Comments: سال نو

سلام استاد عزيز
خيلي دوستت داريم
ممنون ميشم به من سر بزني
درود بيكران بر شما

Posted by javid mohammadi at May 30, 2008 12:09 PM

این کامنت را در وبلاگ آقای دکتر کاشی برای پهلوان پنبه احمدی نژاد قهرمان ریغوی آخوند ها گذاشتم:

http://javadkashi.blogspot.com/2008/04/blog-post_17.html

Posted by آرش at April 19, 2008 7:53 PM

ميدان تماما نور بود/
----------------------
عين القضات 11 در انتظار...

Posted by حسین at April 15, 2008 6:05 PM

20 سال يا22 سال داشتم كه دريايي ها كتاب باليني من بود ، با آن شعر ها آرام مي گرفتم و سفر مي كردم ، در خودم و در دنيايي كه آن شعر ها براي من خلق مي كرد 0 من با آن شعر ها رشد مي كردم و به بلوغ مي رسيدم
برآنهمه نقوش موقت
او نقشي از هميشه
هرگز
بود
اي كاش دو باره مي توانستم به آن لحظه هاي ناب و به آن كشف هاي پي در پي در آن سفرهاي شبانه برگردم و با بالهاي آن كلمات پرواز كنم
بر گرد اي حكايت آب!
اي اعتماد روشن
اي جانِ جان
تصوير ناگهاني!
اي ناگهان!

Posted by ابراهيم محبي at April 14, 2008 10:12 PM

سلام و شرمندگي! هر چند سال نو را به هيچ كس تبريك نگفتم.اما عرض ادب حكم دوستي بود كه از ياد بردم! سلام و آرزوي سلامتي براي جناب معروفي عزيز

Posted by Sameddin Ziaee at April 10, 2008 8:01 AM

ز كوي يار مي ايد نسيم باد نوروزي
ازين باد ار مدد خواهي چراغ دل بر افروزي
با كمي تاخير سال خوبي داشته باشيد

Posted by مهشاد at April 9, 2008 4:23 PM

شما خيال نداري صفحه كامنت ها را ببندي؟ امثال ما كه ارزش وقت تلف كردن ندارند...
شما بنويس ما ميخوانيم,
خيال ميكنيم اثري را ميخوانيم كه نويسنده اش نيست... .

Posted by آيدا at April 9, 2008 11:45 AM

سلام آقاي معرفي سال نو شما مبارك
بيا و به سوال من پاسخي بده ؟
منتظرم

Posted by mehrdad at April 8, 2008 6:38 PM

وقتی داد می زنه صدات به خودت بر می گرده این جا

Posted by هجران at April 7, 2008 11:26 PM

salam aghaye Maroufi ye aziz - bande mikhastam zemne arze khaste nabashid va tabrike saleo no be shoma -soali ra matrah konam inke bande baraye moghadameye akharin ketabe aghaye roayee ( mane gozashte emza ) yek naghd neveshte am ke mikhastam dar ebteda be khode ishan bedaham va nazereshan ra jooya shavam ama moteasefane comment haye safheye ishan baste ast mikhastam az shoma beporsaaam -
bebakhshid ke ba fonte latin ast dastgahe man dochare ekhtelale font shode ast
mamnoon va ba tashakor
----------------------------------------
پدرام عزيز
شما می توانيد به آقای رويايی ميل بزنيد.
آدرسش هم همانجا هست.

Posted by pedram at April 7, 2008 11:03 PM

نوروز مبارك .بهار مبارك. زندگي مبارك. خواب خوش صبح مبارك. همه قشنگي ها بر شما مبارك.

Posted by sheida mohamadi at April 7, 2008 9:36 PM

سلام
به امید روزهای نو و بهتر .
سال که نو میشود دل من میگیرد.چونکه نگاهها همان کهنگی را دارد که دارد.

Posted by مینا درعلی at April 7, 2008 4:59 PM

سلام آقاي معروفي عزيز
وقتي هر داستاني از شما ميخونم دلم ميخواد ميتونستم گوشيو بردارم و باهاتون حرف بزنم از حسم بگم از بغضي كه با خوندن داستاناتون توي دلم ميشينه از نوشا بگم آيدين از دختر روي جلد قلمزن بوف كور. توي هر كتابفروشي اول دنبال اسم شمام تا كس ديگه اي و هفته پيش علارغم اينكه علاقه خاصي به نمايش نامه ندارم كتاب آونگ خاطره هاي ما(خدا گاو را آفريد) رو به خاطر شما و ايمان به قلم شما خريدم و لذت بردم.بازم ممنون به خاطر حضورتان و بودنتان. سال خوبي داشته باشيد همراه با آرامش

Posted by فروغ در ماه at April 7, 2008 7:43 AM

عباس عزيز
خدا از تو نگذرد كه با بسته شدن پنجره حرف رويايي مخالفت نكردي.مي بيني؟ من از ايران مي نويسم.هنوز ادبيات قدسي و خشونت بار است.هنوز بلد نيستم با شماها ها حرف بزنم.پنجره هاتان را بكشيد بالا.سيم تريبون را يواشكي قطع كنيد.ما قرار نيست با شما هاها حرف بزنيم.
خدا از شما نگذرد

Posted by محسن اکبرزاده at April 6, 2008 10:01 PM

راستی آیدین منو یاد استاد ابراهیمی می ندازه
شاید به خاطر " به روزهایی بیاندیش .... "
شاید هم به این دلیل که عاشق فکرش شدم!

راستی استاد
وقتی آیدین را می آفریدی
فکر نکردی اگه کسی عاشقش بشه چی کار کنه؟

شبام درد دارن این روزها
درد استاد...... درد!

Posted by هجران at April 6, 2008 11:39 AM

مرغ آزادی؟

چیزی مثل دیو سه سره؟

Posted by هجران at April 6, 2008 11:37 AM

....
اما برای آن زمستان ها که رفت نامی نیست.....!

Posted by هجران at April 6, 2008 11:34 AM

آقای معروفی نازنین
با بهترین آرزوها...(چند تا آرزو نوشتم اما از ترس برآورده نشدن ÷اکش کردم... گذاشتم بر عهده ي خودتون. )
سال نو مبارک!

