Comments: نوعي خوانش‌ (۳ )

I think you hit a bullyese there fellas!

Posted by Valen at septembre 8, 2012 11:54 PM

لطفن به پستچی بگوئید پرحوصله باشد.. مثل خودتان جناب پیر مغان..

کدپستی: 1475883586
تلفن : 021 - 44405338
موبایل: 0912 - 2064617
0912 - 4258451

تشنه ام.. تشنه تر از همیشه..

Posted by سلام at septembre 29, 2009 10:15 AM

مصطفا دلاوری پاریزی یا خانم خاتمی.. مش تاقم .. :).. بوس.

Posted by سلام at septembre 29, 2009 9:00 AM

سلام برمولانا يداله رويايي هميشه ماندني

براي شما يك بسته پستي دارم ونيازمند يك آدرس كه نامه را بفرستم با يك كتاب
چه بايد كرد؟

Posted by علي الفتي at septembre 23, 2009 11:12 AM

خب بالاخره OK شد.. بوس :)

Posted by سلام at septembre 23, 2009 10:34 AM

بازهم.. اینبار یک بوس ِ بسیط از طرف استاد :)
آرزومند رخ شاه جو ماهم حافظ

Posted by سلام at septembre 23, 2009 7:19 AM

نه!.. همان بر دیده تشنه ام تو دیدن باش..
نزذی شاه رخ و فوت شد ایام استاد..

Posted by سلام at septembre 23, 2009 2:48 AM

دستِ خدا.. بگیر تا برویم (تو و او) آن کجای نزدیک..

Posted by سلام at septembre 23, 2009 12:01 AM

تو از به شباهت
از به زیبایی..
بر دیده خسته ام تو دیدن باش

Posted by سلام at septembre 22, 2009 11:31 PM

چاره چيست كيوان عزيز وقتي در فواصل نوري بايد زيست ؟.
خصلت تنفسي اين فضا فواصل نوريست . اما با اينهمه در خوانش نور ستاره ها هنوز با هم همسايه اند !!

Posted by حسين خليلي at septembre 22, 2009 9:39 PM

این متن خصوصی می باشد

با سلام خدمت نور چشمم استاد معظم جناب آقای رویایی احتراما پس از موافقت جنابعالی در خصوص نقد و بررسی یکی از اشعار کتاب وزین در جستجوی آن لغت تنها که برای اعضاء شورای مرکزی انجمن مجازی راهو و این حقیر مایه ی بسی مباهات است شعر ارزشمند لحظه ی خاکستر روی سیستم انجمن گذاشته شده چنانچه ایرادی در نگارش شعر مذکور مشاهده می فرمائید در اسرع وقت اطلاع دهید تا برطرف شود با احترام دوستدار شما

Posted by جلال کیانی at septembre 22, 2009 11:11 AM

" خوانش اگر واقعا تخريب متن (دکنستروکسيون ) باشد خرابه هاي متن را ميخواند، نه متن هاي خراب را "
( نقل از نوعي خوانش شماره 2 )
آيا ممکن است بفرمائيد مال خانم انصاري ار چه نوعش است ؟

Posted by raz at septembre 22, 2009 1:59 AM

.................
پنج شنبه همه سوراخها
جمعه در چاه!
سلام استاد
ما مخلصیم تا ابد
با شعر هفته سوراخ شناختمتون و دیوونت شدم
راستی به روزم با دو شعر کوتاه
خوشحال می شم سر بزنید

Posted by حمیدرضا گروسی at septembre 21, 2009 8:24 PM

خانکی ساخته ایم سایبانش همه از نادیده های من و تو سر می رود و دلکده ای که در آن روزها را رنگ خاطر و بینایی می زنیم
باشد که دوست بداریش
س...
www.nadideha.com

Posted by س at septembre 21, 2009 10:37 AM

حسین خلیلی عزیز !

گمان نمی کنم ستاره انصاری منظره ی تو را ببیند

پس این گفتن کجای جهان بینابینی را اگر که در آدم ها تسری ببریم ، می تواند مراوده ی مفصل باشد ؟

حسین عزیز ! متن تو با متن ستاره میلیون ها سال نوری متفاوت بود .

Posted by . at septembre 21, 2009 6:08 AM

درود
من به دعوت خانم انصاری آمدم ضمن عرض سلام به رویایی عزیز فقط می توانم بگویم جالب بود و متن حسین خلیلی هم ...
بااحترام هجوووووووووم

Posted by ehsan at septembre 20, 2009 4:01 PM

با نوشته ای به نام در ولایت هوا به روز و امیدوار دیدار و یادگیری هستم

Posted by آرش گرگانی at septembre 20, 2009 2:58 PM

شعر های بسیار زیبایی ست در جستجوی لغت تنها.
سرزمین سونات ها با شعری به روز هست .
شاعر خوب
قدم هایت و نظرت بر چشم می ماند .

Posted by سارا بهرام زاده at septembre 20, 2009 1:22 PM

سلام روياي عزيز .

نوعي خوانش از آن دست خوانش ها كه مي داني دارد با تن زبان به قول تو پيش مي رود . فضاي گيجي و در دام افتادگي عقلي كه مي خواهد دال را به مدلولي ببرد كه گمانش رسيده اما هر چه پيش مي رور انگار براي گفتن چيزي كه در ان عاجز است يعني تعريف انچه در پشت كار است جا مي ماند . اما اين جا ماندگي در صورت نازل و متداول كلمه است . نويسنده ي اين متن از جان ان چيزي كه در تن زبان ريخته گر گرفته و فهمي سريع و حجمي و به همان نسبت لرزان و نا محدود از زواياي ديد و تاويل در ساختار اشعار لغت تنها بلعيده و حالا تنفس كاغذ است كه سينه به قلمش فرو داده و جلو دار ش نيست با يد بنويسد . ادامه مي دهد و اسير مي شود . مخصوصا اگر شاعري باشد كه شعر تو را و ذكري كه در پس ان مي ايد درست در ساختار موسيقي و هار موني نشانه گزاري هاي تو خوانده باشد . عقل حساب در بسامدها ي اوا و حروفي كه نمي تواني حذفشان كني مانده تخيل هم در پي داده ها سحر بر دتش . حيرتي كه با لذت كشف همرا مي شود مثل هماني كه در لحظه ي نويسش دچارش هستي در لحظه ي مكث و ابعاد ي كه همراه با چينش كلمه با احتمال فروريختگي تصوير در تو هست .

