Comments: سکوت

خیلی زیبا بود ممنون...

Posted by ندا at November 25, 2014 2:59 PM

منم با شما موافقم اگه یکیشون جا نزنه و در میانه ی راه آن دیگری را تنها و خسته رها نکنه ...

Posted by پرناز at November 23, 2014 5:02 PM

نه.نیست...مگه مسابقه اس؟! یا رقصه؟راه رفتنه...اونم تازه اگه یکیشون عاشق باشه عمرا" اینطوری بشه.
صبح‌ها که بيدار می‌شوم، گذشته‌هام خواب آشفته‌ای بيش نبوده، و شب‌ها که می‌خوابم، آينده‌ام صبحی آشفته است از پس خوابی ناآرام.(فک میکردم فقط خودم اینطوری ام.لابد مال سن و ساله.شمام؟)
نبودن، سکوتِ بودن است(این عالی بود.همه اش خوب بود.ینی از اول اول ...اما همه اش می خواست برسه به همین.مگه نه؟)

Posted by مخاطب at November 19, 2014 6:22 PM

آره همینطوره! اگه یکیشون جا نزنه!

Posted by هدی at November 19, 2014 3:52 PM

دلتنگی
خوشه ی انگور سیاه است
لگد کوبش کن
لگد کوبش کن
بگذار سر بسته بماند
مستت می کند
این اندوه.

Posted by پرناز at November 19, 2014 2:41 PM
Post a comment









Remember personal info?