Posted by زیتون at April 5, 2008 10:43 PM

سلام.سال نو شما هم مبارک.
تا حالا هر چی نظر گذاشتم نه تایید شده نه جواب داده شده.ممنونم از این همه لطف.
چرا؟

Posted by علی at April 5, 2008 9:29 PM

سال نو مبارک
این موسیقی روی وبلاگتان فوق العاده است.متعلق به کیست؟
ما هم امیدواریم.اما بعید می دانم.

Posted by david at April 5, 2008 6:28 PM

چه خوبه که سال نو رو با کرمون شروع کردین
کرمان دل عالمست و ما همه اهل دلیم
به امید اینکه لینک های رادیو زمانه باز شه در این سال

Posted by ماهیار at April 5, 2008 5:39 PM

شاد باش و دير زي
سلام ،عيد تون مبارك
ارادتمند شما: اعظم

Posted by azam at April 5, 2008 1:04 PM


با آرزوي سالي خوش براي استاد " معروفي " گرامي.

خرد نگهدارتان باد

Posted by ر.ر at April 5, 2008 1:24 AM

يك دسته گل سلام ارزانيتان عمري كه بود به كام ارزانيتان
جناب اقاي معروفي من سالها ي گذشته به دنبال شما مي گشتم و هم اينك كه شما را يافته ام بسيار خوشحالم شهر من قم است كه ميدانم شما از ان خوشتان نمي ايد ولي ما چه گناهي كرده ايم كه ادبيات داستاني اين شهر ويران است نبايد ايا امثال شما هواي ما را هم داشته باشيد ؟ما به راهنمايي هاي تان نياز داريم سال بلوا را خواندم پيكر فرهادرا هم مجموعه ي درياروندگان را هم اما به دنبال يك اثر بودم كه استادم گفته بود شما ان را نوشته ايد :نام تمام مردگان يحيي است ميخاستم بدانم اين كتاب اصلا وجود دارد كه براي شما باشد يا.....راستي به وبلاگ ما هم اگر ميسر است سري بزنيد ممنون از همه ي لطفتان
-------------------------------
سلام
مرسی از لطف شما.
رمان "نام تمام مردگان يحياست" کار من است، چند کپی از آن در دست برخی دوستان هست، ولی هنوز چاپ نشده.
جوانمرگ شد.
عباس معروفی

Posted by کولی at April 4, 2008 4:47 PM

سلام
سال نو به رسم همه مبارك
استاد وجود پيرمردي به همراه پسر كوچكي به نام باسي كه ظاهرا خودتان هستيد.در داستان هايتان دليل خاصي داره؟
از خاطره اي ميياد؟
امضاي شماست؟
يا...
مشتاقانه منتظر جوابتان هستم.

Posted by sara at April 4, 2008 3:39 PM

سلام و سال نو مبارك .
اول اينكه از نوشته "ويدا" خيلي غمگين شدم ....
دوم اينكه آقاي معروفي عزيز
چقدر دير به دير آپديت ميكني .
همش ميام اينجا سر ميزنم امان از يه شعر .... يه نوشته !

بساز مارو

Posted by سامان at April 4, 2008 12:52 PM

با درود و شاد باش سال تازه به خالق سمفوني مردگان
فرصتي دست داد به همراه همسرم سري به سنگسر بزنيم و باز خواني فكري سال بلوا و ديدن منزل پدري محمد بكوتن و ارزوي شاد كامي براي شما
و در ارزوي اينكه فريدون سه پسر داشت شما روزي به خواندنش نايل شوم
4 فصلتان برابر
شاد زي
يا حق

Posted by ابراهیم at April 4, 2008 8:16 AM

روايت هاي گوناگونياين جا برپاست. عده اي مي گويند كه كيارستمي زخم بر تن كم رمق ادبيات مي زند و كارهايش ويران كردن بازمانده هاي شكوه و بزرگي اين ادبيات است. عده اي اورا مي ستايند كه با استفاده از نامش بسياري از كساني را به سمت ادبيات كلاسيك باز مي كشاند كه مدت هاست با كتاب بيگانه شده اند.
من هم عاشق عكس هاي كيارستمي ام. خودم هم فرصتي كه دست مي دهد عكاسي مي كنم و لمس مي كنم دريچه نگاهش را. اما اين جا هم باز خود داستاني است، يك مثال: استاد شجريان كه بزرگ موسيقي سنتي ماست، نوازنده ماهري ست در سنتور و خطاط برجسته اي نيز هم..اما نه مي نويسد اين جا و آن جا و نه مي نوازد در اجراها و مي گويد بزرگان هستند كه..مي خواهم بگويم آيا فردي چون كيارستمي، بگوييم خداوندگار سينما و عكس، كه من خود بي حد در اين هنرها مي پسندمش، بايست به خاطر شهرتش به ياري نامش، به هر وادي سر بكشد و در هر فضايي هنرنمايي كند؟ اصلا شايد سواد من و دانش من كم باشد و هنر ادبي اش را نديده باشم، براي همين نظر شما را پرسيدم! به هر حال پاسختان را پيچيده در همان جمله كوتاه حس كردم، اما آيا ادبيات اين همه بي كس مانده؟ كاش من در اشتباه باشم و همه اين ها خدمت به ادبيات باشد!كاش مرا كسي بيدار كند! نام يا به قول فرنگيان "برند"، مي ترسم اين نام به ادبيا بكشاند خيلي ها را اما براي تا هميشه هم پس بزند! كاش اين گونه نباشد....همه اين حرف ها براي اين است كه نگرانم، حرفه من ادبيات نيست، اين جا نقدها هم شده كاسب كارانه، كاش اين كتاب هاي روايتي به دستتان برسد و بخوانيد و نقدي بر آن ها بنويسيد...پراكنده گويي هايم راببخشيد.. درود

Posted by Babak at April 3, 2008 6:27 PM

درود بر شما جناب معروفی
نوروز خجسته باد. من بدبختانه با ادبیات و تاریخ کشورم آشنایی و دوستی چندانی ندارم. نمی خواهم این کوتاهی و کمبود را گردن آموزش و پرورش یا دانشگاه بیاندازم. اما آنها هم بی تاثیر نبودند. دو کتاب "سمفونی مردگان" و "سال بلوا" را به تازگی خواندم. ستایش برانگیز و آموزنده بود. با تمام زیبایی نوشتار و شیوایی بیان. تنها یک بار به هنگام انتشار گردون به دفتر شما آمدم تا بپرسم در برابر فرهنگ خواران و فرهنگ ستیزانی که بر شما می تازند چه می کنید. من که بهره ای از ادبیات و نو و کهن نبرده بودم.به هر حال تندرست، سربلند و شاد باشید

Posted by man at April 3, 2008 5:40 PM

سازمان معلمان ايران سال نو را به شما تبريك مي گويد.
پيروز و پايدار باشيد.

