Comments: سلام و تشکر

سلام جناب معروفی
من عاشق کتاب سمفونی مردگان شما هستم خیلی ظریف و با دقت ابعاد مختلف انسان در شخصیت های آن پیداست .ممنون

Posted by رویا at December 18, 2011 5:23 PM

سلام آقای معروفی

نمیدانید چقدر لذت دارد صحبت کردن از آثار شما برای کسانی که نشنیده اند از شما. نمیدانید چقدر لذت دارد سر زدن به وبلاگ شما و دیدن و خواندن مطلبی از شما، شمایی که نگذاشتید حسرت نداشتن یک نویسنده بزرگ وطنی در دلم بماند و هر جا از شما و آثار شما با افتخار صحبت کنم و به کسانی که با آثار شما آشنا نیستند با یقین بگویم نصف عمرتان بر فناست! قبلا هم همینجا گفته ام، این مطالب تعریف نیست، باور کنید احساس واقعی خودم است.

شاید مرا به جا نیاورید همیشه مطالبتان را از وبلاگتان و رادیو زمانه پیگیر بودم تا اینکه به خدمت مقدس ! سربازی رفتم.

آقایی معروفی نتوانستم در مقابل تماما مخصوص مقاومت کنم تا نسخه قانونی تهیه کنم. ببخشید و حلال کنید. هنوز تمامش نکردم. راستش جلوی چشمانم هستید، فکر می کنم راضی نیستید.

ببخشید از طولانی شدن کامنت
-------------------------------
يوسف عزيزم
سلام
جز تشکر کار ديگری از دستم بر نمی آيد
اميدوارم به زودی در ايران رودر رو گفتگو کنيم
شاد و تندرست باشيد

Posted by یوسف at July 16, 2011 8:40 PM

درود به نویسنده ی دوست داشتنی هم وطنم.امیدوارم هم چنان کارهای خوبی از شما بخوانم . من دانشجوی دکتری ادبیاتم و امیدوارم دست کم یک-دو رمان شما از موضوعات کار پایان نامه ام باشد.یک پرسش: منظورتان از نانوایی در نورآباد ممسنی چه بوده است؟ آخه من اهل آن جایم.
همیشه یکی از آن هایی بوده اید که به عنوان یک ایرانی بهشان افتخار کرده ام.با بهترین آرزوها رسول
--------------------
آقای شاکری عزيز
سلام
ممنونم از لطف شما
نورآباد ممسنی به عنوان شهری دورافتاده در اين مثل به کار گرفته می شود، شهری که دور از دسترس است. مثلی که يعنی حتا آنجا هم شنيده اند، تو نشنيده ای؟

Posted by عبدالرسول شاکری at July 16, 2011 6:54 PM

آرامش اینجا ابدی است
خواب نیست واقعی تر از هر واقعیتی است
اینجا همه عاشق می شوند
و
ماهی تنگ بلور نرم نرم به خواب می رود

Posted by سارا at July 8, 2011 11:43 PM

سلام آقاي معروفي

نمي دونيد هر وقت دلتنگيهام زياده چقدر خوندن كتابهاي شما اين دلتنگي ها رو از يادم مي بره
عاشق سمفوني مردگانم،‌ پيكر فرهاد رو نمي دونم تا حالا چند دفعه خوندم،‌فريدون سه پسر داشت رو با درد چشمها از خيره نگاه كردن به مانيتور مصرانه تا انتها و بي وقفه خوندم و
وقتي كه ذوب شده چاپ شد با اينكه دلگير بودم از تاخير 20 و چند ساله و مي دونستم دليل بي دليل چاپ اثرتون رو، تا رسيدن به شهر كتاب سر از پا نمي شناختم
از اينكه هستيد صميمانه ممنونم
-----------------------------------
از لطف شما ممنونم

Posted by at July 4, 2011 2:35 PM

آقای معرقی پیشنهادتون به یک نویسنده ی بد مثل من چیه؟ چه شکلی می تونم داستان نویسی رو کنار بگذارم؟

