دریغم می آید از « ما»
که در گذر یک برگ ریزان
چه ناباورانه
به « من» سقوط کردیم
بی آنکه حتا
بر گور این پیوند جوانمرگ
مرثیه ای درخور بسراییم
کیا
و ايمان بياور به لحظه هاي كه مي گريزي
كه باز متولد مي شوي و اينبار متولد شده اي از خودت از سفر از عشق
از يكي شدن ...
سفر كنيم ،سفر ابتداي بيداري است....