Comments: نگاهِ معلول *

مشكل بي انصافي و بي اطلاعي ست
اين همه دزدي ريز و درشت در اين مملكت انجام مي شود اگر قانون اين طور مشكل بي انصافي و بي اطلاعي ست
اين همه دزدي ريز و درشت در اين مملكت انجام مي شود اگر قانون اين طور بود كه شما نوشتي تا به حال صدها هزار آدم بي دست داشتيم...
شما خودت در تمام عمرت چند آدم بي دست (با همان تعريف كه در اين قانون امده بدون انگشت) ديده اي ؟
اين قانون از روي حكم اسلامي آمده و كامل اين حكم اين است كه بريدن دست دزد 26 شرط دارد :
مثلا : دزد حتما بايد قفل راشكسته باشد
اسلحه داشته باشد
گرسنه و فقير نباشد
سومين باري باشد كه دزدي كرده است و.....
شرايط كامل را از يك فقيه يا حقوقدان مي توني بپرسي

Posted by عقیق at mars 11, 2008 4:42 PM

ای کاش قضاوتی در کار بود
استاد عزیز من فکر می کنم معلول واقعی ماییم
وقتی که از ماست پس برماست

Posted by فواد at décembre 31, 2007 9:57 AM

سلام
........

به دنبال پرتقال فروش می گردم !!

Posted by به سوی سیمرغ at décembre 22, 2007 8:22 PM

ای کسانی که ایمان آورده اید٬

- کافران را رها کنید٬

تا در جهنم ِ این همه انتخاب٬

بسوزند...

Posted by hossein at décembre 22, 2007 8:17 PM

درود
خواستی به خونه من هم سر بزن.
با احترام

Posted by محسن at décembre 22, 2007 2:06 PM

سلام آقای رویایی
اگه میشه pdf کتابهایی رو از شما که داخل ایران چاپ نشده یا خارج از ایران چاپ شده رو برای ما که داخل ایران هستیم و دسترسی به متن های شما نداریم بزارید یا هر روش دیگه ای که هم حقوق شما به عنوان نویسنده حفظ بشه هم ما که به متن های شما دسرسی نداریم بتونیم استفاده کنیم من تهران رو زیرورو کردم جز کتابفروشی های دست دوم انقلاب جای دیگه ای کتابهی شما رو نتونستم پیدا کنم که اونها هم با قیمت های سرسام آور کتابو میفروشن اونم چاپ های قبل از انقلاب نه بعد از اون

Posted by امیر at décembre 22, 2007 5:35 AM

اینه دیگه کاریش میشه کرد؟ به خدا نه... یلدا مبارک.

Posted by وحید at décembre 20, 2007 7:48 AM

آسمان که بکوبد سرش را زمین..فکرمی کنی چه اتفاقی می افتد....رویایی. / انگورمی شود لهستان

پاهایم شروع می کنند به فراموشی / پروانه ی که درشکمم زندگی می کند

سقط می شود

همیشه فکرمی کردم ستاره ها دکمه های پیراهن دختری هستند

که من عشق تعارفش کرده بودم

باید مواظب باشم/ به راه راست بروم

Posted by ناما جعفری at décembre 19, 2007 6:19 AM

درد من حصار برمه نيست درد من زيستن با ماهيانيست كه هنوز فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است

Posted by فريده at décembre 16, 2007 7:32 PM

بياد قربانيان جنگ و خشونت و بياد دزدهايي كه در .....انگشتانشان را قطع ميكنند
ممنون ميشم اگه از اين http://www.farhangjalali.com/
http://www.art4peace.blogfa.com/
سايت و وبلاگ ديدن كنيد از " انگشتان قطع شده"

-- دیدم ، شعر اند !

Posted by فريده at décembre 16, 2007 7:28 PM

؟

Posted by damdmai at décembre 14, 2007 11:28 PM