سعيد حنايی کاشانی (فل سفه)
خب، چنان که مورخان عصر نو میگويند سنت حسنهی گرفتن جشن تولد را هم بايد يکی از واردات فرهنگ غربی و زادهی رشد طبقهی متوسط شمرد. قرنها زندگی رنجی بود که میبايد تحمل کرد تا «نجات» فرا رسد. اديان رستگاری زندگی را «مکافات» انسان میشمردند و چگونگی «رستن» از اين جهان را تعليم میدادند. اما، با طلوع عصر جديد و فراهم شدن «لذت» زندگی برای انبوهی از مردم، امروز بدترين چيزی که ممکن است کسی به آن بينديشد «مرگ» است. «مرگ»، امروز، «ضايعه»ای است که همه میکوشند آن را هرچه بيشتر به تأخير اندازند، و حتی تا حد امکان از يادآوری آن نيز بگريزند. باری، من گرچه خودم هرگز جشن تولد نداشتهام و نخواهم داشت، از جشن تولدهای ديگران بسيار شادمان میشوم، بهويژه اگر جشنی نيز برپا کنند و مرا هم دعوت کنند. بنابراين، شصتمين سال تولد دوتن از انديشهوران و نويسندگان فلسفی کشورمان دکتر سروش و دکتر طباطبايی را به آنان و به خانوادههای ارجمندشان و نيز هواداران و پيروانشان شادباش میگويم و برای آنان طول عمر و عزت و آزادی و شکوفايی هرچه بيشتر آرزو میکنم. بادا که به آنچه آرزو دارند هرچه زودتر دست يابند. آمين يا رب العالمين.