WWW.SMIEDU.BLOGFA.COM

HAPPY NEW YEAR.
WITH THE BEST
WISHES&TIMES
FOR YOU
AND
YOUR FAMILY.

Posted by علي پورسليمان at April 3, 2008 4:55 PM

سلام آقاي معروفي عزيز
سال نو شما شاد و پر از مهر
اميدوارم امسال بشود كه بازگريديد و همه بزرگان بازگردند و آزادانه بنشينيم و...(آرزو بر جوانان عيب نيست :-) )
راستي. اين آثار عباس كيارستمي را ديده و خوانده ايد؟ به خصوص اين آخري"سعدي به روايت كيارستمي؟ خيلي دوست دارم نظر شما را در اين رابطه بدانم. اگر حتي كوتاه و خصوصي هم برايم بگوييد بي حد متشكر خواهم بود.
درود بر شما
-------------------------------
من عکس های کيارستمی را دوست دارم.
با دريچه ی دوربينش زيبا می بيند.

Posted by بابك at April 3, 2008 6:34 AM

سلام بر شما
سال نو مبارك
سبز باشيد.

Posted by سورنا at April 2, 2008 12:41 PM

شهر کرمون............... هی باسی..........................هی باسی............دلم گرفته.....................اینجا زیادی سال نو نیست............

Posted by خرمگس خرفت at March 31, 2008 11:08 PM

جان بهروز کريمى زاده در خطر است

Posted by ايسکرا at March 31, 2008 10:21 PM

يادي از پيكر فرهاد كرديم

سال نو مبارك
البته با تاخير

Posted by شازده کوچولو at March 31, 2008 10:16 PM

سلام چقدر جهان کوچک است که در کلمه ای می گنجد وصدا گاه از کلمه بیرون می رود ودر عصر ها پیش می رود ...امید وارم شعر ونام ومان در جهان باشد ودر جان...مانا باشی ...سال نو مبارک

Posted by حسین دیلم کتولی at March 31, 2008 12:36 AM

عرض سلام و احترام خدمت جناب معروفی دارم و سال نو را تبریک عرض می دارم.
موفق باشید و همیشه سبز و خرم...

Posted by طوبی ابراهیمی at March 30, 2008 11:19 PM

سلام جناب معروفي
سال نو مبارك.
رمان سمفوني مردگان را خوانده ام. نيم گويم يك شاهكار است اما برا ي مني كه در انتخاب كتاب اينهمه وسواس به خرج مي دهم، زيبا بود. ايدين را تا ته داستان دنبال كردم و براي اش گريستم.
مي خواهم به طور جدي داستان نويسي را شروع كنم. ايا غير از اين نوشته هاي اين گوشه و درس هايتان ابزار ديگري سراغ داريد براي يادگيري ام؟ از تجربياتتان استفاده خواهم كرد.

Posted by مریم م at March 30, 2008 5:34 PM

سلام آقای معروفی
بهار که آمده چرا روز , نو نیست؟
به امید روز های نو برایمان .
بهار مبارک.
"سمفونی مردگان" و "سال بلوا" به شدت من رو تحت تاثیر قرار داد .به آیدا فکر می کنم که سوخت و آیدا هایی که می سوزند .به آیدین که ذهنش سوخت . به اورهان که سوخته بود .
آقای معروفی عزیز
برایتان شادی و سلامتی آرزو می کنم. ممنون.

Posted by لبخند at March 30, 2008 11:25 AM

بادرود فراوان
سال نو را به شماتبريك گفته اميداست سالي همراه با خوشي و سلامتي باشد

Posted by ronak at March 30, 2008 5:31 AM

تازگی ها همه چیز را سیاه می بینم !!

من سیاهم، سیاه می بینم *** دائما اشتباه می بینم
خنده در گوش بنده چون گریه *** ناله را قاه قاه می بینم
پیرزن های کوچه مان را هم *** دختر پادشاه می بینم
ظهر ها در نماز شب،غرقم *** نیمه شب را پگاه می بینم
خانه ی امن من سرِ صخره ست *** دشت را پرتگاه می بینم
هر کجا بیوه ی مسلمانی ست *** باب عقد و نکاح می بینم!

لطفا ادامه این شعر طنز را بخوانید.

Posted by فریدون هاشمی at March 30, 2008 1:11 AM

با سلام و عرض تبریک سال نو خدمت شما آقاي معروفي
وبلاگ " ترانه بازی " با انتشار مصاحبه ی اختصاصی با شاعر عزيز اردلان سرفراز به روز شد
شاد باشید

http://taranehbazi.blogfa.com

Posted by Hossein at March 29, 2008 5:38 PM

سال نو مبارک ،
بد نیست که سری هم به وبلاگ گودو بزنید .


ارادتمند : گودو

Posted by گودو at March 29, 2008 4:16 PM

هميشه بيادتان هستم ..
با آرزوي بهترينها در سال جديد ...
برايتان اوستا ..

Posted by آرزو at March 29, 2008 3:21 PM

سلام استاد
دستي به قلم برده ام و چشم به راه نظرت و راهنماييت هستم.

Posted by شاه شمشاد قدان at March 29, 2008 6:40 AM

سلام آقای معروفی
نوروز مبارک
دو روزیست که نوروزم کش آمده همچون عسل
چون پیکر فرهاد در دستانم است
باسی را هم فهمیدم آخر
ممنون که جوابم را ندادید و گذاشتید این ذهن زنگارگرفته خود بیابد پاسخ سوالش را
آویشن

Posted by آویشن at March 28, 2008 10:37 PM

سلام
از زمانيكه به ترك خاك اينترنت مجبورم كردند چند ماهي ميگذره و لابدشما هم اصلا منو يادت نمياد.
به هر حال عيدت مبارك عمو عباس.

