Comments: ...

صبح شد باز ولی آدم دلش میگیرد وقتی یک سال چند شبه تمام شود، انگار جاخالی هایم آب رفته اند و آنقدر کوچک و کم شده اند که نمیشود با زمان حسابشان کرد.
این عکستان را دوست دارم استاد خوب من.
-------
...

Posted by لوییزا at October 23, 2012 4:01 AM

سلام استاد مهربانم
چه دلم تنگ شده بود براي اينجا!!
خواستم بگويم چند روز پيش يك پايان نامه در گروهمان دفاع شد با اين عنوان:
«بررسی الگوهای ساخت اطلاعی در رمان سمفونی مردگان نوشته عباس معروفی»
خوشحال شدم.
فقط حيف شد كه نتوانستم بروم به جلسه ي دفاع :(
با مهر و احترام

Posted by ساره at September 21, 2012 10:36 PM

جناب معروفى عزيز. ارادت من رو پذيرا باشيد. كمترين كارى كه كردم، اين بود كه در حين خواندن تماماً مخصوص، غلط هاى املايي را (شايد به اقتضاى شغلم البته) مشخص كردم. خواندنش را تمام نكرده ام. اما به محض تمام شدن به همين نشانى ايميل كه در اين صفحه درج شده، ارسال خواهم كرد.
------------
سلام
ممنونم از شما

Posted by پنهان at September 21, 2012 9:35 PM

عباس معروفی بسیار عزیز!
دل‌شادم حالا تماما مخصوص را دارم
دل‌خور که چرا آن‌را از کتابفروشی‌ها نمی‌توانم بخرم
دل‌نگران که نمی‌توانم بخوانمت پیش از آن‌که بتوانم بهای کتاب را بپردازم
حالا این کامپیوتر وارث حقی‌است که از ما غصب شده
که در غیاب آن "حق حضور" نتوانیم کتابت را در میهن خود بخریم
تا کمترین بها را برای این انس بپردازیم
حالا من در کامپیوترم زخمی دارم که بر جبین عشق حک شده
و سوزشی از آن داغ بر دل
میان کتابهایم چند قرآن عتیقه‌ی عثمانی نفیس دارم
فردا باید بروم چند‌تایش را به عتیقه‌فروش بفروشم
پولی بگیرم
بروم صرافی
بهای حضور در نفسهای عاشقانه‌ای را "تماما مخصوص" بپردازم
با بخش ناچیزی از حضورم که سنگ شده درون قفسه‌ها
بخشی از حضورم
-که این روزها در بازار صرافها ارزشش نصف شده-
باید پیش از آنکه نیست شوم
به صرافی بروم
تا مگر سبز شوم
تا مگر جای این زخم در کامپیوترم
بر شاخه‌های سبز حرص‌شده‌ی حضورمان شکوفه زند
و دردری آرام گیرد در قلبی میان زخمها
تا بتوانم
بخوانمت
با عشق.
عباس معروفی عزیز!
به سخاوتت ایمان دارم
اما لطفا
لطفا همینجا
شماره حساب و بهای کاغذ کتاب را برایمان بنویس
تا شاید کلمات درون قلبمان
خون شود
تا عتیقه‌ای نشود گران درون قفسه‌‌ی سینه‌هامان.
با عشق.
---------------
ماهگون عزیزم
سلام
همین عشق برای همه مان کافی ست
ممنون

Posted by ماهگون at September 14, 2012 11:16 AM

با درود
در آخرین روزهای تابستان
به درود
جناب معروفی.

Posted by فروغ at September 10, 2012 12:05 PM

عزییییزم .. چه حس خوبی داره این عکس ...
-----------
سپاسگزارم دختر ماه هفتم

Posted by دختر ماه هفتم at September 10, 2012 8:47 AM
Post a comment









Remember personal info?