Posted by نویسنده ی دیوانه at June 30, 2011 9:42 AM

آقای معرقی پیشنهادتون به یک نویسنده ی بد مثل من چیه؟ چه شکلی می تونم داستان نویسی رو کنار بگذارم؟

Posted by نویسنده ی دیوانه at June 30, 2011 9:40 AM

و ما در دلهای پیروان محمد رافت و مهربانی نهادیم...
قرآن کریم


استاد عزیزم سلام. عید شما مبارک و ان شالله به برکت حضرت رسول، همیشه شاد و سلامت باشید و مثل همیشه بهترین.

Posted by moghim at June 30, 2011 7:00 AM

درود جناب معروفی
خیلی دردناک است روا داشتن این همه ناجوانمردی در برابر مردی که این همه کار کرده برای ادبیات. ناجوانمردی در عرصه سیاست را عمل طبیعی می پندارم اما وقتی قلمرو هنر و ادبیات به دست فرومایه گان افتاد ...آه. شما تنها نیستید!
-----------------------
سلام آگاه عزیز
وقتی مملکت به دست فرومایگان اداره شود، خب دور از انتظار هم نیست
باید از سر بگذرانیم

Posted by ن.آگاه at June 29, 2011 2:57 PM

سلام
اولین باره که اینجا حاضر میشم
من یه نویسنده تازه کار هستم که علاقه شدیدی به کارهاتون دارم
البته تازه کار بودنم مبنی بر خام بودنم نیست اما جهت مند نیستم
خیلی مایلم در زمینه داستان با شما ارتباط داشته باشم

Posted by azam rastegar at June 28, 2011 5:39 PM

آقای معروفی عزیز،
پس این تیرگان چه شد؟ نه خبری نه اثری!

Posted by roya at June 28, 2011 12:09 PM

اگه تونسیتد به ویلاگم سر بزنید و در مورد داستان هام نظر بدید

Posted by نویسنده دیوانه at June 27, 2011 5:46 PM

سلام مجدد ...
یک کامنت برایتان گذاشتم فکر می کنم ارسال نشد !
مدت زیادی دنبال شما می گشتم تا بالاخره وبلاگتان را پیدا کردم. نوشته بودم که از اشعار زیبایتان همیشه لذت می برم و با افتخار از آن در وبلاگم استفاده می کنم. نوشته بودم که بهترین ها را برایتان آرزو می کنم ...
متاسفم که کامنتم ارسال نشد ...
----------------------
سلام
به هر حال نظرتان حالا رسید
و ممنون

Posted by panian at June 27, 2011 6:21 AM

آقای معروفی عزیز
در ابتدا تبریک و یک نکته
وقتی لینک نظرات رو می خوندم در ابتدا کمی متعجب و بعد احساس نزدیکی بشتری با کسی که سالهاست کارهاشو می خونم کردم صد هزار بار تشکر از انکه وقت می گذارید و لینک ها رو می خونید و اگر لازمه جواب می دید
حالا می فهمم علاوه بر قلم جادوییتون روحتون که کارهاتونو این قدر به قلب آدم نزدیک می کنه
موفق باشید
-----------------------------
سلام الاهه ی عزیز
معنای وبلاگ همينه
خانه ای که پنجره ای گشوده دارد برای رهگذران

Posted by الهه at June 25, 2011 10:25 PM

استاد معروفي
يادداشت هاي م. آرمان درباره تعاريف شعر - شعرسياه - شعر متعالي - زيبايي عشق و حقيقت و... بروز شد

