افزوده‌های اخیر
موضوعات
لینک‌ها
ملکوت
rss1
rss2
xml
movabletype2.6
یک بلاگر :: One Blogger

[With blessings from ArchNet]
ملکوت


  پنجشنبه 21 تیر 1386  ::  July 12, 2007 

پاسخ سروش به سخنان زيبا کلام

هر صباحي غمي از دور زمان پيش آيد / گويم اين نيز هم بر سر غم‌هاي دگر
باز گويم كه نه، دوران حيات اينهمه نيست / سعدي امروز تحمل كن و فرداي دگر

حقيقت اين است كه من هنوز نمي‌دانم نزاع بر سر چيست. آيا تاكنون روشن نشده است كه <انقلا‌ب فرهنگي> چيزي بود و <ستاد و انقلا‌ب فرهنگي> چيزي ديگر؟ و آيا هنوز معلوم نشده است كه عبدالكريم سروش و حبيبي و باهنر و... در ستاد انقلا‌ب فرهنگي نقش داشته‌اند نه در انقلا‌ب فرهنگي؟ و آيا هنوز جا نيفتاده است كه انقلا‌ب فرهنگي براي بستن دانشگاه‌ها بود و ستاد فرهنگي براي باز كردن آنها، به نحوي پيراسته‌‌تر و اسلا‌مي‌تر؟پس اينكه يك استاد حقوق دانشگاه تهران مي‌گويد <سروش علمدار تعطيل دانشگاه‌ها> بود آيا يك تحريف آشكار تاريخي نيست؟ گيرم كه آن استاد محترم، اين سخن را از سر نقصان اطلا‌ع يا لغزش حافظه گفته باشد، تصحيح اين خطا و تشريح آن حقيقت و اعتراف به آن تحريف مگر عين فضيلت نيست؟ و آيا آنها كه از <نقب زدن به گذشته> سخن مي‌گويند غرضشان اين است كه اين عَلَم را بر دوش من بگذارند و من دم نزنم؟

ادامه مطلب پاسخ سروش به سخنان زيبا کلام

 (0) نظر | (0) بازتاب  ساعت:1:00 
  دوشنبه 24 اردیبهشت 1386  ::  May 14, 2007 

ماهيت دولت مدرن

متن سخنرانی سعيد حجاريان در همايش «دولت مدرن» كه از سوي انجمن علمي علوم سياسي دانشگاه تهران برگزار مي‌‏شود. به نقل از ايلنا.



خانم‌‏ها و آقايان!
دانشجويان و استادان گرامي !
سلام عليكم؛
بسي خوشحالم و خرسند كه مي‌‏توانم در جمع شما حضور داشته باشم. البته دوستان همايش به من خيلي دير خبر برگزاري آن را دادند و فرصت هم اندك بود و متاسفانه به همين دليل نتوانستم با فراغ بال و فرصت كافي بنشينم و برايتان نكته‌‏هاي بديع درباره دولت مدرن فراهم آورم يا مقاله بنويسم در قد و قامت يك مقاله علمي. آنچه عرضه مي‌گردد حاصل تاملاتي است بدون ارجاع به منابع و در حد بضاعت و توان جسمي‌ام و نكاتي است كه ارتجالاً به ذهن و ضميرم رسيد اندر باب دولت، دولت مدرن و شرايط ايجاد آن. فصلي خواهم گفت درباره لغت دولت و سپس به شرايط پيدايش آن خواهم پرداخت. در انتها هم احتجاجي خواهم داشت با دوستاني كه سراب توسعه سوداي دموكراسي از سرشان انداخته است.