Posted by سودابه رادفرد at March 28, 2008 9:35 PM

سلام اقاي معروفي...
سال نو مبارك... سال خوبي داشته باشيد شاعر عاشقانه هايي كه با خوندنشون عاشق تر مي شم:)

Posted by نرگس at March 28, 2008 8:25 PM

جناب معروفی عید نوروز بر شما مبارک ممنون از تئوریهایی که بغل وبلاگتون برای تمرین نوشتن گذاشتید ....این ها مثل چراع راه درست رو به آدم نشون میدهند...سالی پربار و موفق داشته باشید

Posted by دختر همسایه at March 28, 2008 8:25 PM

سال نو مبارک عزیز

Posted by شهرام میرزایی at March 28, 2008 4:17 PM

سلام.يادمه يه جايي گفته بوديد "سمفوني مردگان"بهترين رمان بعد از انقلابه.با اين حرفتون مخالفم.شايد گردش زماني توي اين رمان خوب باشه.ولي چيزي كه براي من بيشتر ارزش داره محتوا و درون مايه ماركسيتي اين داستانه كه يه جورايي انگار مانفيستشه.راستش من با اين رماناي ايدولوژي اصلا نمي تونم كنار بيامچقدرم خوب نيما رو منصوب به خودتون كرديد!.مثل همون قضيه زنه تو رمان "پيكر فرهاد"تون_كه قرار بود زن اثيري بوف كور باشه_ كه قضاي نذري مي خوره و همه چيز درست ميشه!
www.veraje-tanha.blogfa.com
----------------------------------------
لطفاً مستند حرف بزنيد.
نقل قول دروغ از يک نويسنده، آن هم در پنجره ی خودش!
واقعاً که...
با اينهمه اميدوارم شما بهترين رمان بعد از انقلاب را با همان نشانی هايی که می دهيد، بنويسيد.
ويادتان باشد اگر چنين کرديد، درباره ی رمان خودتان قضاوت نکنيد.
بگذاريد ديگران بگويند.
در ضمن، منسوب را اينجوری می نويسند.


Posted by پیمان at March 28, 2008 12:15 AM

نوروز مبارك. به اميد سالي سرشار از نوشتن و رويش.

Posted by zamini at March 27, 2008 11:55 PM

سال نو مبارك.

Posted by ali at March 27, 2008 4:55 PM

سال نو مبارك.

Posted by al at March 27, 2008 4:54 PM

باسي عزيز
روزي تو باز خواهي گشت
روزي که شبيه امروز نيست
اينجا سرد است
تو که بيايي هر روز نوروزست
نوروز با تو روز آزادي است
زنده مي مانم تا بازگشتت را ببينم
----------------------------------------
سلام
مرسی از لطف و مهرت
شاد و سلامت و سربلند می خواهمت
باسی

Posted by آخرين ققنوس at March 27, 2008 11:21 AM

دیر رسیدم. اما آرزوی دل خوش و سلامتی برایتان را تازه از آب گرفته ام. تا دو سه هفته دیگر که بیایم کنارتان تازه می مانم. سلام استاد. رسیدن بهار بر شما مبارک.

Posted by رضیه at March 27, 2008 6:24 AM

یسلام سلام درود درود بر شما آقای عباس معروفی ..من خیلی خیلی خوشحالم که شما رو گیر آوردم .بابا دلمون برای شما شده مثل دل گنجیشککی که منتظر مادرش توی آشیون ی پر از تیغ وسیم خاردار گیر کرده .آقای معروفی من از اون موقع که شما مدیر ومسوول دنیای سخن بودید با شما آشنا بودم .تمام شماره های اون مجله واقعن تک وبرتر رو میخریدم ونگه میداشتم وبا ذوق واشتیاق خیلی زیادی می خوندم در ضمن من جز انجمن روزنامه نگاران جوان بودم که در زمان ملا ناطق نوری ایجاد شد ودر زمان ملا خاتمی خانه ی روزنامه نگاران جوان به توسط مدیر ومسول خودش یعنی(جناب آقای ؟؟زایری ) با کلک ونیرنگ بسته شد البته بودجه رو کم آوردن.
جناب معروفی نمی دونید چقدر خوشحالم که اسم شما رو توی اینترنت دیدم .چی بگم که نمی تونم وصفش کنم .
یادش بخیر دنیای سخن که واقعا دنیای سخن بود . شما رفتید واز این حماقت بازار راحت شدید .نمی خوام آه وناله کنم ولی شما بگو مگه توی این کشور نحس شده کار دیگه ای هم میشه کرد.
آقای معروفی شما مایه ی افتخار این مملکت هستید . ولی خاک بر سر اونهایی که شما رو درک نکردند وبا اون دادگاه کذایی شما رو از کشور ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بگذریم من از داخل کشور چند کتاب شما از جمله همین سمفونی مردگان وتبل بزرگ زیر پای چپ رو داشتم اما به دلایل ؟؟؟مجبور به فروش ان شدم
حالا بگید 1- ما چطور کتاب شما رو از هر یک که میتونید تهیه کنیم .
2- توی این وانفسا ی فرهنگی چه کاری برای این کشور میشه کرد ؟

آقای معروفی من میدونم شما از دلسوختگان این مملکت ناسپاس هستید .برای همین خبری براتون دارم .شما بگید با این خبر چه باید کرد؟؟؟؟
متاسفانه دارند (همونها که خودتون میدونید ) کاری میکنند که بچه های مردم از همون دوره ی ابتدایی بی سواد بار بیان ووقتی هم بزرگتر شدند با همون بی سوادی دیگه سر از کار این فلان فلان شده ها در نیارن ؟؟میدونید بچه ای که کلاس پنجم ابتدایی است نمی تونه از روی کتاب رو خوانی کنه . یادم هست در سال گذشته دانش آموزانی توی این مملکت قبول شدنند که هر یک توی 6 درس صفر شده بودنند . خدا شاهد است که این مسایل هداف دار است وعد ه ای میخواهند ضربه به ریشه ی این فرهنگ وهنر پاک بزنند
آقای معروفی نمی دونید چه اتفاقی داره می افته ..دارند معلم را بی انگیزه میکنند شما بگو ؟؟/شما برو وفکری کن وبه ما وهمه بگو در رابطه با این خیانت ملی چه باید کرد .