دعوتيد

Posted by م.آرمان at June 23, 2011 2:57 PM

جناب معروفی، تا بحال نیامده بودم اینجا. اولین بارم است.
فکر می کنم زمانش رسیده که باید فریاد بزنم: "من دیوانه ی کار های شما هستم. تک تک کار های شما."
من صفرم. اما می خوام 100 شوم. به همین دلیل در وبلاگم می نویسم. این امکان دارد که نظرتان را در مورد تک نوشته های من که هنوز صفر هستم بگویید؟
هوادار همیشگی شما
متشکرم
------------------------
سلام
و ممنون
براتون ای میل فرستادم

Posted by neo at June 22, 2011 2:48 PM

استاد عزیز
سلام
متاسفانه (درواقع باید بنویسم خوشبختانه)به دلیل تعداد زیاد دوستانتان در صفحه فیسبوکتان امکان ارسال لینک درخواست برای دوستی میسر نیست .... خواهشمندیم به دادمان برسید.

با سپاس
------------------------
چشم

Posted by ایمان at June 22, 2011 12:43 PM

سلام آقای معروفی . امیدوارم خوب باشید و با نوشته هایتان برگی ارزشمند بر دفتر تاریخ ادبیات معاصر ما بیفزایید. ایمیلی به آدرس شما فرستادم که جوابی دریافت نکرم .سالهاست که می نویسم . تقریبن از زمان تولد گردون شما در ایران .داستانهای من در نشریات ایران ازجمله کلک و کارنامه چاپ شده است . هم اکنون هم رمانی در دست نوشتن دارم که فکر می کنم تا آخر سپتامبر بتوانم تمامش کنم . می خواستم مجموعه داستان و رمانم را توسط نشر شما چاپ کنم . لطفن مراحل و شرایط پذیرش اثر را بفرمایید که اگر امکانش بود توسط نشر گردون چاپ شوند . برای آشنایی با کار های من می توانید سری به وبلاگ من به آدرس valouja.blogfa.com بزنید. با سپاس منتظر جواب شما هستم .
------------------------
سلام
براتون ای میل فرستادم

Posted by محمد at June 20, 2011 5:57 PM

سلام استادمعروفی عزیز

شما هنوز هم بهترین نویسنده ایران معاصرید
هنوز وهمیشه برای من وخیلی ها درایران وخارج ازایران شما استادید،سبک دیگری از قصه را با شما شناختم ولذتی که ازخواندن قصه های شما درک کردم بسیارشیرین وبیاد ماندنی است. درکتاب های شما همیشه غرق می شوم وروزها وساعت ها هرکدام ازقهرمانانش رادرکنارخودم می بینم که باآنها زندگی می کنم:)
روزهایی هم بود که شما مارادرجنبش سبزمان آنگونه که مظلوم وساده بود ،همراه بودید،...
باشدروزی که ایرانمان آزادشود وشما درس های داستان نویسی را درایران برایمان بگوئید.
ارادتمند
ند
---------------------
سلام
ایمان دارم که ایران با دستهای شما سبز می شودا

Posted by neda at June 19, 2011 8:11 PM

سلام
فقط همان سال بلوايتان فقط همان سمفوني مردگان فقط...
در كمند نويسنده اند واژگان و مهارش اما مي بالم من كه به پارسي اين چنين آثار درخشاني آفريده ايد.شعري كه در سال بلوا ريخته ايد.زني كه خلق كرده ايد
...و از اين كلمات مهربان با مخاطب سپاسگزارم