ادامه مطلب ماهيت دولت مدرن

 (0) نظر | (0) بازتاب  ساعت:9:54 
  یکشنبه 29 خرداد 1384  ::  June 19, 2005 

ضرورت رأى به هاشمى رفسنجانى

آزمون ملى / ائتلاف ملى

محمد قوچانى
(سر مقاله‌ی شرق يکشنبه 29 خرداد)
ديروز دموكراسى چهره ديگر خود را به ما نشان داد. نشان داد كه همه انتخاب ها دوم خرداد نيست، بيست و هفت خرداد هم هست. نشان داد كه همه دموكراسى مشاركت و حتى رقابت نيست، ائتلاف و اتحاد هم هست. در دوم خرداد همه ما متحد بوديم: از مجاهدين انقلاب تا كارگزاران سازندگى، از دفتر تحكيم وحدت تا مجمع روحانيون مبارز و نيز روشنفكران و سياستمداران منفرد و مستقل و اپوزيسيون ناخواسته و خواسته بر سر سيدمحمد خاتمى به ائتلاف رسيديم. آن زمان خطر را حس كرديم و براى دفع خطر چاره جستيم. جناح ها را جمع كرديم و جبهه ساختيم و چهره اى كاريزما كه پيوند سنت و تجدد، پوزيسيون و اپوزيسيون و روحانيت و روشنفكرى بود را به رياست جمهورى رسانديم. در بيست و هفتم خرداد اما همه متفرق بوديم: مجاهدين انقلاب و جبهه مشاركت در پى مصطفى معين روان بودند، روحانيون مبارز و كارگزاران سازندگى به دنبال شيخين، مهدى كروبى و اكبر هاشمى بودند و آن يك محسن مهرعليزاده تنها آمده بود تا يك ميليون راى  اصلاح طلبان را سرگشته سازد. شگفتا كه تجربه شوراهاى شهر و روستا چراغ راهمان نشد، وقتى مشاركت و كارگزاران هر دو بازنده ميدان شدند، تجربه مجلس هفتم بر عبرت هايمان نيفزود وقتى دم تحريم در ريه مردم در نگرفته. رقابت خوب است اما با اغيار نه با خويشان. آنان كه ماتنها در مصاديق با ايشان اختلاف داريم نه در ارزش ها و حتى روش ها. برخى اصلاح طلبان درست در همان لحظه كه ائتلافى تازه را پيوند مى زدند، ائتلاف هاى گذشته را مى گسستند. رئيس و هيات رئيسه مجلس ششم اين قطعه درخشان اصلاحات ايرانى نتوانستند با هم كنار آيند. ياران روساى دو دولت اصلاح طلب ايران در ۱۶ سال گذشته نتوانستند با هم متحد شوند. بر تخريب هم لبخند زدند و با خيالى آسوده از تشتت در جبهه رقيب در جبهه خويش تفرقه ايجاد كردند. حريفان اما چون اصلاح طلبان سال ۱۳۷۶ در نااميدى بسى اميد يافتند. در سكوت قدم برداشتند و متحد راى دادند. حريفان ما اين بار محافظه كاران نبودند كه دلى در گرو على لاريجانى و دلى رهن هاشمى رفسنجانى (مخرج مشترك اصلاح طلبان و محافظه كاران) داشتند. حريفان ما حتى كسانى نبودند كه خويش را «نه راست، نه چپ» يا «اصولگرايان اصلاح طلب» (محافظه كاران تغيير شكل يافته) مى خواندند. حريفان ما اقتدارگرايانى بوده و هستند كه در اين چهار سال سر از خلقت در صحنه سياست درآوردند و تا بدين جا آمده اند. با چراغ هاى خاموش بدون هياهوى اصلاح طلبانه و محافظه كارانه همه آنچه ما نهادهاى انتخابى مى ناميديم را تسخير كرده اند تا ثابت كنند ميان نهادهاى انتخابى و انتصابى تفاوتى نيست و هر دو به مشروعيتى استوار بنا شده اند. پس از شوراها و مجلس اكنون آنان تا رياست جمهورى يك هفته، يك قدم فاصله دارند. ما نيز تا پايان رسمى عصر اصلاحات سياسى (و نه اصلاحات اجتماعى) يك هفته، يك قدم فاصله داريم. اين تن رنجور كه در پى نوشدارويى در بيست وهفت خرداد بود از بس به قرص و دواهاى گوناگون بسته شده است در معرض مرگ است. اكنون زمان اتحاد است. ما  توانستيم اهل تحريم را تا پاى صندوق هاى راى بياوريم، ما توانستيم تاييد صلاحيت همه نامزدهاى خود را از شوراى نگهبان بگيريم، ما توانستيم در صدا و سيما و مطبوعات حرف هاى ناگفته بسيارى را اعلام كنيم، ما توانستيم مردم را قانع كنيم كه ۱۶ ميليون راى به ۴ نامزد اصلاح طلب بدهند در حالى كه رقيبان ما در مجموع بيش از ۱۱ ميليون راى به دست نياوردند.
