * چشمه نوش * سينا مطلبی* يک مردمنگار از غرب * افسونِ فسرده * گنگِ خوابديده * نکتهگو * خوابگرد * شادی شاعرانه * راهزن * پدرام معلميان* غربتنوشتهها* روزنامه ايران * روزنامه شرق * اطلاعات بينالملل* دستنوشتههای پراکنده * کتابخانهی ديجيتال بامداد * يک ليوان چای داغ * نقطه ته خط * عطاء الله مهاجرانی * جميله کديور ملکوت
|
شنبه 28 آبان 84 :: November 19, 2005
ما ايران نيستيم؛ خوابگرد(نوشتهی سيد رضا شکراللهی)
(0)
نظر
| (0) بازتاب
[نقد کتاب
] [نسخهی چاپ]
ساعت: 13:31
شنبه 28 آبان 84 :: November 19, 2005
ما ايرانيم ِ نسرين علوی، نقبی به مغز جوانان ايرانی، ف. م. سخن(از ف. م. سخن،انتشار در گويا) مردم عادي – که تعدادشان زياد است - ما را به ماجراهاي خاندان پهلوي و عکس هاي بانو فرح ديبا و خاطرات ِ پرنس تبعيدي و پرنسس جوانمرگ و ثرياي افسرده و فرش هاي رنگارنگ و گربه هاي زيبا و تروريسم بي رحم و آيت الله خميني خشن و سنگسار زنان و تهديدات اتمي مي شناسند. همين عوام اکثرا ما را عرب مي دانند و گاه کل ايران را با عراق اشتباه مي گيرند و تفاوت زيادي ميان همسايگان خاورميانه اي قائل نمي شوند: همه چشم و ابرو مشکي که از "حکومت ِ ملاها" دل ِ خوشي نداريم و شاه و فرح را دوست داريم و اگر توريست باشيم بدمان نمي آيد که پناهنده شويم و يکي ديگر به نان خورهاي دول غربي اضافه کنيم. اگر هم با کوله پشتي سوار مترو شويم عقل غربي به ترک ِ فوري واگن و ايستگاه قطار حکم مي کند. در فرودگاه هاي هيثرو و دوگل و فرانکفورت و نيويورک هم که همه ي مسافران ِ موبور، متمدنانه و به سادگي، با نشان دادن پاسپورت شان از جلوي اتاقک پليس و گمرک عبور مي کنند، ماها با پاسپورت قهوه اي مان - که آن هم مثل صاحبانش "متفاوت" است و از راست به چپ باز مي شود - بايد در صف هاي طويل بايستيم و نگاه هاي مشکوک و سوال هاي بي ربط ِ ماموران و انگشت نگاري و عکسبرداري از چهره را تحمل کنيم. از چشم غربي، اين مجموع ِ ايران ماست؛ ايراني که هرچند همه ي ايران نيست ولي بر پيشاني ِ همه ي ايرانيان با خط کج و معوج حک شده و گريزي هم از آن نيست. کتاب خانم علوي اما، ايران را از زاويه اي ديگر نشان مي دهد؛ زاويه اي که هر چند تنگ است و تمام ايران و انديشه ي ايراني نيست، اما هست و تلاش باشکوه ِ انساني براي بقا و پيشرفت را نشان مي دهد. "ما ايران هستيم" نسرين خانم، نقبي است به مغز ِ جوانان ِ ايراني. شايد براي اولين بار، فکر جوان مدرن ايراني به صورت مستقيم، بر صفحات سفيد کاغذ به زبان انگليسي نقش مي بندد و در اختيار خواننده ي غربي قرار مي گيرد. اين سواي مقالات ِ ايرانيان ِ زبان دان در روزنامه هاي جدي خارجي است. اين مقالات شايد عصاره ي فکر ايراني باشد اما فکر بي واسطه نيست. اينجا سايه ي فکر نويسنده ي مقاله بر انديشه ي صاحبنظر مي افتد و حقيقت ِ آن را به طور کامل عيان نمي سازد. لازم به توضيح نيست که نمي توان فکر تمام جوانان ايراني را در365 صفحه کتاب جا داد ولي همين که بخش قابل توجهي از مطالب و عکس هاي وب لاگ هاي دگر انديش در قالب کتاب به دست خواننده مي رسد خود مي تواند اين سوال را در ذهن غربي به وجود آورد که به راستي ايراني کيست و به چه مي انديشد؟ اگر ايراني اين است، پس آن تروريست ها و آدم هاي ريشوي بد اخلاق و حق به جانب کيستند؟ اين جوانان از کجا آمده اند و چرا صداي شان به گوش نمي رسد؟ بر کتاب خانم علوي دو نقد توسط آقايان داريوش محمد پور و امير اميراني نوشته شده که بزرگ ترين عيب کتاب را در نام آن مي دانند و اين که نوشته هاي دستچين شده، نمايانگر ِ فکر ِ تمام مردم ايران نيست و اين که بهتر بود نوشته ي مثلا حزب اللهي ها هم در کتاب گنجانده مي شد تا خواننده تصوير جامع تري از انديشه ي ايراني پيدا کند. ايراد ديگر، بر جهت دار بودن فکر خانم علوي و مخالفت ايشان با نظام سياسي ايران و گزينش نوشته ها بر اساس اين طرز تفکر است. اشکالات شکلي بسياري هم بر خود کتاب گرفته شده که به جاي خود قابل بررسي است. در مورد نام کتاب شايد "ما هم ايرانيم" انتخاب بهتري بود، يعني تمام ايران آن چيزي نيست که امروز در غرب تصور مي شود بلکه ما هم با اين طرز تفکر در ابتداي قرن بيست و يکم بر نقطه اي از کره ي خاکي که ايران نام دارد حضور داريم و به شدت بر سرنوشت ايران و ايراني و حتي جهان تاثير مي گذاريم. با چنين نامي، ايراد بر خانم علوي که چرا فقط وب لاگ هاي دگر انديش را دستچين کرده است منتفي مي شد (نام برخي از وب لاگ ها: لولي وش، بيژن صف سري، پيتون، دلتنگستان، شورتکات، سجادي، دنتيست، اوميلا، استامينوفن، بهرام، خانم گل، گلدون، زيتون، مسعود برجيان، وب نوشت محمدعلي ابطحي، فائزه، همنشين دل، رنگين کمان، آتش، شبح، ابراهيم نبوي، دفتر سپيد، بامداد، خجسته، حسين درخشان، سيپريسک، پاريزي، حامد يو، بي بي گل، امير حسابدار، افسون، صبا پاريزي، کوچه، رضا اقبال، وحيد، ما دو تا، دوران، ف.م.سخن، الپر، فضول، ديو، مهدي، حکايت، رعنا، نکته ها، غريبه ايراني، پَر، عاطفه، زنانه، ديگران، آتش، دلتنگ، ندا، باکره، گلکو، نوشي، خاتون، خورشيد خانم، فروغ، من و تاکسيم، عمق، عباس معروفي، خوابگرد، ناطور، حميدرضا، ناصريه، درويش خان، پرده نمايش، زن آزاد، ويران، ارداويراف، ترانه، پدرام معلميان، ايهام، گفتني ها، زهرا اچ.بي، خوشه، صلح ايران، اسطرلاب، گل کاغذي، اميدوار، ايران مهر، روزنگار سينا مطلبي، صبحانه، دکتر معين، ملاحسني در کانادا، نيم پهلوي، مسعود بهنود، سعيد ديگر، ويزور، سانديگو، يونس آ، فرشته، سياه سپيد، آرشين ايراني، فرنگوپوليس، شرقي، رضا نصري)(برخي اسامي که به انگليسي است و يا تلفظ صحيحش بر من معلوم نيست در اينجا آورده نشده است. اسامي، به ترتيب انتشار در کتاب ذکر شده و از برخي نويسندگان چند مطلب در بخش هاي مختلف منتشر شده است). اما در مورد شکل ظاهري کتاب: متاسفانه طرح روي جلد - کار آرش تنهايي - به تنهايي نمي تواند چشم بيننده را به سمت کتاب جذب کند و اين ايراد ِ کمي نيست. کشش ِ چشم بيشتر به سمت رنگ سبز لب بالاست و