Posted by كيانا برومند at June 18, 2011 1:08 PM

ادبیات به بوی تعفن حساس است؛ زود سردرد می گیرد

آقای معروفی محترم،

یادم نمی آید که من، دردِ دل هائی نظیرِ فرمایشاتِ شما در صفحۀ اینترنتی تان را (راجع به "زمانه") با شما هم کرده باشم، ولی از دوستانِ دست به قلمِ فعالِ سابق، یادم هست که با مرحومِ هوشنگ وزیری، مجید روشنگر، شادروان دکتر محمد عاصمی، دکتر حسین مشیری، مانیِ خوب و عزیز، آقای خوئی، کیومرث نویدی عزیز، بهرام حسین زاده عزیز، حسین نوش آذر، دکتر علافی عزیز، و تازگی ها هم با جواد طالعیِ عزیز و ... (هنوز هم اسم ببرم؟) به تفصیل نظیرِ این ناله های شما را کرده ام (منظور اینکه این بوی تعفن برای من آنقدر زیاد بود که هر جا که توانستم گفتم). اجازه بدهید تا اول بابتِ این متن تان، به شما تبریک بگویم. بعد اجازه بدهید تا نظر و پیشنهادم را خدمتتان عرض کنم: به نظرِ این حقیر، در این لحظه، هیچ خدمتی (هیچ به معنای لغویِ کلمه: یعنی هیچ) به ادبیاتِ ایران، شاید هم کُلاً به ادبیاتِ زبان فارسی، مهمتر و بهتر از توضیح وضعیتِ عقب افتاه و جاهلانه ای که حاکم بر صحنۀ ادبی (به معنای بسیطِ کلمه) ایران است، نیست. اگر از من می شنوید، همین متن تان را ترویج دهید.

با احترام - خسرو ثابت قدم

Posted by at June 17, 2011 5:36 AM

سلام
بعد از گذشت سه ماه محدودیت دسترسی به وبلاگم برداشته شد
و از امروز دوره ی تازه ی وبلاگ نویسیم رو آغاز کردم
با یادداشت و لینک و شعر منتظر حضورتان هستم
با احترام
مهدی موسوی

Posted by مهدی موسوی at June 16, 2011 9:33 PM

یعنی از 260 داستان فقط 14 تای آن‌ها مشخصات داستان داشتند؟ طبق گفته قبلی قرار بود هر داستانی که در تعریف داستان می‌گنجد در مجموعه‌ای چاپ شود؟!

Posted by رویا at June 16, 2011 11:59 AM

استاد عزیزم سلام. میلاد حضرت امیر را در ایران روز پدر نامگذاری کرده اند. همان طور که روز تولد حضرت زهرا روز زن و مادر نامیده شده. استاد صمیمانه روز پدر را خدمتتان تبریک می گویم. به برکت حضرت امیر همیشه بهترین باشید و سلامت.
---------------------------------
محمدجان
سلام
از لطف تو همیشه ممنونم

Posted by moghim at June 15, 2011 8:58 PM

سلام آقاي معروفي. من اهل افغانستانم وسه كتاب زيباي شما را(پيكر فرهاد سال بلوا وسمفوني مردگان) را خوانده ام .قلم زيبا ورسايي داريد وبدانيد كه درافغانستان هم علاقمندان آثارشما كم نيستند. موفقيت مزيد برايتان خواهانم.

Posted by نيلوفر نيكسير at June 13, 2011 11:14 AM

سلام آقاي معروفي عزيز
آموزش داستان نويسي كه در وبلاگ گذاشته ايد لينك هايش خراب شده
آيا جاي ديگري هست كه اين آموزش‌ها در دست‌رس باشند
ممنون
---------------------
سلام قاسم جان
به زودی در جایی دیگر خواهد آمد
لینک خواهم داد

Posted by قاسم at June 12, 2011 12:34 PM

آقاي معروفي
شما از مصطفا فرزانه ي صادق هدايت خبري داريد؟
--------------------
سلام
بله. آقای فرزانه حال شون خوبه

Posted by هادي at June 12, 2011 11:47 AM

من با کتابهای شما زندگی‌ می‌کنم،

تمام رمان‌ها نمایشنامه‌ها و مجموعه داستان‌های شما رو جمع‌آوری کردم،حتا مجله ادبی‌ گردون.خوشحالم که ردی از شما توی دنیای مجازی پیدا کردم،براتون آرزوی شادی و خوشبختی‌ دارم
--------------------------
سلام رودابه عزیز
جز تشکر چی می تونم بگم؟