اكنون نيز مى توانيم با اتحاد و ائتلاف بازى را ببريم. اگر مهدى كروبى بتواند همه حقوق خود را در اين انتخابات به دست آورد رقابت او با هاشمى براى ما يك بازى «بُرد- بُرد» است اما اگر محمود احمدى نژاد رقيب هاشمى رفسنجانى شود بايد انتخابات رياست جمهورى سال ۱۳۸۱ فرانسه را به ياد آوريم. آن زمان از ميان سه رقيب؛ ليونل ژوسپن سوسياليست، ژاك شيراك ميانه رو و ژان مارى لوپن راديكال در كمال ناباورى نامزد جناح چپ از صحنه انتخابات حذف شد. (همانگونه كه مصطفى معين در كمال ناباورى از رقابت هاى رياست جمهورى ايران كنار رفت) جامعه فرانسه با همه چپ گرايى در برابر دو گزينه راستگرا قرار گرفت: ميانه روى به شيوه ژاك شيراك و تندروى به شيوه ژان مارى لوپن. فرانسويان بر غرور و نخوت روشنفكرانه خود غلبه كردند و يك گليست را به رياست جمهورى برگزيدند تا از مرگ جمهورى فرانسه جلوگيرى كنند. دموكراسى همواره به سود دموكرات ها عمل نمى كند. اما حتى در چنين موقعيتى بايد دموكراسى را به مثابه يك روش پذيرفت و از راه هاى پيچيده ترى كه اين نظام سياسى براى حفظ آزادى استفاده مى كند بهره جست. ما بايد براى حفظ دموكراسى ائتلاف كنيم. اكنون به صراحت روشن شده است كه هاشمى تنها گزينه باقى مانده حفظ دموكراسى در ايران است. هيچ وقت به اين صراحت درباره كسى يا راهى ننوشته ام اما تاكنون چنين با صراحت  آزادى در آزمون قرار نگرفته است. مى توان به هاشمى انتقاد داشت، مى توان او را مغرور خواند، مى توان بر اولويت توسعه بر دموكراسى در آراى هاشمى خرده گرفت اما نمى توان كتمان كرد كه اين تنها راه و آخرين راه سياسى است. ديگر راه ها يا به كنج انزواى روشنفكرانه منتهى مى شود يا به انتحار هاى متوهمانى كه هنوز از تحريم سخن مى گويند. آنچه درباره آن حرف مى زنيم «هاشمى»  نيست «موقعيت هاشمى» است. همان عامل موازنه اى كه مانع از باخت مطلق ما در مرحله  اول شد، همان عامل موازنه اى كه با وجود آنكه برخى از ما او را دوست نداريم و به چوب نقد او را رانديم اكنون به تنها گزينه ما تبديل شده است. هاشمى هنوز يك انتخاب است و اين يعنى دموكراسى. يعنى ما مى توانيم ميان احمدى نژاد و رقيبش، رقيب او را انتخاب كنيم. انتخابى كه ممكن است ديگر پيش روى ما نباشد. امروز هر سخنى از تحريم، خيانت به آزادى است. هيچ وقت به اين صراحت حكم نداده ام اما تاكنون به اين صراحت در معرض آزمون قرار نگرفته ايم. همه چيز دموكراتيك بود. در مشاركتى بالاتر از حد انتظار حريفان با قاعده دموكراسى ما را بدين نقطه رسانده اند. اما مى توان از نردبان دموكراسى بالا رفت و سپس آن را واژگون كرد. اين كارى است كه از عهده اقتدارگرايان برمى آيد. آنان آموخته اند كه در روش دموكرات و در اهداف اصولگرا باشند. ما بايد تا زمانى كه اين نردبان بر زمين نيفتاده از آن بالا برويم. همه چيز در گرو ايجاد يك ائتلاف ملى براى دموكراسى است. در اين ائتلاف ملى بدون آنكه داد و ستدى صورت گيرد هر آن كسى كه در مرحله اول انتخابات راى داده است بايد حضور داشته باشد. جبهه مشاركت و مجاهدين انقلاب كه در مرحله اول نامزد معرفى كردند اين بار نمى توانند سخن از تحريم بگويند، مجمع روحانيون مبارز نيز چنين وضعيتى دارد همان گونه كه سران نهضت آزادى و ملى - مذهبى ها هم نبايد از تحريم سخن بگويند. اگر كسى از دادن راى مثبت به هاشمى ابا دارد، مى تواند به رقيب او راى منفى بدهد. مهم نيست كه اين آرا با چه نيتى به صندوق ها ريخته مى شوند مهم آن است كه ما نبايد حق راى دادن خويش را در آخرين فرصت از كف دهيم. «لاتلقوا بايديكم الى تهلكه» اين دستورى دينى است. خودكشى سياسى نيز چون خودكشى فردى گناه كبيره است. نقد هايمان بر هاشمى را مى توانيم از هفته آينده شروع كنيم روزى كه مطمئن هستيم رئيس جمهور كسى نيست كه پس از انتقاد از او آينده اى را پيش روى خود نبينيم.