اسم کتاب و نام نويسنده و اصولا کل تصوير بر متن ِ سفيد هيچ کدام چشم را به سمت خود جلب نمي کند و مفهومي نه از نظر موضوعي و نه از نظر زيباشناسي به ذهن متبادر نمي سازد. حروف و صفحه بندي داخل کتاب هم بيشتر شبيه به کتاب هاي دانشگاهي است و براي خواننده ي عادي جذاب و پر کشش نيست. عکس ها – که تعدادشان مي توانست بيشتر هم باشد – به سمت دادن فکر خواننده کمک مي کند ولي غير حرفه اي کار شده است. توضيحات نسرين خانم مي توانست مفصل تر باشد - نه به آن اندازه که سايه اي قوي بر نوشته ي وب لاگ نويسان بيفکند ولي در حدي که ذهن خواننده را براي ورود به مطلب آماده تر کند. فقدان مقدمه و به خصوص نمايه ي آخر کتاب، نمايانگر شتاب در کار انتشار است که هر چند با عنايت به تاريخ مطالب وب لاگي – که نبايد کهنه شود – قابل توجيه است اما از يک انتشارات جدي غربي بعيد و دور از انتظار است که اميد است در چاپ هاي بعدي اين ايراد بزرگ مرتفع شود. کتاب "ما ايران هستيم" خانم علوي که به قيمت 12.99 پوند توسط انتشارات پرتوبلو عرضه شده کتابي است مفيد براي غربي هايي که مايل به شناخت ِ بي واسطه ي تفکر و انديشه ي جوان ايراني شهرنشين هستند.
(0)
نظر
| (0) بازتاب
[نقد کتاب
] [نسخهی چاپ]
ساعت: 13:27
جمعه 20 آبان 84 :: November 11, 2005
'ما ايرانيم': روايتی سياه و سفيد از وبلاگستان فارسی"ما ايرانيم"، نوشته و پژوهش نسرين علوی، نخستين کتاب به زبان انگليسی درباره وبلاگستان فارسی است.
اين کتاب ۳۶۵ صفحهای هشت فصل دارد و سه صفحه مختصر شامل يادداشتهای هر فصل. اما کتاب متأسفانه مقدمهای ندارد که در طی آن نويسنده توضيحی درباره شيوه کارش ارايه کرده باشد. بخش عمده کتاب حاوی ترجمههايی از شمار نسبتاً زيادی از وبلاگهای فارسی است که در واقع به منزله شاهد و مستندی بر يادداشتهای کوتاهی هستند که نويسنده در خلال اين ترجمهها میآورد. وبلاگهای برگزيده شده، در واقع برشی از وبلاگستان فارسی است که اهداف نويسنده و عقايد او را تأييد میکنند. در نخستين صفحه کتابی که به همت انتشارات پورتوبلو در اکتبر ۲۰۰۵ در انگلستان به چاپ رسيده است، تنها يک بند مختصر درباره نويسنده کتاب آمده است که توضيح دقيقی درباره سوابق تحصيلی يا دستيافتهای علمی نويسنده نمیدهد. خواننده تنها درمی يابد که نسرين علوی در ايران به دنيا آمده است و سالهای نخستين زندگی را در ايران گذرانده و پس از اتمام تحصيلات دانشگاهی در انگلستان و مدتی کار در زمينههای علمی به ايران باز میگردد تا برای يک سازمان غير دولتی کار کند. اما اکنون او در انگلستان زندگی میکند. در ميان وبلاگهايی که در اين کتاب از آنها نقل قول شده است، نام وبلاگهای مشهوری چون سردبير: خودم ، روزنگار سينا مطلبی، وبنوشت ابطحی، بهنود ديگر ، زن نوشت، شادی شاعرانه ، الپر و پارهای ديگر از وبلاگهای فعال وبلاگستان فارسی، چه در بلاگاسپات يا پرشين بلاگ يا وبلاگهای به اصطلاح دات کام به چشم میخورد. اما نويسنده در متن کتاب از معيار گزينش اين وبلاگهای