Posted by roodabeh at June 11, 2011 9:55 PM

سلام آقای معروفی نویسنده ی محبوب من خیلی خوشحالم که سایتتونو بالاخره باز کردم
توی این سایت هنوز غریبه ام دلم می خواهد کتابم را (یک مجموعه داستان ) که تازه منتشر شده ،براتون ایمیل کنم می شه ایمیل تون را بفرمایید؟
--------------------------
سلام نعيمه عزيز
اين هم ای ميل من، خدمت شما
abbasmaroufi@gimail.com

Posted by نعیمه at June 11, 2011 7:40 AM

سلام بر شما ارجمند،
من متعجبم! نمیدونم به شوخی به این دوست نوشته بودید که امشب میام به خوابت یا نه! چون همین حس این دوست به من هم دست داده بود و شما آماده بودید به خوابم! خواب خیلی شفاف بود طوریکه صبح گفتم چه داستان جالبی دیدم! خیلی ممنون که هستید و مینویسید. شاهکار تازه شما را خواندم و بیصبرانه منتظر شاهکار بعدی هستم . با آرزوی سلامتی و شادی شما
------------------
سلام کتایون عزیز
امیدوارم داستانهای قشنگ ببینید و خواب رنگارنگ داشته باشین
...

Posted by katayoon at June 9, 2011 3:15 AM

merciiii babate hameye lahzehaye khobi ke ba ketabatoon to in donyaye sakht baramoon sakhtiinnn , nemidoonin che hese khoobi bood vaghti samphoni mordegan ro mikhoondam to zamin naboodam che hese khoobi bood mercii
--------------
مرسی که کتاب منو خوندین

Posted by shohr at June 8, 2011 6:43 PM

سلام آقای معروفی.
یه دوستی زحمت کشیده بود برنامه های این سو و آن سوی متن رو در یک فایل pdf جمع آوری کرده بود. منم با اجازتون با توجه به اینکه لینک های کنار صفحه مدتیه کار نمی کنه این فایل رو آپلود کردم تا بقیه ی دوستان هم بتونن از راهنمایی های شما اشتفاده کنند.
http://www.4shared.com/document/kcyDujXl/ayn_sv_v_an_svy_mtn_kargah_das.html
--------------------------------
چه کار خوبی کردین
چشمه افتاده دست اژدها، و همه ی آنها که دنبال اين برنامه ها هستند، اينجا و آنجا چيزی پيدا می کنند
من هم دارم سعی کنم همه ی آن برنامه ها را جايی ديگر بازسازی کنم
سلام

Posted by روشا at June 6, 2011 12:55 PM

درود بر شما / دوست عزیز من نیز شما در تب نوشتن می سوزم هر چند بعلت سانسور و دغدغه نان / سیاه مشق های من در ارشاد و سروش بایگانی گردید / سالی گذشت و من چون شما غربت نشین شدم و دوباره نیاز نوشتن در من متولد شده و بسیار معصومانه و شیرین مرا به رویا می برد / با نوشته هات آشنایی ندارم / اما با اندیشه هایت در برنامه عنایت فانی و میزگرد پرگار بی بی سی تا پنجاه در صد لذت بردم / البته از صداقت کلامت 100% درس آموختم / کلام آخر / احساسم این است که در دوره فعلی که روشنفکران در پیاله همسایه آب نمی نوشند / شما می توانید اندکی وقت گفتمان و راهنمایی برای اینجانب داشته باشید / هر چند باور دارم که شما هم دغدغه نان دارید در غربت .
با تجدید احترامات
--------------------------
سلام
مشتاق جوی عزيز
اينطرف آب ديگر دغدغه ی سانسور وجود ندارد، تنها می ماند دغدغه ی نا که اگر مجال دهد وقتت را می نويسی
من در برلينم و خوشحال ميشم شما را ببينم

Posted by طوفان مشتاق جو at June 6, 2011 11:25 AM

استاد من نیاز به کمکتون دارم برای نوشت .داستانی تو ذهنم راده هر لحظه مو پر میکنه اما توان نوشتن و ادامه اونو ندارم مینویسم اما اون چیزی نیست که دلم رو آروم کنه
لطفا به من کمک کنید
---------------------------
امشب میام به خوابت

Posted by at June 4, 2011 9:59 AM

سلام استاد چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود .

Posted by z.heydari.fard at June 4, 2011 9:56 AM

سلام استاد زندگی...
واقعا یه انسان تا چه حد می تونه بزرگ باشه؟!
دوستون دارم و شدیدا دلتنگتونم (هم شما و هم پونه)!
--------------------------------
مه شید عزیز و مهربانم
چقدر شعرهات خوب بود
و چقدر خوشحال میشم وقتی خبر خوبی از تو ميرسه

Posted by مه شید at June 2, 2011 6:48 PM

هنوز هم قصه ی آیدین را در سمفونی مردگان می خوانم و می گریم. همیشه کنار تختم است. آیدین با آن معصومیت دردناک و آرزوهای مالیخولیایی توی قلب من است و من عاشقش هستم.

Posted by at June 2, 2011 5:23 PM

سلام آقای معروفی.
یعنی اسامی چهارده نفر برگزثیده هم تا ماه جولای اعلام نمی شود؟

Posted by ساره at May 31, 2011 1:39 PM

استاد عزیزم سلام. آمده بودم خبر چاپ مقاله ام را در یکی از روزنامه های صبح تهران برایتان بنویسم و احساس خوبی که داشتم را با شما قسمت کنم. صفحه ی بی بی سی فارسی را که باز کردم اما کامم تلخ شد. زهر شد. بغضم ترکید و گریستم و گریستم و گریستم. اما دلم آرام نگرفت. خبر کوتاه بود. مهندس سحابی نیمه شب گذشته در بیمارستانی در تهران درگذشت.
به یاد می آورم نامه مهندس سحابی را در فروردین ماه 89. بند پایانی رنج نامه اش را:
‌ای خدای بزرگ،‌ای تغییر دهنده قلب‌ها و فکر‌ها، یا حال و روز ما را دگرگون کن یا مرگ مرا برسان.

و دلم آتش می گیرد
------------------------------
و بعد همه چیز تلخ تر و سیاهتر شد
دوست نازنین و ارجمندم آقای سحابی دیگر نیست
حالا دخترش هم نيست
و من زمانی که به ایران برمی گردم این انسانهای بزرگوار را نمی بینم
و دلم آتش می گیرد

Posted by moghim at May 31, 2011 1:27 PM

سلام
چرا نتایج رواعلام نمی کنید امروز بیست و نهمه مردیم بس اومدیم خبری نبود :(
---------------------
سلام
در مرحله ی نهايی 14 داستان انتخاب شده که سه داستان از بين اين 14 داستان مقام های اول تا سوم را خواهند داشت
اما اسامی برندگان تا ماه جولای اعلام نخواهد شد
اما اين 14 داستان در مجموعه ای منتشر خواهد شد

Posted by 12 at May 29, 2011 6:21 PM

استاد عزیزم سلام. چه قدر زود می گذرد این روزگار. در صفحه فیس بوک که یادآوری روز تولدتان را دیدم ابتدا باور نکردم. تا آمدم اینجا و چک کردم مطلبی را که سال گذشته در حضور خلوت انس نوشته بودیددر سالروز تولدتان. این کامنت را می نویسم تا هم به نوبه ی خودم تبریک بگویم تولدتان را و هم از درگاه خداوند برایتان سلامتی و طول عمر و عافیت و عاقبت به خیری بخواهم و هم بپرسم چه شد داستانی که پارسال برای روز تولدتان نوشتید، کجا می توانیم بخوانیمش و دیگر این که امسال هم داستانی نوشته اید یا شروع به نوشتن رمانی کرده اید یا خیر؟