 (0) نظر | (0) بازتاب  ساعت:3:00 
  پنجشنبه 26 خرداد 1384  ::  June 16, 2005 

هر که با ما نيست بر ماست

از وبلاگ نقطه ته خط، ناصر خالديان

سه‌شنبه - ۲۴ خرداد ۱۳۸۴

يك پديده‌ي عجيب وبلاگي كه اين روزها ناشي از انتخابات است و در اصل ناشي از فرهنگ غلط سياسي ايرانيان است اين است كه اين روزها افراد مختلفي به دليل عقايد سياسي متفاوت با هم دشمن شده‌اند! اين دشمني مجازي كه بيشتر از سر جهل و تعصب و ادبيات آلوده‌ي سياسي در ايران است بين وبلاگ‌هايي اتفاق مي‌افتد كه يا براي كانديداها تبليغ مي‌كنند يا به تحريم انتخابات تمايل دارند. بعضي‌ها به حدي تحت تاثير قرار مي‌گيرند كه در اساس انديشه و نظر واقعي خودشان را هم فراموش مي‌كنند.
دليلي ندارد به خاطر تب گذراي امروز وعقايد سياسي متفاوت دشمن انسان‌ها شويم. بگذاريد افراد آزاد باشند كه آزادانه نظرشان را بگويند. يكي مي‌خواهد راي بدهد، يكي نمي‌خواهد راي بدهد و ديگر اين همه ايجاد كينه و نفرت و تعصب به چيزهاي موهوم سياسي دليلي ندارد. يكي دوست دارد به فرد خاصي راي بدهد. يكي از اساس انتخابات را قبول ندارد و همه‌ي اينها طبيعي است. خودت باش با تمام انديشه‌ات و آن‌چه عقل و درايتت مي‌گويد. هيچ حزب و گروه و دسته‌اي نمي‌تواند تو و خواسته‌هايت را بشناسد به‌جز خودت! آزادانديش باش و حق را بپذير از جانب هر كه باشد.
اگر نقدي داريد، كانديداها و افكار سياسي آنان را نقد كنيد نه وبلاگ‌نويساني كه در اصل هيچ تاثيري بر افكار عمومي ايرانيان ندارند. سياست‌مداران بسياري آمدند و رفتند اما ما مانديم. اينجا هم ما همان دوستان مجازي همديگر هستيم و خواهيم بود. يادتان نرود! فقط لطفاًً با هر عقيده و نظر و ديدگاهي كه هستيد، همين فضاي دمكراتيك مجازي را هم آلوده نكنيد و ديگران را خائن و خود را خادم و فرشته‌ي معصوم خطاب نكنيد. بگذاريد از دست يكديگر با هر عقيده‌اي كه هستيم، آسوده باشيم. چيزي كه سال‌هاست خودمان از خودمان دريغ كرده‌ايم. همين.

