سادهتر از آب
سه بحث بد و مثلاً مدرن در وبلاگستان شکل گرفت. (و شاید تمام شد.) متاسفانه هر سه بحث شخصی شدند و کار رو خراب کردند. چرا که اگر شخصی نمیبودند بسیار مفید میتوانستند باشند.
آیا رطب خورده میتواند منع رطب بکند؟
آیا فرهنگ ایرانی عمیقاً و بیاختیار معتقد است نیکیها مرد و زشتیها و ضعیفیها زن هستند؟
آیا پرکاری وبلاگی به منزلهی زردنگاری و کممحتوایی است؟
در جواب سئوال اول استاد دات، یک جواب حکیمانه (برای من خیلی آموزنده بود) ولی بیربط دادند. (توپ را به زمین حریف برگشت دادند) چرا که یکی از اذهان طغیانگر جوان ایرانی یک سئوال هویتی و شخصی را متاسفانه بدون رعایت ظواهر و به سبک چالهمیدانی میپرسد و استاد در جواب میگوید که در این بازی شرکت نخواهدکرد.
اگر ذهن طغیانگر این سئوال را به زبان رایج مملکت و با پیشوند و پسوندهای لازم میپرسید به جواب بهتری میشد رسید.
در بحث دوم هم باز هم همان مشکل «برخورد اول بد» وجود دارد. صاحب سیبستان کسی نیست که از زیر جواب دادن به سئوال طفره برود. (آرشیوش را بخوانید) او حتی اهل سیاستورزی هم نیست که بخواهد در جواب سئوال بیراهه برود. ولی طرز برخورد اشتباه بود.
در بحث سوم هم اگر نیکان نیامده سکان برخی جریانات را به دست گرفته چیز بدی نیست. من چند روز پیش هم گفتم از وبلاگنویسی نیکان لذت میبرم. چراکه برای هرچیزی حرفی برای گفتن دارد. مگر زیاد نوشتن بد است؟ استاد دات هم گاهی روزها بیشتر از چند پست مطلب مینویسند. (و اتفاقاً کار جالبی است چون مثل ما شماره بندی نمیکند و برای هر مطلب لینک مجزا با کامنت مجزا ایجاد میشود. در حالی که ما معمولاً حرفهای مختلفی را در یک پست جا میدهیم و کمی قاطی میشود)
بحث طیفبندی وبلاگستان را حقیر مدتی پیش با راهنمایی دوستان انجام دادم. ولی این به معنی صحت این دستهبندی نیست. من شدیداً مخالفت خودم را با دستهبندی جغرافیایی وبلاگستان اعلام میکنم. چرا که نه تنها منافعی برای ما ندارد بلکه بسیار هم مضر است. (از هاوکینگ که بالاتر نیستیم!)
اگر قرار باشد طیف کانادا بیمنطق و صرفاً برای جانبداری از همشهریان اقدام به بحث بکنند به هیچچیز نمیتوانیم رسید. همانطور اگر حلقهی ملکوت.