Comments: شاید یک روز

همش داشتم فکر می کردم:خوش به حال نارنجی!
ولی الان که فکر میکنم میبینم خوش به حال اونی که نارنجی خودشو پیدا کرده!

Posted by فرنوش at July 30, 2014 12:43 AM

ساده ... دلنشین

Posted by سایه at December 1, 2013 4:23 AM

salam aqaye maroofi man alan 21 salame az 16 salegi daram minvisam eshqam in kare garche reshtam mohandesiye ama qalamam sakht micharkhe ama hamishe mozoo haye nab be zehnam mirese ke vaqti minvisam ba qalamam kharabeshoon mikonam daram ktab kargah matn shoma ro ham mikhoonam be nazartoon che kar dige ee bayad anjam bdam mamnoon misham vaqt geranbaha toono sarf konid yekam komakam konid.
-------------------
لطفا فارسی بنویسید

Posted by محمد دانایی at August 2, 2013 1:34 PM

شاید یک روز
جهان آنقدر اشک بریزد
که سر برود دریاها
که ماهی های قرمز دلتنگ
جای آدمها را بگیرند
موجها را تو شانه کن!

خواندنتان لذت بخش است

Posted by مجید ذوالفقاری at July 29, 2013 3:49 PM

عباس جان سلام

سوالی دارم که خیلی وقت است ذهنم را مشغول کرده و جواب ِ روشنی درباره اش نمیگیرم...
اگر کسی در فضایی (مثلاً یک کشور) نبوده باشد، با خواندن مقالات و دیدن فیلمها و درباره آن کشور ... آیا می تواند داستانی بنویسد که در آنجا می گذرد؟
----------------
تا کی باشد

Posted by سورین چاقمی at July 27, 2013 7:25 PM

با سلام
آقای معروفی من یه داستان کوتاه دارم، خیلی دوست دارم نظر شما رو درموردش بدونم. ایمیل شمارو ندارم، اگه خوندنش براتون مقدوره لطفا آدرس ایملتون رو بدید ک براتون بفرستم.
با ارادت
----------
سلام مریم عزیز
این روزها سخت گرفتارم

Posted by مریم at July 26, 2013 9:49 AM

سلام جناب معروفی عزیز.
بینهایت بینهایت لذت برم.

بیشتر از:
زمین قصه‌ای طولانی ست
که سطرهایش کشیده می‌شود روی کوه‌ها

بی‌قراری‌ات را
مثل شره‌ای شراب مذاب
بریز کف دست من
...
ممنونم.

یه موسیقی پیشنهادی براتون دوشتم: Ulver - Eos
http://www.amazon.com/gp/product/B005DJTP3Q/ref=dm_mu_dp_trk1/176-8955598-9380239

شاد و موفق باشید.
----------------
متشکرم

Posted by علی نوروزی at July 17, 2013 2:28 PM

سلام اقای معروفی.نرگسم من عاشق کتابای شمامو تقریبا هرکی که می پرسه ازم چه کتابی بخونم من بهش کتابای شما رو پیشنهاد می کنم.من دوس دارم یه روز یه نویسنده ی خوبی از نظر خودم بشم و به کمک شما نیاز دارم بهم کمک می کنین تا بتونم؟؟؟چجوری میتونم باهات.ن بیشتر در ارتباط باشم؟؟؟
--------------------
نرگس عزیز سلام
نویسنده یک سنگ قبر است، و آثارش با شما همراه

Posted by نرگس at July 15, 2013 4:54 PM

درود بر شما
استاد گرامی من از علاقمندان آثار شما هستم . علاقه زیادی به نوشتم دارم. یک کتاب خودم چاپ کردم که بدلیل علاقه یی که به سمفونی مردگان داشتم، اسمش رو شبیه اون گذاشتم . کسانی که اهل کتاب خوندن هستند کارم رو تمجید می کنند ولی چون روابط اجتماعی چندان خوبی ندارم، نتونستم ارایه خوبی از توشته هام داشته باشم . دیروز یک داستان کوتاه 30 صفحه یی رو دیروز تموم کردم . خیلی دوست دارم نظر شما رو بدونم . میتونم براتون بفرستم؟ اگه از نظر زمان مشکل دارید میتونم قسمتهایی که فکر میکنم حوبه رو بولد کنم . ممنون از شما استاد گرامی

Posted by Afshin at July 11, 2013 11:42 AM

درود بر شما
استاد گرامی من از علاقمندان آثار شما هستم . علاقه زیادی به نوشتم دارم. یک کتاب خودم چاپ کردم که بدلیل علاقه یی که به سمفونی مردگان داشتم، اسمش رو شبیه اون گذاشتم . کسانی که اهل کتاب خوندن هستند کارم رو تمجید می کنند ولی چون روابط اجتماعی چندان خوبی ندارم، نتونستم ارایه خوبی از توشته هام داشته باشم . دیروز یک داستان کوتاه 30 صفحه یی رو دیروز تموم کردم . خیلی دوست دارم نظر شما رو بدونم . میتونم براتون بفرستم؟ اگه از نظر زمان مشکل دارید میتونم قسمتهایی که فکر میکنم حوبه رو بولد کنم . ممنون از شما استاد گرامی
--------------------------
سلام افشین عزیز
من این روزها مشغول نوشتن هستم و فرصت ندارم
بیشتر بخوان و بیشتر دقت کن
همین پیام کوچک شما 5 غلط دارد