از رویت شما (دیدن مجازی ) خیلی خوشحال شدم
نوروز شما هم فرخنده وآباد وآزاد باد
با من حتما در ارتباط باش خیلی عزیزی عزیز دور از وطن
----------------------------------------
دوست گرامی،
شما منو با شاهرخ تويسرکانی عوضی نگرفته ايد؟
يا با جواد معروفی که سمفونی پنج بتهوون را ساخته؟
يا با نمی دونم کی!
به هر حال هنوز کتاب طبل بزرگ زير پای چپ تا به حال چاپ و منتشر نشده شاد باشيد

Posted by akhn82805302 at March 27, 2008 1:11 AM

ببخشید نمی خواستم حال نوروزی شما را هم خراب کنم اما دیگر به که بگویم به کجا بگویم؟ آخر هموطن من همین جلادهای قلدر هستند! من برای که گریه کنم؟ برای کدام وطن؟

Posted by ویدا at March 27, 2008 12:13 AM

ببخشید نمی خواستم حال نوروزی شما را هم خراب کنم اما دیگر به که بگویم به کجا بگویم؟ آخر هموطن من همین جلادهای قلدر هستند! من برای که گریه کنم؟ برای کدام وطن؟

Posted by at March 27, 2008 12:12 AM

آقای معروفی عزیز سلام
چند روز پیش رفته بودم به خیابانهای این شهر مرگ زده که به دوستم چند کتاب امانت بدهم. کتاب "موسیقی آب گرم" از بوکوفسکی و "توپ مرواری" صادق هدایت و کتاب "پیکر فرهاد". داشتم کنار یک کتاب فروشی با دوستم صحبت میکردم که صدایی گفت: بیا سوار شو. برگشتم وبه موجود سیاه پوشی که ارث پدریش را از من طلب کار بود گفتم: بله؟ گفت حرف اضافه نزن سوار شو. و هلم داد داخل ماشین.
آقای معروفی عزیز من را دو روز در زندان! و نه بازداشتگاه موقت، دو روز در زندان کنار دو قاچاقچی مواد مخدر و یک دزد نگه داشتند با اتفاق چند دختر دیگر مثل خودم.جرم من آنطور که در تعهد نامه ام ذکر شده بد حجابی است ،شامل مانتوی کوتاه(که تا روی زانویم بود!!!) و شاید(!) کمی تنگ !!!!! حقیقت است! آقای قاضی محترم نمی توانست تصمیم بگبرد که لباس من تنگ هست یا نه! پس نوشت شاید.
آقای معروفی عزیز به من گفتند که فاحشه هستم و من و امثال من هستیم که جامعه را به گند کشیده ایم و امنیت اخلاقی مردم را از بین برده ایم.
حقیقت اینست که من تاوان ذهن کثیف کسانی را پس میدهم که حالا سوار گرده ی این مردمند. خانه ی عفاف(!) میسازند که هر کس با اجازه ی شرعی هر غلطی خواست بکند و من پوشیده در لباس امنیت میدزدم از چشمان دریده ی چند چشم چران. زندگی من به چشم این جماعت کم از خرید و فروش مواد و دزدی نیست. در ماشین جمع آوری دزدان عفاف جمعی! زنی که به بهشتی بودنش خیلی مطمئن بود یک بند میگفت: فاحشه ی بی آبرو،بی پدر مادر،کثافت هرزه! کتابها را از دستم گرفت و پاره کرد . دلم هزار تکه شد.
آقای معروفی عزیز من فا حشه نیستم اگر بدنم را زیر لایه های کفن سیاه قایم نمی کنم. فاحشه نیستم اگر از دختر بودنم شرمسار نیستم . هرزه نیستم اگر در اندامم حسی از آلودگی ندارم و میدانم دختر معجزه زیبای ست در دستان آفرینش. اقای معروفی عزیزمن فاحشه ام اگر تمجید زیبایی ام مرا شاد میکند؟ من هرزه ام اگر لباس زیبایی بپوشم که از پوشیدنش لذت میبرم؟آیا نقاشی که زیبایی استعداد و تخیلش را روی بوم به نمایش در می آورد و از زیبایی هنرش و تمجید دیگران لذت میبرد فاحشه است؟یا شادی نویسنده از زیبایی واژه هایش از او فاحشه میسازد؟ اقای معروفی به چشم این جلادان هر زیبایی جرم است! کتاب های زیبا را توقیف می کنند و سایت های زیبا را فیلتر و آدمهای زیبا را به زندان می اندازند. آقای معروفی عزیز جرم شما نوشتن نبود زیبا نوشتن بود جرم آقای گنجی هم زیبا زنده بودن. جرم یک نوازنده که کنسرتش را با چماق به هم میریزند زیبا نواختن!
همین خدایی که این جلادان مرا از او میترسانند که از موهایم آویزانم خواهدد کرد و در دوزخش سرب داغ در چشمانم خواهد ریخت اگر اینچنین زشت و تاریک بود این همه گل نمی آفرید تا زیباییشان را تحسین کنیم.
/ایا خدا که این همه زیباست نیا فریدتمان تا زیباییش را ستایش کنیم؟ اگر از ستایش ما شاد میشود و اگر زیبایی را دوست داردو این همه زیبایی که به چشمهای آفرینش ریخته،آیا او را نیز فاحشه خواهد کرد؟
زیر فریاد های جلادان زیبایی که نمیدانم به کدام جهنم تهدیدم میکردند فکر کردم اگر زیبایی و لذت از آن جرم و فاحشه گری باشد جهان فاحشه خوانه ای بزرگ است. هر گوشه که نگاه کنی زیبایی به شکلی خودش را به رخت می کشد و وادارت می کند مجیزش را بگویی.

Posted by ویدا at March 27, 2008 12:08 AM

من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ و فلك / چرخ بر هم زنم ار غير مرادم گردد . سال نو مبارك .