اين خوانش ستاره انصاري خودش را به حجم خوانش نزديك و حتي منطبق كرده است اما در توده ي كلمات تو مانده . گير كرده . مثل آنچه در مي ماني و اين طبيعي ست . شعر را تكثير مي كند اجراي استعاره اي كارهاي تورا و ان بعد غريبي كه كلمات از خود لخت كرده اند در انسجام معنا و حذف عادت را نيز به من مخاطب در جستجو نما مي دهد . نويسنده ي متن خوانش . شاعر است و وقتي با كلمه در شعر تو تكثير مي شود در حجم تو مي ماندو تنها كارش تغيير زاويه ديد در دروت ان حجم ا و سيلي از معناهاست كه احضارمي شوند اما انتخواب و باز نمي شوند . معنا هايي در كلمه و بي كلمه . مثل روايت شناختي اسطوره و انسجام در نشانه اي كه خود مجموع روايت هاست . در اينجا چون رسيدن و روايت خوانش سريع و با سرعت نور در حال رفت و آمدند مجالي براي يافتن كلماتي كه بيان را واقع كنند نيست لاجرم بايد از كلمات تو استفاده كرد آنها هم در جستجوي كلمه ا ند . در روايت كردن ان خوانش نيز بايد نشانه ها را با افعال به ايجاز رساند . وقتي يادداشتهاي سهراب مازندراني بر شعر هاي تو در كتابهاي سفيدي كه در سوئد نشر مي داد مي خواندم همين حيرت و سرعت نشئه ام مي كرد . خوب ديگر ما كه شعر مي خوانيم چه كاري مي بايست بكنيم كه نكرده باشيم متن هايي از اين دست را بايد مثل توپ هاي فرانسوي به مغز فسيل شده ي منتقدان ادبي شليك كرد شايد به خودشان بيايند . بر گردند ببينن چه اتفاقي در كلمه و شعر افتاده و انرا به پيش و اينده ذهن ها ي شعر خوان برسانند . مي خواستم با اين حرفها در مورد خوانش ستاره انصاري بگويم كه شعر را تكثير سطح كرده اما به روايت هاي تخت در زبان گفتاري خوانش و تاويل نرسيده و يا به آنچه در مفصل بندي قطعه شعر ها داشته اي روايت سر راستي دست نمي دهد . اما به خودم مي گويم چرا بايد همچين انتظاري داشته باشم از شاعري كه اين طور در مخاطره ي كلمات تو به خطر افتاده تا روايتي از كهكشانها و سياه چاله هايي كه ديده برايمان داشته باشد . اناليز تكنيكها و مكانيسم جادويي كلمه بماند براي همان اساتيد نحو ي كه فكر نمي كنم هزار سال نوري ديگر هم عقلشان را اين تابش سرخ كند .

مي بوسمت .

Posted by حسين خليلي at septembre 19, 2009 10:26 AM

سلام همشهري عزيز و گل...! لطفا تشريف بياوريد و چند پست جديدم را بخوانيد.
.شاد و سلامت باشيد.

Posted by رضاپارسي پور at septembre 16, 2009 8:12 PM

این متن خصوصی می باشد
با سلام خدمت استاد معظم جناب آقای رویایی اگر اجازه بفرمائید یک شعر از کتاب در جستجوی آن لغت تنها یا هر شعری را که صلاح بدانید روی سیستم انجمن مجازی راهو ویژه ی مهر ماه بدون درج نام شاعر جهت نقد و بررسی قرار دهیم منتظر پیغام حضرتعالی می مانیم با احترام دوستدار شما

آدرس وب : http://rahoo-9.blogfa.com

Posted by جلال کیانی at septembre 16, 2009 10:24 AM

سلام رویایی عزیز !
بعد از مدت ها با 5 اپیزود به روزم .
...


شاید بهار را بشود زندانی کرد

پیچک ها اما

میله ها را سبز خواهند کرد .


بدورد !

Posted by علی حاجیان زاده at septembre 15, 2009 11:17 AM

سلام آقای رویایی ، موشکافانه نگاه می کند . با کاری جدید به روزم ، دوست داشتید سر بزنید . ممنون می شوم از خوانش شما .

Posted by رضا مرتضوی at septembre 14, 2009 2:30 PM

. . .

کلّما التسعت الرویا ، ضاقت العباره

هر آنچه به رویا وسعت دهد ، عبارت را تنگ می کند


" ابوالعباس نفری"


. . .

Posted by . at septembre 14, 2009 5:24 AM

عالم- در هر آنچه که هست

[راهی از تن شب، برای خود بافته است

گسستگیِ شب به نزدیک ما

تاریخ را حواله به سعی ما می دهد

راه، خود را به تابلوی کج‌آویخته به دیوار

کوره می‌کند – او با کوره راه مرده است

با همه پریشانی به آسمان بنگریم

زمین گرچه خسته، نیز چنین می‌کند]

عالم – در هر آنچه که نیست

Posted by مجيد كمالي at septembre 13, 2009 7:19 AM
Post a comment









Remember personal info?