Comments: تخته‌های سیاه از بداهه (شماره 2)

Okay I'm convinced. Let's put it to actoin.

Posted by Lenny at février 4, 2013 3:55 AM

جناب رویایی
از شما می شود با شما رد شد؟
یا از شما باید بی شما رد شد؟
یعنی شما میگویید:و در صدای ضربه صدا می شوم
منِ حقیر این را : و صدا در صدای ضربه می شوم(فقط جهتِ زمزمه پذیرِتر کردن)
یا:بر تخته حرفی ناخوانا را می خوانم
یا برای حفظِ حداقل-بُعدِ تخته و وادار کردنِ چشم به کژدیدن و حرکت بر آن:
بر ناخوانای تخته حرفیست که می خوانم یا می خوانمش.
شما در بخشِ یک ،زبانِ فرمی دارید نزدیک به هفتاد سنگ قبر،اما در این پست زبان کاملا زبانِ فرم منِ گذشته امضاست.
با اینکه در منِ گذشته خودِ من با چیزی مواجه شدم که ماهها کیفم را کوک میکرد،با نوعی تلفیقِ نثر و نظم ِ شما که بیشتر هم منثور است تا منظوم.
لکن فرقِ شما با شعرای دیگر در این است که شما برای شعرتان تئوری دارید و کسی مثلِ شاملو نداشت یا اگر داشت برای خودش بود.پس بودنِ تئوری به معنای روندی است که میتواند ادامه یابد به وسیله ی دیگری؛ستاره ای نیست که رو به درون خاموشی میگیرد.خورشیدی است که فقط قابلیتِ ترکیدن و پاشش دارد.از نیما نمیتوان بدونِ نیما گذشت،از شاملو چاره ای جز گذشتنِ بی شاملو نیست.از شما؟

- با شما

Posted by علیرضا عُلیا at janvier 4, 2013 7:24 PM
Post a comment









Remember personal info?