Posted by لیلا at March 26, 2008 9:08 PM

سلام پدر عزیز
سال برایم تحویل نشده، صدایتان را نشنیدم، پیدایتان نمی کنم نه با تلفن، نه با ایمیل!
مصاحبه تان با بهروز حشمت را که شنیدم، مطمئن شدم که در سفرید، و از مصاحبه با علی نصیر هم فهمیدم که از اتریش برگشتید. تلفن کتابفروشی هم جواب نمی دهد و فکر می کنم، برلینی ها به علت تعطیلات نوروزی قرار نیست کتاب بخوانند و به جایش کباب می خورند؛ کبابی حافظ، کبابی خیام مهمترین اماکن فرهنگی شهر ما هستند.
سال خوبی برایتان آرزو می کنم؛ امسال به برلین که آمدم می خواهم چند روزی کتاب بفروشم؛ خودم. صحافی هم یادم نرفته؛ این اشک لامصب، باز حلقه زد، چرایش را پدر می داند.
با مهر
پیام
-------------------------------------------
پيام من!
عزيزم
دلتنگ تو گاهی به کلمات طنزآلودت فکر می کنم و لبخند می زنم.
جای تو هميشه در خانه ی من خالی ست.
نم اشکی هميشه گوشه ی چشم می ماند برای وقت دلتنگی.
با اين حال
خوشحالم که کم نمی آوری، می خوانی و بر می شوی از حاشيه، و تو از معدود کسانی هستی که با درايت و قابليت به قله ای که می خواهی، خواهی رسيد.
ولی نگاهت به قله ی بعدی است.
قله ها تا آسمان سر می کشند.
دلم می خواهد مثل عقاب پر بکشی.
آره.
تو کلاغ نيستی،
عقاب من!
عباس معروفی

Posted by پیام یزدیان at March 26, 2008 4:17 PM

نوروزتان مبارك آقاي معروفي عزيز.

Posted by فروغ at March 26, 2008 3:25 PM

به راستي صلت كدام قصيده اي اي غزل؟
بهارتان مبارك.

Posted by papalino at March 26, 2008 3:11 PM

سلام آقای معروفی !
با اینکه دیره ولی منم عید رو به شما تبریک میگم !امیدارم سال خوب وخوشی داشته باشید

Posted by یک انسان نه چندان معمولی at March 26, 2008 1:55 PM

درود و شادباش سال تازه ی خورشیدی به رفیق همیشگی...آخرین چریک با شعری دیگر به روز است..نص صریح قانون...یا حق

Posted by emad at March 25, 2008 10:49 PM

سال نو مبارك

Posted by آبی at March 25, 2008 1:53 PM

سلام آقاي معروفي
فرا رسيدن سال نو رو تبريك مي گم
اميدوارم كه سال خوبي در پيش داشته باشيد

Posted by maryam(.symphony-of-dark) at March 25, 2008 10:07 AM

سلام آقاي معروفي

سال نو بر شما و خانواده ي محترمتان مبارك.

دوباره مزاحم شدم بابت تبديل كردن كتاب "فريدون سه پسر داشت" به فايل جاوا براي خواندن بر روي موبايل. قبلا توضيح دادم در موردش. اما نمي دانم چرا جوابم را نداديد. ممنون مي شوم اگر گوشه ي چشمي هم به حقير بيندازيد و مرا از بلاتكليفي رها كنيد.

منتظرتان هستم.

دوستدار شما و آثار ارزشمندتان: حسين ليستي

Posted by Hossein Listi at March 24, 2008 8:50 PM

استاد عزيز جات خيلي خاليه. عيد ايراني هم مثل چيزاي ديگمون يه جوره ديگه شده. به قول بامداد شاعر سال نو ديگه داره بي چلچله, بي ماهي سرخ , بي... مياد.

Posted by Ali at March 24, 2008 7:59 PM


چقدر طول ميكشد تا بهارمان بهاري شود؟!
نو ترين سال را برايتان آرزومندم.

Posted by مینا درعلی at March 24, 2008 3:10 PM

امسال برای اولین بار بعد از 23 بهار... لحظه ی تحویل سال از سفره جا ماندم... نفهمیدم کی سال تحویل شد... نشد برات آرزو کنم... مثل گذشته... و من این را به فال نیک می گیرم... یعنی تو دیگر به آرزو نیاز نداری... و به زودی...آرزو آینه می شود.... میان دست های من و تو در آینه می خندی... بهار شد و حالا تاریخ نرگسی من می گوید که ماه هاست از تو بی خبرم...
اصلا مرا یادت هست؟
سال نو مبارک همیشه بهار من

Posted by گل نرگس at March 24, 2008 2:14 PM

عباس جان سلام.
روز وقتی با خورشید خانوم خودشو مهمون اطاقم میکنه، یاد عید تو دلم روشن میشه.
دلت مانند روز آفتابی امروز همیشه روشن باد.
با اجازه ات کلیپی ساختم که در وبلاگ جدیدم میشه اونو دید.
امید که ازش خوشت بیاد.
http://saidazberlin.de/reshteye%20tasbih.wmv
آرزوی دلی بهاری و خجسته برایت دارم.
سعید از برلین.

Posted by سعید at March 24, 2008 11:59 AM

آقاي معروفي همين امروز قسمتي از سمفوني مردگان را توي وبلاگم گذاشتم و فكر كردم هيچ راهي نيست كه از شما اجازه بگيرم
اگر چه كمي دير شده اما اگر بفرمائيد از وبلاگم حذفش مي كنم
با تمام وجود آرزوي بهترين ها را برايتان دارم

Posted by mahshid at March 24, 2008 10:43 AM

چه سالي!
چه شروعي!
داوود اسدي هم رفت, سه روز بود سال نو شده بود, فقط سه ماه كودكش رو ديد...هميشه آرام بود و گوشه نشين, حالا آرام تر شده...
فلسفه اين آمد و رفت ها چيه...
خرابم استاد...

Posted by آیدا at March 23, 2008 8:15 PM

سلام
خوبی؟
سال نو مبارک
امیدوارم سال خوبی داشته باشی
پر از موفقیت

منتظرتم

Posted by طنین سکوت at March 23, 2008 4:32 PM

معروفي نازنينم !

نوروز بر شما و خانواده ي محترمتان مبارك... اميد دارم كه امسال سال رهايي باشد تا به خانه برگردي و باز هم براي بچه هاي ايران روي صفحه كاغذ سفيد كاهي روزنامه و مجله بنويسي تا ما هم سر شوق بيايم از بوي مواد چاپي و خواندن و بو كشيدن چندين و چند باره ي معروفي - معروفي بزرگ... مست شويم

امسال شايد سال روشني باشد ؟ نمي دانم ؟!

انگار من هر بار كه مي آيم بايد بپرسم كه تماما مخصوص كي از راه مي رسد ؟ دلم تركيد...