خاص سخنی نمیگويد. علی الظاهر بايد معيار انتخاب پر مخاطب بودن اين وبلاگها باشد، اما گاهی اوقات مطالبی از وبلاگهايی نقل شدهاند که متوسط ويزيتور آنها در روز حتی پايينتر از پنجاه تا است. در نتیجه اين تصور به وجود میآيد که بعضی از وبلاگها به طور تصادفی و در راستای چهارچوب قبلی کتاب انتخاب شدهاند. وبلاگ نوشتن کاغذی سر فصلهای کتاب عناوين زير را دارند: بر اساس اين سرفصل ها میتوان تشخيص داد که نويسنده، بيش از آنکه بخواهد صرفاً بر مقوله وبلاگستان به منزلهی يک پديده نوظهور در پنج ساله اخير با توجه به تعريفی روشن از مقوله وبلاگ و کارکرد آن تکيه کند، از مطالب انعکاس يافته در وبلاگها استفاده کرده است تا تحليل خود را درباره جامعه امروز ايرانی، به خصوص جوانان ايرانی، ارايه دهد. در واقع کار او نوعی تحليل محتوا ست. اگر بخشهای مختلف ترجمه شده از وبلاگها و يادداشتهای افزوده مؤلف را در حاشيه اين يادداشتها کنار هم بگذاريم، می توانيم بگوييم که نويسنده خود در عمل وبلاگی ديگر نوشته است با اين تفاوت که از خصلت اينترنتی بودن وبلاگ فاصله گرفته است. در چنبره پيشفرض های سياسی نويسنده در سراسر کتاب، تفسير و برداشت گسترده ای از وبلاگ دارد. در نتيجه، گاهی مطالبی را از سايتهايی خبری، مانند گويا، به عنوان مطالب وبلاگها می ببينيم (به عنوان مثال، يادداشتهای طنز ابراهيم نبوی در گويا، نوشتههای وبلاگی تلقی شدهاند). نويسنده، بدون اينکه به مباحث دقيقتر نظری درباره وبلاگها، تعريف وبلاگ، انواع وبلاگها و غيره بپردازد، مستقيماً طرحی از تاريخ معاصر ايران از ديد خود ارایه میدهد و در ميان آنها نقل قولهای فراوانی از وبلاگهای مختلف را در تأييد مدعيات خود میآورد. شايد اگر در عمل اين پيشفرضها هم وجود نمیداشت، میشد به تصوری وسيعتر و جامعتر از جامعهی وبلاگنويس ايرانی رسيد. در وضع فعلی، کتاب فاقد يک ديد بیطرفانه نسبت به مسايل ايران است. چيزی که بيش از همه در نقل قولهای اين کتاب به چشم میخورد انتقادهای تند عليه حاکميت فعلی ايران است. سايه سياست بر عمده روايات نقل شده در اين کتاب سنگينی میکند. نويسنده کتاب آشکارا نگاهی منفی به حاکميت جمهوری اسلامی دارد و از هيچ فرصتی برای نقد صريح يا تلويحی آن فروگذار نمیکند. شايد به دليل فقدان چهارچوب و تعريفی روشن از وبلاگستان در اين کتاب است که نويسنده هيچ اشارهای به نويسندگان، فيلسوفان، شاعران و فيلمسازانی که به وبلاگنويسی روی آوردهاند نمیکند. نهاد ناآرام وبلاگستان نويسنده کتاب بخشی از مؤلفهها و مشخصههای بسيار چشمگير وبلاگستان فارسی را که همانا ابراز بیپرده عقايد شخصی نويسندگان آن است به خوبی بررسی کرده و انعکاس نسبتاً خوبی از آنها ارايه کرده است که البته تمامی اينها به نحوی از انحاء اشارات و اقتضائاتی سياسی دارند. نويسنده کتاب هيچ ترتيب و توالی تاريخی برای مطالباش قايل نشده است (که لزوماً نقيصهای برای کتاب به شمار نمیرود). در همان صفحات نخستين کتاب، خواننده با اخبار مربوط به بازداشت