سلام خوشحال ميشم وبلاگ من هم سري بزنين ممنون
گفتم : بگو كه دستهايت هنوز با من آشناست....
خنديدي، گفتي : دردهايمان با هم كه آشناست...........
از پس پرده نوايي دگر از يافتن " از جستجويي در ره يافتن زخمه بر ساز حضور ..
، ،ورنه چون بنگري از دايره بيرون باشي ..بايد غرق در سياليت حضور ره سپرد ..
مهرگان چرا نمي نويسي ديگه؟؟ دلم كلي برات تنگ شده. كاشكي ميامدين اينجا...
salam mehregan
omidvaram ke khobo khosh bashi
shere ziba va jalebi entekhab kardi ba ehsasi ziba va taghdir amiz
movafagh bashi
bye
shorute badish chye ,age sharte avval inbashe ,
دوست من سلام
فكر كنم نامه اي از شما داشتم ولي بعلت چك نكردن صندوق نامه ام به مدت طولاني متوجه نشدم و بعد كه متوجه شدم در قسمت بالك بود و هزار حديث ديگر كه موفق به خواندنش نشدم بگذريم در هر حال نمي دانم موضوعش چه بوده است.
در ره منزل ليلي! حال اگر اين ليلي هزار عشوه و ناز كند چه؟ عشق مي شود مثل بي گاري. من مي گويم هر آنكه دل در گرو كس ندارد آسوده تر است.
شاد باشيد
بدرود.
salam man avalin bare omadam inja kheyli hal kardam bahal minevisi khaste nabashi
va movafagh bashi
چه طوري دخمل مخمل؟ آخر هم ايميلت را نفرستادي تا عکس بفرستم. به هاتميل بزن لطفا.
شعر زيبايي انتخاب كردي....وقت كردي سري به وبلاگ ما هم بزن...
مهرگان تو كجايي؟دلم برات خيلي تنگ شده دختر! يه دست بيليارد بزنيم ، پوز پيرمرد بخوره؟؟
ما كي باشيم براي شعر حافظ نظر بديم. ضمنا حرف حساب كه ديگه جواب نداره
به سايتمون كه انقد نيومدي تا هك شد):حالا هم ديگه نمي گم بيا چون احساس ميكنم خودمو كوچيك ميكنم . من بازم ميام ولي ديگه نظر نميدم چون ظاهرآ نظراتمونم برات مهم نيست ولي اگرم بيا براي دل خودم ميام چون وبت آرامش خاصي داره.موفق باشي
گاهي كه دلم برايت مثل آن روز ها تنگ می شود، می گويم ولش کن همه چيز تمام می شود. يا تو می روی يا خودش می آيد، مثل قديم ها يکمی او اخم می کند يکمی هم من، بعدش هم طاقت نمی اوريم، لبخند می زنيم و همه چيز تمام میشود.... اما انگار حالا انگار ديگر نه نيمه ی گم شده ای هست، نه اشکی نه لبخندی...
حالا ديگر همه چيز بين ما گم شده... می ترسم اينبار ديگر نه تو چيزی را پيدا کنی نه من...
مجنون بودنم کار ساده ای نیست !! بعضی وقتا آدم توی همون شرط اولش می مونه !! چه برسه به بقیه ی راه . پاینده باشی .