Comments: ریتم شکنجه

Boom shakalaka boom boom, prloebm solved.

Posted by Annika at septembre 8, 2012 9:49 PM

Great common sense here. Wish I'd thouhgt of that.

Posted by Latrice at août 25, 2011 10:57 AM

aghaye royai e bessyar aziz salam - omidvaram ke haletoon kheili kheili khoob bashe va hadeaghal 50 sale dige baramoon benevisid, lotfan nagid ke man ziaderavi mikonam in arezooye mast va ma be amssale shoma kheili ehtiag darim. shoma barye man yek shaere maamooli nistid, shoma ba nazare mohkam va siasietan cheghadr ma ro agah va agahtar mikonid. man kheili doostetoon daram be in dalil ham yek khaheshi azatoon daram, mishe lotfan kallameh ((namard va namardi)) ro ziad estefadeh nakonid, mage mard chieh ke namardesh chie bashe!!! mitoonid yek kallameh digari begash peida konid? man khodam farssiash ro peida nakardam. azatoon binahayat sepasgozaram. miboosametoon ziad. nazanin az Berlin,.-- --

Posted by nazanin parvin at juillet 29, 2011 2:50 PM

به نام خدا

فراخوان نشریه تخصصی شعر لیچار
این سایت قرار است با همکاری ما چند نفر فعالیت خود را آغاز کند

رحیم رسولی _ روجا چمنکار _ علیرضا بدیع _ فرشته پناهی _ علی جهانگیری _الیاس علوی _ مجید سعدآبادی _ منیره حسینی _ رضا مرتضوی _ فاطمه اختصاری _ علیرضا عباسی _ سمیرا نوروزی _ کامبیز منوچهریان _ ستاره حجتی _ مرتضا شاهین نیا _ سبحان گنجی _ الناز یوسفی _ سهیل نصرتی


منتظر آثار شما هستیم
سپید. غزل. رباعی. طرح. هایکو. نقد. مقاله. طنز.
کتاب. مصاحبه. دکلمه. ترانه. ترجمه. فلش فیکشن
(فایل ورد.به همراه عکس.مشخصات.آدرس وبلاگ)


lichaaar@gmail.com

Posted by لیچار at juillet 10, 2011 2:19 AM

دوست عزیز،
هنر ؛ رمان، شعر، مسکن نیستند و نه حتی دارو و نه اینکه راه را حتی به تو نشان دهند! اگر این طور فکر می کنی سخت در اشتباهی!
هنر تنها صیقلی ست به اعصاب زنگار گرفته ی بشر که سالهاست به خواب رفته! هر خفته ای وقتی می خواهی بیدار کنی با عذاب بیدار می شود! وقتی از خواندن اثری دلگیر و غمگین می شوی این نشانه آنست که احساساتت به خواب رفته! ما لالایی برای کسی خواهیم گفت و نسخه هم نخواهیم پیچید! تنها می گوییم ببین چه بر سر خویش و جهان می آورید!

Posted by maziar at juillet 5, 2011 1:43 AM

انگار
چکه چکه پاک می شوم
از خیال زندگی
در خیال من ولی هنوز
موی توست
و دست من
زیر این چکاچکِ
ضربه ها

Posted by Hamed at juillet 4, 2011 1:20 PM

رویایی عزیز . عباس معروفی به من گفت که یک جلد از آخرین رمانم " من سبز میشوم، میوه میدهم ؛ انجیر" را به دستت رسانده . خوشحال می شوم اگر خواندی بگویی که چطور دیدیش . یکسر خوب و برقرار باشی ... با مهر و ماه .

Posted by payam feili at juillet 4, 2011 1:45 AM

اگر آينه‌اش بتواند چكه‌ها‌ي تاريخي را در جان من بازيابي و بازآفريني كند تا من به چشمه‌ي درد خويش راه و معرف يابم، چرا كه نه؟
من به آرام‌بخشي كه لانه ي دردم را بزرگتر كند نياز ندارم...مسكن دروغي است كه مرا سيراب نميكند. تنها عطشم را به ريتم شكنجه بيشتر مي‌كند...آن هم در رقص با نويسنده، در والسي كه هر چند مرا از تنهايي مي رهاند، اما مرا در كنام درد مي‌كشاند، مي‌چكاند..مي‌چزاند...!

Posted by ماهگون at juillet 3, 2011 2:10 PM
Post a comment









Remember personal info?