از عشق گفتي.گاه عشق را در نهانخانه دل بايد خاك كرد و نگذاشت كه كسي آن را ببيند يا ببويد. توي اين دنياي مدرن رنگ و معناي همه كلمه ها عوض شده. اما من هنوز وفادار و عاشق به معناي كلاسيك آن هستم. عشق واقعي تو قلب آدمهاي لاستيكي و ترسو حضور ندارد. عشق واقعي توي قلبهاي آدمهاي ناب و دلدار حضور دارد.
براي دختر و فسرهاي ناب
چه ساده با گريستن خويش زاده مي شويم و
چه ساده در گريستن ديگران مي ميريم .
اما ميان دشواري دريا و تبسم كرانه ، فاصله اي هست .
لب اگر تشنه ، جام شوكرانش در پيش
دل اگر تنها ، هزار دشنه ي پنهانش در پشت ...
× سيد علي صالحي
شايد ماه بگيرد، خورشيد بگيرد، اما دل تو نه. دلت از آفتاب و ماه، فراتر و سرافرازتر بايد.
toye in shabe siyahe meh gerefte
negah kon khorshidi az on doora peydast
azizam donya haminjor nemimone
yeroz akhar mishkane khabe zamone
azizam shab hamishe shab nemimone
:SOBH MISHE AFTAB MIYAD RO BOME KHONE
CHE ZIBAST SHEKOFTANE TO EY GHONCHEYE
ZIBAYE MAN
خوشا به حالِ گياهان که عاشق نورند
و دستِ منبسطِ نور روی شانهی آنهاست . . .
جهان من تنها گنجای يک خورشيد دارد و بس و آن خورشيد هم هر هزار سال يک بار برای من طلوع میکند. هيهات . . . وای به ظلمت بی ماه و خورشيدِ من!