Comments: واریاسیون ظهر بر دار (۱۳)

رويايي ميدوني حماقت يعني چي ؟ من با تمام وجود دچارش هستم . دچار . ميفهمي دچار شدن يعني چي ؟
.
رويايي عزيز ! آرزو مي كنم بعد از مرگم وقتي تجزيه شدم اجزا, بدنم به موجوداتي متفكر تبديل نشوند ... دلم براشون ميسوزه ...

Posted by ایوب at octobre 6, 2007 6:34 AM

آقاي رويايي عزيز
حماقت و ساده لوحي بيگناهي نيست .
اين وارياسيون ها هم ضمنا خسته كننده شده اند

با احترام فراوان

- بله
- شاید

Posted by nazokara at octobre 5, 2007 6:12 PM

پيروز باشيد دوست.

Posted by Mehrsa at octobre 5, 2007 10:35 AM

ماندالا
چهارسویِ تو
گیج ِ رفتن
در مرکز ِ چرخان

برگرد
گیج ِ رفتنی
کدام ِ منی؟

Posted by 121 at octobre 4, 2007 4:55 PM

kamikaz ha va anhaï keh khodeshan ra dar miyan mardom monfajer mikonand bigonah tar az ghorbanianeshan hastand. va leza har do beh yek behesht mi ravand.
anha khoshbakht tar hastand chon ma'muriate elahi darand

آقای عزیز
راست گفتی ، همیشه بیگناه ها را بیگناه ترها می کشند . اینطور " بهشتی تر" و "خوشبخت تر" می شوند

Posted by elyas mashayekh at octobre 3, 2007 6:18 PM

خوشحالم به سایت شما رسیدم...

Posted by منصوره اشرافی at octobre 3, 2007 5:46 PM

رفتن به زبانِ دیگر، شدن است، از نو شدن است و دبستان‌های ما، در جای جایِ جهان، در جای جایِ زبان، شدن‌های تازه‌ی شعر را ممکن می‌کنند. .... این شدن ها، پایه‌های لرزان تک زبانی را به مخاطره می‌اندازد. به این خطرها دست می‌دهیم، به این خطرها دست می‌زنیم.

Posted by دبستان استانبول at octobre 2, 2007 7:38 PM

حامد عزیز ،
بله، ولی این تنها یکی از امکانات خلق ِ فرم است . آنهم برای آنهائی که دوستدار و آماتور در موسیقی ( کلاسیک ) هستند. وگر نه طبیعت و جهان خارج، خودِ زندگی و آئین هایش، بیشمار فرم به ما عاریه می دهند . البته شاید فرم های موسیقی بجهت اینکه جهانی آبستره دارد برای تجربه های زبانی بیشتر به آنها ایده بدهد : رویائی

Posted by royai at octobre 2, 2007 6:30 PM

اين همه انگشت، مرگ را
بيشتر از آنچه هست
مسئله كرده است

Posted by MANIRAD at octobre 2, 2007 5:20 PM

هميشه آن كه مي رود
كمي از ما را با خويش مي برد
كمي از خود را زائر !
با من بگذار


رويايي عزيز من و ستاره بسيار مشتاق هستيم با شما تماس گستر ده تري داشته باشيم . چه پيشنهادي داريد ؟؟؟

Posted by ستاره و ایوب at octobre 2, 2007 3:15 PM

رویائی عزیز
اينکه از اصطلاحات و امکانات مو سيقي در این شعر استفاده شده است البته کار خوبی است. ولی اگر این تجربه ها در حد ساختن خود فرم های موسیقی، و عاریه کردن آنها در شعر تجربه شود، همانطور که در بعضی از کارهای خود شما و نیما هم هست ، بنظرم به منظور شما از فرمالیسم نزدیکتر است . اینطور نیست؟

Posted by حامد at septembre 30, 2007 10:53 PM

سلام و به روزم

Posted by امین کاشانی at septembre 30, 2007 9:39 AM

سلام مجدد رویایی عزیز !

با یک نثر به روزم ....... خوشحال می شوم سری بزنید بزرگوار !

در پناه دریا !

Posted by میثم ریاحی at septembre 29, 2007 1:26 PM

شایدبرای رفتن ازچندجهت کافی باشد/بادباشی/کابوسی سردرگم ازجنوب/که داردبه سمت موهای تومی وزد/بادکه باد نیست/یعنی ازروزبه نمک های دست های تو/ یعنی ازشب به پاشیدن روی زخم های من/لیموها/لاک پشت/وکلمات بی ربطی...می بینی رويايي عزیز..کلمات چقدربی ربط هستند

Posted by ناما جعفری at septembre 28, 2007 9:43 AM

سلام رویایی عزیز !

خواندن و ورق زدن صفحات همیشه سفید شما جذاب و دوستداشتنی ست...

با شعر از خانم احمدی و نقدی به روزم ........

در پناه دریا !

Posted by میثم ریاحی at septembre 27, 2007 1:06 PM

سلام ...با ارتفاع آب ...به روزم...ممنون

Posted by حسین دیلم کتولی at septembre 26, 2007 3:11 PM

سلام جناب رويايي .حلقه ي شاعران 5 شنبه ها هميشه ي خانه ي فرهنگ گيلان كه يك نهاد كاملا غير دولتي است در نظر دارد در آخرين 5 شنبه ي مهرماه به نقد و بررسي كارنامه ي شعري شما بنشيند . متاسفانه من تنها راه ارتباطي ام با شما از همين طريق است و ايميلي از شما نتوانستم دريافت كنم . در بارهي اين نشست با شما موضوعي را قرار است مطرح كنيم اگر به از طريق ايميل بتوانم با شما ارتباط بگيرم بسيار خوشحال مي شوم.

آدرس خانه ي فرهنگ گيلان http://khaneye-farhang.blogfa.com/

Posted by mazdak at septembre 26, 2007 10:35 AM