Posted by Afshin Naraghi zadeh at July 11, 2013 11:39 AM

آقای معروفی عزیز
با این شعر گریستم...خیلی زیاد
شرح حال من بود به زبان شاعرانه ی شما...
:
گریه می‌کنم زیر نور ستاره‌ها
باید می‌رفتم
باید مدادرنگی‌هایم را برمی‌داشتم
و این تنهایی عمیق را
که مثل پیراهنی بی‌رنگ
روی تنم بود
فرو می‌کردم در دهان اتاق

Posted by hany at July 8, 2013 5:43 PM

باسی عزیزم
عالی بود...و چقدر زلزله را برایم دلنشین کردی
دوستت دارم

Posted by علی جوکار at July 8, 2013 4:24 PM

باسی عزیزم
عالی بود...و چقدر زلزله را برایم دلنشین کردی
دوستت دارم
------------
علی عزیز سلام
ممنون

Posted by علی جوکار at July 8, 2013 4:20 PM

سلام استاد عزيز . من واقعا عاشق شعرهاي شما هستم . هر چقدر مي خونم سير نمي شم . واقعا زيبا هستند .

Posted by حميده at July 6, 2013 9:04 AM

سلام آقای معروفی عزیز
شعر بسیار زیبایی بود.از آن ها که احساس پشت واژه هایش درون آدم را دریایی می کند...
موفق باشید:)

Posted by میتوس at July 5, 2013 1:49 PM

سلام آقای معروفی
پر احساس مینویسی طوری که میشه با بعضی از اشعارتان پرواز کرد.
من هم علاقه فراوانی به نویسندگی دارم ولی جرات قلم به دست گرفتن را ندارم و کسی را برای کمک گرفتن سراغ ندارم.
در خواست کمک از شما را دارم ...
-----------------
یاسر عزیز سلام
صد صفحه بخوان یک صفحه بنویس

Posted by yasser at July 5, 2013 5:21 AM

سلام
خیلی شعر قشنگی است. اگر از من بپرسی می گویم شما بیشتر از اینکه نویسنده باشی ، شاعری. حتی رمان های شما هم بیشتر شاعرانه است.
امروز کتاب تماما مخصوص که از آمازون سفارش داده بودم به دستم رسید. تازه ده صفحه اش را خوانده ام. شبیه حرفهایی است که با خودم می زنم. کلی هیجان دارم که بخوانمش. مرسی که نوشته هایت را با ما شریک می شوی .
----------------
فائقه عزیز سلام
ممنونم از شما

Posted by Faegheh at July 2, 2013 6:25 AM

نباشی
زمین زیر پاهام
مدام
می لرزد

Posted by دختر ماه هفتم at June 30, 2013 7:39 PM

درود فراوان...داستان تماما مخصوص شما را از میدان انقلاب به قیمت 15000تومان خریدم . زیراکس است اما جلد و بقیه ی صفحات کپی از چاپ نشر گردون است . .. چیزی که ذهن مرا خیلی آشفته کرد اینکه در داستان در چند جا نوشته اید که سگ پارس می کرد . نمی خواهم تعصب بی جا نشان دهم . ولی تا حالا کدام سگ پارس کرده است . صدای سگ چیزی شبیه هاپ هاپ و واق واق است . تا آنجا که من می دانم عربها برای تحقیر ایرانیان تکلم پارسی را به صدای سگ تشبیه کرده اند . با توجه به اینکه خواننده ی شما به پارسی می خواند و از این طریق داستان شما را دنبال می کند این بی اخلاقی و اهانت برای چیست؟...شب و روز شما خوش
-------------------
عزیزم
عربها هنوز که هنوز است به پپسی کولا م گویند بیبسی
آنوقت چه جوری به ایرانی ها می گفتند پارس؟
و چرا حتا نگفته اند فارس؟
اینا حرف های عوامانه ست. رها کنید تو رو بخدا. صدای سگ در زبان فارسی یعنی پارس کردن
در ضمن سگ یکی از بهترین مخلوقات خداست

Posted by masood at June 24, 2013 10:35 PM

mesle hamishe tazeo naaab...
bi naziree vaghean...
-------------
ممنونم

Posted by maryam at June 21, 2013 6:44 PM

عباس معروفی جانم
سلام
همیشه چه اینجا و چه در فیسبوک می خوانمت...
این آموزش داستاننویسی برای بچه های ایرانت کی راه می افتد؟
راستی پستهای آخرت و کامنتها را زیر و رو کردم ولی نفهمیدم نام موسیقی روی وبلاگت چه بود؟ خیلی فراموشکار شده ام تازگی ها...

---------------------------
سلام
و ممنون. موزیک از آروُ پِرت
عنوانش آلینا

Posted by سورین چاقمی at June 20, 2013 9:49 PM

راستی از نتایج مسابقه داستان کوتاه تیرگان چه خبر؟

Posted by امیر at June 16, 2013 3:28 PM

سلام استاد عزیز
چقدر زیبا عشق را حتی در فونت کلمات نشان داده اید.عاشق دلش می لرزد، از یک صدای اشنا. دستهایش تکیه گاهیست تا ابد و معشوق است و دستهای بیقرار عاشق و رویاهایش:
همه رویایم
شعر نابی ست که از چشم تو بر ثانیه هایم جاریست...

Posted by امیر at June 16, 2013 3:26 PM

دمت گرم باشه عباس جان

Posted by amir at June 16, 2013 9:41 AM
Post a comment









Remember personal info?