سينا مطلبی مواجه میشود. شايد بهتر بود نويسندهی سير تحول وبلاگستان را به صورت پديدهای طبيعی بررسی میکرد تا اينکه تنها برشی از وبلاگستان را برای تأييد نگاه خود انتخاب کند. گستره تاريخی مطالب نقل شده از وبلاگها، عمدتاً در فاصلهی سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ است، اما توضيحات و يادداشتهای نويسنده گاهی اوقات حتی به بيش از صد سال پيش باز میگردد (به عنوان مثال اوايل فصل دوم کتاب حکایت نسبتاً مفصلی از هاوارد بسکرويل آمريکايی دارد که در کنار ستارخان جنگيده است). نويسنده با مقدماتی که در ابتدای هر فصل میآورد، تلاش میکند تا مطالب ترجمه شده را در يک بستر تاريخی، فرهنگی و سياسی خاص معنا کرده و به آنها در همان چهارچوب موضوعيت بدهد. خواننده کتاب، ناخودآگاه به اين حس میرسد که وبلاگستان فارسی يک نهاد مخالفت آرام در زير پوست جامعهی ايرانی است که تجويزها و تحکمهای حکومتی را بر نمیتابد. در عين اينکه ممکن است بخشی از اين تصور درست باشد، اما نويسنده به آن تنوع وبلاگستان توجهی ندارد چنانکه از گروههايی از وبلاگنويسان که عقايدی درست مخالف سخنانی دارند که او در اين کتاب روايت کرده يادی نمی کند. در حالی که وبلاگنويسان مذهبی و حزباللهی هم بخشی از همين فضای وبلاگستان هستند. تاريخ امروز ايران به روايت وبلاگستان نويسنده در جای جای کتاب، شرح و روايتی از تاريخ معاصر ايران به دست میدهد که در جای خود برای خواننده غربی درخور توجه و شايد آموزنده است. در اين ميان، مسايلی چون جنبش مصدق، ملی شدن نفت، ماجرای هجده تير، گروههای امر به معروف و نهی از منکر، موضوع حجاب، سکس، مشکلات روزنامهنگاران و تعطيلی مطبوعات، قتلهای زنجيرهای، زندانيان سياسی، انتخابات رياست جمهوری، فيلتر وبلاگها، دستگيری وبلاگنويسان و غيره در کانون توجه نويسنده قرار دارند. به يک تعبير، میتوان گفت، نويسنده ديدگاههای مختلف وبلاگنويسان متفاوت را در کنار هم نهاده است تا به يک تصوير يکپارچه از ايران برسد. اما به عنوان مثال اگر کسی تنها وبلاگ حسين درخشان يا تنها وبنوشت ابطحی را بخواند، به چه تصويری از ايران میرسد؟ داوری نويسنده درباره ايران و وبلاگستان، برای خواننده غربی که شايد هيچ وسيله ديگری برای مشاهده مستقيم وبلاگستان ندارد، تصويری يکپارچه و مونوليت از ايران به دست میدهد و در عمل چشم از بسياری تفاوتهای ظريف و تکثرهای واقعی وبلاگستان فرو میبندد. اين کتاب در عين اينکه میتواند فرصتی خوب برای معرفی وبلاگستان فارسی به خوانندگان غربی باشد، فاقد رويکردی آکادميک و دقيق است و بيش از هر چيز خصلتی ژورناليستی دارد که گاه با يکجانبه نگری نيز همراه میشود. سياست زدگی در ترجمه و تفسير