 (0) نظر | (0) بازتاب  ساعت:0:43 
  چهارشنبه 25 خرداد 1384  ::  June 15, 2005 

گزارش ميزگرد نهمین انتخابات رياست جمهوری در کانون توحيد

محمدرضا جلائی پور
مسعود بهنود در میزگردی پیرامون نهمین انتخابات ریاست جمهوری در کانون توحید لندن، تحریم انتخابات با این استدلال که انتخابات کاملا آزاد نیست را خطای بزرگی خواند. وی که به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان لندن به همراه دکتر مجید تفرشی در این میزگرد شرکت کرده بود پس از مروری کوتاه بر تاریخ انتخابات در ایران، بخشی از سخنان خود را بر اساس دسته بندی سه گانه ای از جامعه ایران ارائه کرد: 1- بخشی از جامعه که قطعا در انتخابات شرکت می کنند 2-بخش میانه که احتیاج به انگیزه برای شرکت دارند و 3-بخشی که قطعا شرکت نمی کنند. بهنود گفت: گروه اول که در سالهای اول پس از انقلاب حدود 90 درصد جامعه را تشکیل می دادند به تدریج کاسته شدند و در سال 72 به میزان بحرانی 50 درصد رسیدند. در انتخابات مجلس هفتم نیز این کاهش دوباره تکرار شد. وی با تاکید بر اینکه حجم گروه میانی افزایش یافته است، افزود: گروهی که احتیاج به انگیزه برای شرکت در انتخابات دارند آنقدر زیاد شده اند که حامیان تحریم دچار این توهم گشته اند که اکثریت را دارند.

این روزنامه نگار مستقل، صف آرایی انتخابات پیش رو را شفاف خواند و سه جریان اصلی حاضر در صحنه را بدین گونه ترسیم کرد: 1- جریان «دین حداکثری» یا «رای به عنوان تکلیف» که نماینده صادق و صریح آن احمدی نژاد است. 2- جریان «میانه» و طرفدار آرامش و تکنوکراسی به نمایندگی هاشمی رفسنجانی و 3- جریان حامی تقدم «توسعه سیاسی» که از معین حمایت می کنند. وی افزود: به اعتقاد من گروه اول توان این را ندارد که خود را عریان در معرض انتخاب مردم قرار دهد چراکه وزن کمش مشخص می شود. لذا با پوشش به میدان خواهد آمد و پشت لاریجانی خواهد ایستاد. وی گفت: احمدی نژاد جنس اوریجینال و اصل قالیباف است و اگر آرا قالیباف بالا باشد نشان از سادگی جامعه است. البته نظرسنجی ها نشان می دهد که علیرغم موج اول، آرا کاندیداهای بزک کرده رو به کاهش نهاده است و جامعه ایران در حدی پیچیده شده است که این گروه را پس می زند و فریفته نخواهد شد.

 بهنود صحنه انتخابات را طبیعی و میدان خوبی برای وزن کشی سیاسی ارزیابی کرد و دانشجویان را مهمترین گروه مرجع در این انتخابات خواند. وی گفت: پشت هر دانشجو حدود 6 رای خوابیده است و بر فرض اگر کسی رای 2 ملیون دانشجو را داشته باشد 12 ملیون بر آرا او افزوده خواهد شد. او با اشاره به اینکه در کشورهای توسعه یافته، احزاب و روزنامه ها این مرجعیت را دارا هستند یادآور شد: پیش از این در ایران زمانی روحانیت چنین جایگاهی داشت و چند سال پیش نیز روزنامه های اصلاح طلب مرجع اصلی بودند ولی در این انتخابات مرجع اصلی، فرزندان جوان و دانشجویان در خانواده ها هستند.

این روزنامه نگار ساکن لندن در ادامه افزود: باید پذیرفت که گروهی در جامعه ایران دموکراسی را کاملا ضد اسلام می داند و به تعبیر صریح آقای مصباح یزدی تصور می کند «دموکراسی می خواهد امام حسین را از ما بگیرد». این گروه به هر حال در ایران حاضرند و بزودی نابود هم نخواهند شد و تنها راهی که معین در پیش خواهد داشت ایستادگی است که بدون پشتیبانی اصلاح طلبان دیگر از او موفقیت آمیز نخواهد بود. مسعود بهنود دیروز با پیوستن به لیست حامیان معین در سایت حامیان مستقل معین در خارج از کشور- لندن رسما حمایت خود را از این کاندیدا اعلام کرد.

