سلام خانومی یه آهنگ زیبا اینجا داشتی که دیگه نیست... می تونی برام بفرستیش؟
اينكه اسمت مهرگان باشد و فاميليت معروفي، احترام آدم را برميانگيزي...
چقدر هوا سرد شده!
سلام..."یک سوال دارم"..چقدر شبیه این عکس بالایی هستی؟؟میدونم خیلی.. پس بهم دروغ نگو.
سلام مهرگان جان
خوبي؟
من هم وب نويس شدم.
به وبلاگم يه سر بزن .خوشحال مي شم.
به بابا و اكرم خانم و مينا و سارا هم سلام برسون .
به ما هم سر بزنيد
بد موقع مزاحم شدم.نميشه نظري داد
...زنان اين سرزمين/بوي كافور را/ خوب مي شناسند/.. و هر چه فكر ميكنم/تنهايي/فعليست/ كه به جاي هر سه نقطه اي ميتوان فهميد
سلام!كجايي چرا نمينويسي؟ دلم تنگه واسه شعرات.
و سلام ... بعد سالها.
گاهي اوقات تيز نگاه نمي كنيم به آنچه تاريخ رقم مي زند. گاهي اوقات دلمان مي خواهد كه آنچه را دوست مي داريم توجيه كنيم و گاهي اوقات هم دلمان مي سوزد اما چرا فرافكني مي كنيم؟ چرا؟ و چه را؟
سلام. اينجا چه ضيافت قشنگيه. خوشحالم اومدم. خداكنه يادم بمونه كه بازم بيام....
خاموش خود منم
مطلب از اين قرار است:
چيزی فسرده است و نمی سوزد
امسال
در سينه،
در تنم
...........
چه سخت است در دل گريستن و اشك را در ماتمكده دل خشكاندن...سخت است
در حضور خلوت انس بودم و از انجا به اينسو روان شدم...
وبلاگت زيباست
خدانگهدار
زيباست....
سلام مهرگان عزيز
بار اولي كه شعرهايت را خواندم شيفته آنها شدم و نظر خودم را صادقانه برايت فرستادم ولي مدت زيادي است كه خبري از تو نيست. در انتظار مطالب تازه ات هستم.
با بهترين آرزوها
آلن
چه تلخ... چه غمناك...
ديشب تمام ستاره های آسمان را فوت کردم تا هر چه زودتر صبح شود...! سلام..وبلاگ زيبايي داري! موفق باشي!
و ما همچنان ،
دوره مي كنيم شب را ، روز را ،
هنوز را ......
پايدار باشيد و خرم .
مهرگان عزيز،
می دانی؟! در اوج تنهایی شبهایم، نوشته های شگرف تو مونس من است... هر کدام را چند بار می خوانم و پی به حقایقی می برم که تجربه کرده ام كه همین مرا تسکین می دهد.
به امید روزی که آدمها واقعا همدیگر را با عشق دوست بدارند.
/ آلن
انتخاب زيبايي بود