زنده باشيد و ژر از واژه

Posted by saeed at March 23, 2008 4:03 PM

گرچه منزل بس خطرناك است و مقصد بس بعيد
هيچ راهي نيست كآن را نيست پايان غم مخور
دور گردون گر دو روزي بر مراد ما نرفت
دائماً يكسان نباشد حال دوران غم مخور

آخر اسفند نرده‌هاي پل را رنگ‌ تازه مي‌زنند، خيابان‌ها را خط‌كشي مي‌كنند.
و تو مي‌آيي، روي خط‌كشي خيابان راه مي‌روي. دست‌هات را به نرده‌ها مي‌گيري و از روي پل به كارون نگاه مي‌كني.
به آسياب‌ها كه رسيدي پپپت را روشن مي‌كني و در آرامش به صداي آبشارها گوش مي‌كني.
زمزمه‌كنان از كوچه‌هاي قديمي اين شهر عبور مي‌كني و...
تو مي‌آيي

Posted by حميدرضا سليماني at March 23, 2008 3:15 PM

آقاي معروفي عزيز سال خوبي را برايتان ارزو مي كنم. شاد و تندرست باشيد و ايام به كام

Posted by پونه ابدالی at March 22, 2008 9:53 PM

سلام
سال نو را خدمت استاد ارجمند و نويسنده ي تواناي كشورمان تبريك مي گويم.

Posted by kourosh at March 22, 2008 8:12 PM

همچو عباس که معروف شده رفت
شده ایم معروف مانده اینجا که مپرس

Posted by ماسک at March 22, 2008 7:55 PM

درود .
به نوروز دگر هنگام ديدار / به آيين دگر گردي پدیدار ...
بدرود .

Posted by م.شمسی پور at March 22, 2008 4:12 PM

عصبانی شدید از کامنتهای قبلی من، نمی‌دانم چرا ولی من قصد اهانت یا تمسخر نداشتم.

به هر ترتیب، سال نو مبارک.

Posted by سوسن جعفری at March 22, 2008 8:43 AM

آقاي معروفي عزيز
خانه نمي كند آزادي در اين جا چون سال هاست كه رفته است ،كوچ كرده ومن تازگي ها به اين يقين تلخ رسيده ام كه انگار خودمان اين طور مي خواهيم اين مردم خودشان گريزان از آزادي اند وواي وافسوس بر ما .
سالت خوش باد ومباد كه دلتنگ خانه باشي كه خانه ديگر جايي براي ماندن نيست .سالت خوش باد ومباد كه اندوهي به گوشه ي دل نازكت بخزد وبه حافظ گوش كن كه هنگام تحويل سال گفت :
فلك به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلي ودانش همين گناهت بس
سال خوشي را برايتان آرزومندم

Posted by محبوبه میم at March 22, 2008 8:39 AM

چرا مادری را به مرد نمی دهی؟!
کودکی اگردر وجود مرد جان می گرفت
شاید اینقدر سنگدل نبود.
یوگنی یفتو شنکر

آقاي معروفي مهربان سال نو مبارك

Posted by mahsa at March 22, 2008 8:32 AM

آقای معروفی عزیز با اجازه شما یک شعر زیبایتان را در بلاگم گذاشتم(بوی آبی لاجورد) اسم بلاگ شما در ملکوت را هم نوشتم.
امیدوارم دلگیر نشوید اما این شعر اینقدر زیباست و حال اکنون من را میگوید که نتوانستم از ان بگذرم . البته اگر مجاز نستم بگویید حتما برش می دارم.
ممنون از همه نوشته های زیبا.

Posted by ویدا at March 22, 2008 12:58 AM

عباس نازنین، سال نوی خیلی خیلی خوب‌ای برای خودت و عزیزان‌ات آرزو می‌کنم. به امید ایام به‌تر عزیز من.

Posted by هاله at March 21, 2008 11:55 PM

سلام رفيق
نبودن سر سفره هفت سين، توی لحظه تحویل سال، درست روی خاک مملکت خودت، گلویت را آنقدر فشار می دهد که آخرین اشک های ریخته نشده ات هم بزند بیرون. کاش یک روز برسد که همه توی سرزمین خودمان باشیم موقع تحویل سال.
:)

Posted by سعید ابوالقاسمی at March 21, 2008 9:32 PM

آقاي معروفي زود به زود بنويسيد ... من بي تاب نوشتن هاي شمام

Posted by مرجان at March 21, 2008 7:07 PM

درود استاد گران ارج.
سال نو وبها ر نو مبارکت باد!
همیشه سبزوشکوفا بمانید

Posted by daryabari at March 21, 2008 6:39 PM


سلام و خسته نباشيد به عباس معروفي

سال نو بر شما مبارك باشدو سالهاي خوبي را بگذرانيد . من مجيد بهشتي از همكلاسيهاي دانشكده هنر هاي دراماتيك هستم و وقتي سايت شما را ديدم لذت بردم از لندن مه الود و غم زده برايت مي نويسم

مو فق باشيد .

Posted by لیلا at March 21, 2008 5:04 PM

واقعا سمفوني مردگان چيست؟ يعني همان سمفوني است كه من را دو هفته ي تمام مجبور كرد كه حرف نزنم و مرتب به خانواده ي خودمان فكر كنم كه چرا آنقدر به خانواده ي ما و زندگي ما شبيه .
جناب آقاي عباس معروفي اميدوارم بنويسي تا وقتي كه زنده اي و حتي وقتي كه مردي اين توانايي رو داشته باشي كه دوباره بنويسي.
به وبلايگ من هم سري بزنيد و از نقد شما در مورد داستانهايم مرا سر افراز مي كنيد و بر تاثير نوشتن من مي افزاييد.

Posted by gabo2 at March 21, 2008 3:57 PM

چقدر دنیا بد میگذرد، تو آن طرف دنیا، ما این طرف دنیا و بهار چه غمزده از دیار ما میرسد به دیار شما.
وقتی یار در غربت است وطن ما هم مثل غربت است و بهار همچون تمامی فصلها بی صدا میگذرد.
دلم گرفته ، دلم برای یک کاسه محبت ضعف میرود.

نوروز دلگیرم بر شما مبارک نباشد اما روزگار بر شما خوش و خرم. سبز و آفتابی باشی باسی عزیز من.