 دکتر مجید تفرشی، پژوهشگر برجسته تاریخ معاصر که دیگر سخنران این میزگرد بود در ابتدا به طرح ویژگی های ادوار مختلف انتخابات پارلمانی در دوران پس از مشروطه پرداخت. وی در بخشی از توضیحات خود یادآور شد که در انتخابات مجلس یازدهم و دوازدهم دوره رضاشاه و مجلس بیست و چهارم دوره محمدرضاشاه نوعی رقابت آزاد و دموکراسی فقط در میان وفاداران حکومت و تاییدشدگان حاکمیت در هر حوزه انتخاباتی وجود داشت. این درحالی بود که بعد از مجلس ششم، مجلس و مطبوعات دیگر اهمیت چندانی در ساختار سیاسی کشور نداشتند و به همین دلیل در این دوره مذاکرات مجلس و مطبوعات کمتر مورد ارجاع پژوهشگران قرار می گیرند.

این مورخ مقیم لندن سپس به ادوار انتخابات ریاست جمهوری پس از انقلاب پرداخت. وی با اشاره به میزان مشارکت در انتخابات های ریاست جمهوری پس از انقلاب که به ترتیب دوره ها 1-67% (منتخب: بنی صدر) 2-64% (منتخب: رجایی) 3- 74% (منتخب:خامنه ای) 4-54% (منتخب:خامنه ای) 5-54% (منتخب:رفسنجانی) 6- 50% (منتخب:رفسنجانی) 7- 80% (منتخب: خاتمی) و 8- 66% (منتخب: خاتمی) بوده اند، یادآور شد که بیشترین میزان مشارکت در دوره اول آقای خاتمی (80%) و کمترین در دوره دوم آقای رفسنجانی (50%) بوده است. همچنین بیشترین میزان مشارکت تهرانی ها در دوره اول آقای خاتمی (82%) بوده و کمترین میزان آن در دوره دوم آقای رفسنجانی (47%) به ثبت رسیده است. بالاترین میزان مشارکت اقلیت های قومی نیز در دوره هفتم انتخابات ریاست جمهوری بوده  که البته به علت تقلب به نفع کاندیدای محافظه کاران مشارکت در استان لرستان 106% ثبت شده است. وی با یادآوری این نواسانات احتمال مشارکت مردم در این انتخابات را بیشتر از میزانی که این روزها پیشبینی می شود دانست.

تفرشی در ادامه به ذکر قدر مشترک نظرسنجی های معتبر درباره میزان آرا هر کاندیدا پرداخت که در همگی آنها به ترتیب هاشمی، معین و قالیباف-لاریجانی در صدر قرار داشتند. وی افزود که به اعتقاد من همانطور که در هفته گذشته تحولات شتاب گرفته است، در فرصت باقی این تحولات شتاب بیشتری خواهد گرفت و بروز شگفتی هایی نیز محتمل است. تفرشی گفت: به جز توسعه سیاسی، فرق چندانی در برنامه های داوطلبین ریاست جمهوری مشاهده نمی شود و تاکید بر توسعه سیاسی مهمترین وجه فارق در این انتخابات است.

حسن رحیم پور ازغدی که بنا بود دیگر سخنران این میزگرد باشد به علت ناهماهنگی های واسط از حضور در میزگرد عذر خواست و در نشستی جدا به موضوع انتخابات و دموکراسی از دید شریعتی پرداخت.

در پایان مراسم، رای گیری نمادینی از حضار در جلسه درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام شد که درصد آرا سه نفر اول در میان کسانی که در انتخابات شرکت خواهند کرد از این قرار بود: اول: مصطفی معین (53%) دوم: هاشمی رفسنجانی (30%) و سوم: محمود احمدی نژاد (7%).

 (0) نظر | (0) بازتاب  ساعت:4:18 

کتاب
بایگانی ماهانه
  ::   استفاده از مطالب این سایت با ذکر آدرس کامل مجاز است.