نمونهی ديگر، تفسيری است که نويسنده از شعر "بن بست" شاملو ارايه میدهد. نويسنده پيش از نقل کامل ترجمه شعر شاملو (دهانت را میبويند . . .)، چنين آورده است: "در سالهای نخستين انقلاب، پليس امر به معروف و نهی از منکر برای پياده ساختن احکام تازه به خيابان فرستاده میشدند. چنان که شاعر برجسته ايرانی احمد شاملو در شعر «بن بست» اش (۱۹۷۹) آورده است، افراد پليس امر به معروف و نهی از منکر اگر شک میبردند که الکل نوشيدهای، دهانت را میبوييدند و هر کس را که کتابهای ممنوعه، نوار موسيقی يا فيلم داشت؛ يا اگر کسی را در انظار عموم در حال بوسيدن ديگری میديدند مجازات میکردند؛ و گاهی اوقات لبان زنان را به خاطر داشتن روژ لب، با تيغ میبريدند (اشاره به: و تبسم را بر لبها جراحی میکنند)." (ص ۹۳ متن انگليسی). اين عبارات، اگر ترجمه بخشی از يک وبلاگ میبود چندان جلب توجه نمیکرد. اما وقتی نويسنده کتاب، چنين اظهار نظری را در کنار نوشتههای ساير وبلاگها به قلم خود میآورد، تنها تفسير شخصی خود را از شعری از شاملو به دست می دهد که چندان هم معلوم نيست به طبع شاملو يا خوانندگان او خوش بيايد. سياستزدگی مفرط کتاب، باعث شده است که نويسنده عملاً از برخی اتفاقات جاری در وبلاگستان چشمپوشی کند و تنها به مواردی بسنده کند که به نحوی اقتضائات سياسی دارد. به عنوان مثال، مقولهی "ابتذال در وبلاگستان" که سيد رضا شکراللهی، عليرضا دوستدار و حسين درخشان درباره آن به تفصيل بحث کردهاند و بازتاب وسيعی در وبلاگستان داشت. اما در عوض وقتی صحبت از شجريان میشود و جفاهايی که بر او رفته است، نويسنده به سادگی مینويسد که شجريان به ندرت در ايران کنسرت میدهد و آن را به اختناق فضای اجتماعی ايران ربط میدهد. تصويری سياه و سفيد از جمله نکات مثبت کتاب، نقل قولهای مستقيم از بسياری از وبلاگها در زمينههای متفاوت است که تصويری از تصورات جوانان وبلاگنويس ايرانی را برای جامعهی غربی در زمينهی موضوعات مختلف ارايه میدهد. در ذيل اکثريت قريب به اتفاق اين نقل قولها، آدرس اينترنتی وبلاگ و تاريخ مطلب ذکر شده است. با اينحال، نقل قولهايی در کتاب وجود دارد که تنها نام يک وبلاگ به انگليسی نقل شده است بدون هيچ آدرسی. در نتيجه رديابی مطلب برای خواننده بسيار دشوار میشود. با توجه با الگو و روشی که نويسنده در کار خود اختيار کرده است، بايد گفت که شايد نويسنده به هدف خود رسيده و توانسته است آن تصويری را که از ایران میبیند به خواننده غربی منتقل کند. اما، اين تصوير، تصويری کامل نيست و لزوماً تمام چهره ايران از پنجره وبلاگستان نيست. در نهايت، بايد گفت اين کتاب نخستين گام است برای معرفی دقيقتر وبلاگنويسان ايرانی و دغدغههایشان که خواننده غربی را متوجه حضور و وجود نسلی متفاوت در ايران میکند. با اين احوال، نويسنده کتاب در فاصله گرفتن از يک فضای فکری سياه و سفيد ناتوان مانده است و نتوانسته تصويری متکثر از وبلاگستان فارسی عرضه کند. مشخصات کتاب: We Are مطلب «وبلاگ، اسلام و سياست ايرانی» نيز قبلاً از نسرين علوی در بیبیسی منتشر شده بود که عمدتاً خلاصهی بسيار فشردهای از مطالب همين کتاب است. عنوان مطلب از خود بیبیسی و شايد خود نويسنده است.
(0)
نظر
| (0) بازتاب
[نقد کتاب
, وبلاگستان
] [نسخهی چاپ]
ساعت: 21:43
|
کتاب
بایگانی ماهانه
|