Posted by حسام at March 21, 2008 3:51 PM

salam aghaye maroufie aziz
omadane bahar mobarak.omidvaram hameye faslaye zendegitoon bahar bashe.sabz va por bar.baratoon mail ferestade boodam fekr konam dastetoon nareside bashe.

sepideh

Posted by سپیده at March 21, 2008 3:03 PM

با درود و سلام اميدوارم سال جديد يادش باشد كمي آسايش و آرامش بياورد. سالي باشد كه عيد بشود و عيدي مبارك باشد

Posted by عبدالقادر بلوچ at March 21, 2008 6:34 AM

میلاد ِ بهار مبارک
حافظ چند ساله شد؟
.
جاي شما امسال هم خالي بود
...
پ.ن:
استاد خوبم
با اجازه ي شما ،آثارتون رو (را !) براي موضوع تحقيق دانشگاه انتخاب كردم
و در یک سزی مواردِ جزیی به کمک شما نیاز پیدا کردم
اما متأسفانه آدرس ِ پست ِ الکترنیک ِ شخصی شما از لیست آدرس های من پاک شده
و هر چه کردم نتونستم دوباره به اون دست پیدا کنم
سپاسگذار می شم اگر آدرس ِ پست ِ الکترونیک خودتون رو برای من بنویسید
با سپاس فراوان
ترنج
Abbasmaroufi@gmx.de

Posted by ترنج at March 21, 2008 12:19 AM

به انتظار يك فوت تمام مخصوص موسيقي نشسته ام، باد بهاري مي آوردش يا نسيم صبا؟
دو نوبت نامه الكترونيك ارسال كرده ايم، رويت شد؟
روزهاي سال نو به شادي،
ارادت تماما مخصوص.

Posted by narges at March 20, 2008 11:48 PM

نو بهار است در ان كوش كه خوشدل باشي.
همه بهار تقديم تو باد وقتي صادقانه قلبت را مي نهي و دل مي بازي .

Posted by استاکر at March 20, 2008 10:15 PM

گلها جواب زمين اند به سلام آفتاب
نه زمستاني باش كه بلرزاني
نه تابستاني كه بسوزاني
بهاري باش تا بروياني
.
.
.
سال نو مبارك

Posted by هومن at March 20, 2008 9:24 PM

سلام آقای معروفی عزیز
بهاری دیگر آمد و شادی نو شدن ِ طبیعت ، شوری دوباره در دل ها آفریده . سال نو را به شما و عزیزانتان شادباش می گویم و قسمتی از شعر حافظ را برایتان انتخاب کرده ام که امیدوارم به عنوان هدیه ی نوروزی از من بپذیرید .

عشقت نه سَرسَری است که از سَر به در شود
مِهرت نه عارضی ست که جای دگر شود .
عشق تو در وجودم و مهر تو از دلم
با شیر اندرون شد و با جان به در شود !

دردی است درد ِ عشق ، که اندر علاج آن
هر چند بیش سعی کنی بیشتر شود .
...

پرستو

Posted by parasto at March 20, 2008 8:43 PM

( ترجمه ي شعري از قباد) به عباس معروفي
×××××
دل من
کشوری کوچک است
نه پرچمی دارد
نه مرز
نه سرباز

با این حال
نه هیتلر می تواند اشغالش کند
نه تاریکی
نه خزان

دل من
مقهور برق چشم های تو
بدون تیراندازی
بی خونریزی
تحت تصرف عشق درمی آید!
×××××
عيدت مبارك وطن در تبعيد.

Posted by سعيد دارائي at March 20, 2008 4:47 PM

سلام استاد

سال نو تان مبارک باشد!

هر چند .....
بهار و گل طرب انگيز گشت و توبه شكن
به شادي رخ گل بيخ غم ز دل بركن
رسيد باد صبا غنچه در هواداري
ز خود برون شد و بر خود دريد پيراهن
طريق صدق بياموز از آب صافي دل
به راستي طلب آزادگي ز سرو چمن
ز دستبرد صبا گرد گل كلاله نگر
شكنج گيسوي سنبل ببين به روي سمن
عروس غنچه رسيد از حرم به طالع سعد
به عينه دل و دين مي برد به وجه حسن
صفير بلبل شوريده و نفير هزار
براي وصل گل آمد برون ز بيت حزن
حديث صحبت خوبان و جام باده بگو
به قول حافظ و فتوي پير صاحب فن

شاد باشید و موفق "بمانید!"

Posted by متولد ماه مهر at March 20, 2008 4:16 PM

...
پنجره امّا
هم از آن‌گونه – سر در کار خود –
بر بسته دارد لب
چون گل نشکفته‌ی لبخند
رشته‌رشته بذر مرواریدش اندر کام.
لیک امّید من
از هزاران روزن او
صبح پاک تازه‌رو را می‌دهد پیغام...

شبانه (احمد شاملو)

جناب معروفی
عید شما مبارک
با آرزوی تن‌درستی و سرفرازی

Posted by آرش at March 20, 2008 3:37 PM

بيادتان هستم و سال خوبي برايتان ارزومندم... سالي كه غم گدايي كند و عشق فرمانروايي.

Posted by رویابیژنی at March 20, 2008 1:58 PM

ما که قبله‌ی عالم باشیم، اين عيد باستانی جلالی نوروزيه را به شما که وليعهد خودمان باشيد خجسته‌باد می‌گوييم. تيليفون کرديم به زاويه‌ی‌تان. حرم‌نشينان گفتند رفته‌ايد هواخوری!‌ حالا اين‌جا می‌نويسم که سال نوتان مبارک. يادتان نرود سری به ديوان‌خانه‌ی مبارکه بزنيد. ما منتظر شما می‌مانيم!
--------------------------------------------
قبله ی عالم سلامت
الساعه که جماعت آلمانی آمده بودند دستبوس مقام ولايتعهدی، رفتند و ما آسوده می خواهيم قدری لم بدهيم اسمان را نگاه کنيم و دعا بخوانيم و به جان قبله ی عالم فوت کنيم.
وليعهد بارگاه ملکوت

Posted by قبله‌ی عالم at March 20, 2008 12:07 PM

سلام ... عید شما مبارک و خجسته ... امیدوارم زودتر بستری فراهم شود تا ما شاهد حضور شما در وطن خودمان باشیم ... به امید سالی بهتر ...

Posted by مرجان at March 20, 2008 11:48 AM

jenabe maroofie aziz, ba arezoohaye khoob, sale jadidetoon mobarak

Posted by Heidar at March 20, 2008 11:47 AM

سال نو مبارک.
بهترینها را برایتان آرزو می کنیم.

همیشه باشید.

Posted by zahra & raheleh at March 20, 2008 11:31 AM
Post a comment









Remember personal info?