با بهترین آرزوها
--------------------
سلام محمد عزیز
داستان پارسال بانو و چشم اسفندیار بود
و امسالی هنوز پر باز نکرده
و ممنون

Posted by moghim at May 25, 2011 5:29 PM

خوشحالم که در هوای شما نفس می کشیم. هیچ چیز به اندازه ی اینکه یک لحظه لذت و هیجان در کسی ایجاد کنی ارزش ندارد در این دنیایی که انگار تمام هم و غمش این است که من و شما را از پا در آورد

Posted by فاطمه علی اکبریان at May 24, 2011 6:34 PM

از شما چه پنهان گاه آرزو می کنم سالها پرشتاب تر بگذرند و عباس معروفی ما پیرتر شود که ارمغان این سالهای پرشتاب و این پیری، قصه های دلنشین و گشنی خواهد بود که مثل آثار گذشته اش فخر و غرور ادبیات داستانی امروز ماست.
این زهر درد چکاندن در زخم قلب، دستاوردش برای ما همه کیمیای جان خواهد بود. پاینده بمانی چراغ امید.
-----------------------
سلام سعید عزیز

Posted by سعید دارائی at May 23, 2011 11:43 PM

هنرمند کسی نیست که بهراسد.
به آنچه می گوید ایمان دارد.
او هنر را برای روشن کردن مردم ،
بسط جهان بینی خویش و کشف افقهای نو به کار می برد . . .

Posted by الی at May 22, 2011 5:22 PM

هنرمند کسی نیست که بهراسد.
به آنچه می گوید ایمان دارد.
او هنر را برای روشن کردن مردم ،
بسط جهان بینی خویش و کشف افقهای نو به کار می برد . . .

Posted by الی at May 22, 2011 5:21 PM

یا سلام و عرض تبریک البته در جریان موضوع نیستم اما به نظر می آید امر قابل تبریک گفتنی واقع شده است و بنده هم به رسم ادب تبریک عرض کردم .
جناب آقای معروفی سوالی از محضرتان داشتم اگر فرصت پاسخگویی یافتید سپاسگذار خواهم بود .
بنده تصمیم دارم پایان نامه دکتری خود را در زمینه ی ادبیات داستانی معاصر بنویسم راجع به فلان کتاب و فلان نویسنده ی صرف هم نه بلکه یک نوع جریان شناسی یا نظریه پردازی در زمینه ی موضوع مذکور اما حقیقتا نیاز به استفاده از نظر صاحب نظران دارم .اگر نظرتان را ارایه بفرمایید ممنون خواهم شد .

Posted by صدف at May 22, 2011 8:02 AM

salam doste man
omidvaram ke dar rahe nevisandegi va azadegi movafagh bashiiii
beomide didar
peyman

Posted by peyman at May 21, 2011 7:07 PM

سلام
با نوشته هاي شما همه روزه زندگي ميكنم.من نميخوانم كه خوانده باشم.مي خوانم تا زندگي كنم.

Posted by kaveh at May 21, 2011 5:40 PM

ممنون که هستی

Posted by آنا آریان at May 19, 2011 11:17 PM

سلام استاد معروفي خيلي بسيار عزيزم
يا بهتره بگم عمو باسي گلم...
كسي كه باهاش خودم رو شناختم و پيدا كردم
خوشحالم كه هستيد و خوشحالم كه هيچ وقت ما رو تنها نگذاشتيد

تولدتون مبارك دوستتون دارم از ته دلم...
و يكي از بزرگترين آرزوهاي زندگيم اينه كه بتونم شما رو از نزديك ملاقات كنم

هر جايي كه هستيد پاينده باشيد

Posted by فاطمه at May 18, 2011 7:40 PM

خسته نباشید آقای معروفی
ما که تو ایران کارهای جدیدتونو نمی تونیم بدست بیاریم باید چکار کنیم؟

Posted by karwan at May 18, 2011 11:19 AM
Post a comment









Remember personal info?