Comments: چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

پاسخ من به دودوزه:
1. درمورد حقیقت: اول از همه ما اینجا بازی با کلمات نمی کنیم. منظور از حقیقت در مورد چیزی (حداقل منظور من) دیدن همه ی جوانب آن چیزه اون طور که در حد بضاعت ماست. نه آن مفهوم دست نیافتنی و نادیدنی. شما اگر بگویی که اسلام تروریسم را ترغیب می کند، اما نگویی اسلام ملاله را تولید می کند، نیمی اش را نگفته ای. همین نگفتن نیمی از آن، یعنی شما نیمی اش را در ذهنت نادیده گرفته ای و بقیه را هم بلانسبت خر فرض کرده ای.
2. در مورد ملاله حرفی برای گفتن ندارید ظاهراً
3. باز هم بازی با سمانیتک، نبودِ صداقت. این دوست عزیز فکر می کند که اگر به سمانیتک گیر بدهد، در بحث موفق بوده است. نه دوست عزیز، این مغالطه ای بیش نیست. شما تا راجع به همه ی جوانبِ یک موضوع سخن نگویی یا حداقل نیندیشی قضاوتت نادرست خواهد بود و همین جاست که با خودت صادق نبوده ای، با دیگران هم همین طور.
4. ممنون که منظورم را از پیش فرضها نشان دادی" ملای شپشو، حدیث چپانده در مخ" اینها همه بی ارتباط با من است. من نه هیچ علاقه ای به اسلام دارم نه عاشق چشم و ابروی ملاها و آخوندها هستم، نه برای نظریاتِ اسلام محور در زندگی ام کوچکترین جایی قائلم. ولی تلاش خوبی کردی که با "ما خوب شما بد" نتیجه گیری کنی. نه دوست نیمه محترم، شما متاسفانه از دگماتیسمی رنج می بری که حس می کنی هرکس می خواهد غیر از شما ببیند پس ملاهای شپشو در ذهنش چیزی کرده اند. هرطور راحتی. ولی این واقعیت را عوض نمی کند. و واقعیت همان نتیجه گیری از پیش فرضهای ذهنی نیست. پیش فرضهای ما (مثل شما) خیلی وقتها تحریف شده است. انطور که راحتیم قضایا را می بینیم. اما قضایا آن طور که ما راحتیم رخ نمی دهند.
من نه خدا ام نه اصلا به خدا باور دارم، من نکته ای را گوشزد کردم و سر حرفم هم هستم.
5. دوست عزیز، شما اگر یکبار قران را بخوانی نمیمیری باور کن. همانطور که از سرزدن و جنایت حرف زده، از خوبی و یاری به انسانهای دیگر هم حرف زده. پس شرمنده ام اینجا هم باز سوار بر دگماتیسم زیبایت داری می تازی. بتاز اما، این محیط اطرافت را تغییر نمی دهد. خودت را گول می زنی. بزن.
از مغالطه ی پهلوان پنبه هم بپرهیز. من کجا گفتم که اسلام به ذات خود عیب ندارد. من می گویم هم عیب دارد هم خوبی. شما فقط اولی را می بینی، معلوم است قضاوتت مختل می شود. اسلام عین مسلمان است، چه خوب باشد چه بد. بازهم تلاشت ناکام ماند. نه؟ ولی خوب است تلاشگری
6. باز هم مزخرفات مجدد. بله اسلام با مسیحیت هیچ تفاوتی از نظر عقیدتی ندارد هیچ، گاهی از آن از نظر جنایت جلو هم می زند. اما چرا مسیحیان اینقدر رادیکالیزه نمی شوند؟ یک دلیلش این است که دینشان را از سیاست جدا کرده اند. آیا بقیه اسلام همه اش خوب است؟ نه! ولی همه اش بد هم نیست.
" با گردن‌فرازی تمام بادی به غبغب انداخته و از جامع و مانع بودن قوانین اسلام در ریزترین مسائل زندگی فردی و اجتماعی(که سیاست هم بخش کوچکی از آن است) امتش سخن به میان می‌اندازد."
این جمله رو هم می ذارم به حساب نادانی نویسنده که نمی داند از که سخن می گوید و نمی داند کسی که دارد حرف می زند، جنایات مسلمانان را با چشمان خودش از نزدیک دیده. ولی همچنین خوبیهایی را که مسلمانان انجام می دهند. دیده. او هردو را می بیند و نویسنده تنها یکی را و بعد آن قضاوت ذهنِ دگمش را به عنوان "امیرحسین چگونه فکر می کند" بالا می آورد.
7. این آخرین شماره است. بعد از این جوابی نخواهی گرفت. هرچقدر می خواهی فریاد بزن و از شپشهای آخوندها حرف بزن، و فکر کن که متجدد شده ای. خوشحال باش. اگر واقعیت در بیرون فرقی نمی کند، توی ذهن که می شود چپ و چوله اش کرد که با تصویر ذهنی مان جور در بیاید.

Posted by امیرحسین at janvier 14, 2015 4:32 PM

من کامنت امیر حسین را در حد بضاعت خودم بررسی می کنم:
نخست: «این حرف شما نادرست نیست ولی نیمی از حقیقت است». فرض کنیم شما محاط به تمام حقیقت باشی. پس باید بدانی که حقیقت یا Truth قابل شمارش یا اندازه گیری نیست که بشود به نیم و سه چهارک تقسیمش کرد. یک حرف یا حقیقت هست یا نیست.
دوم: «هزاران هزار ملاله دارند بر اساس اسلام برای رهاییشان می جنگند» هزاران هزار یعنی میلیونها دوست عزیز. ما خیلی وقت هست که جنگ میلیونی در سطح منطقه یی و بین المللی نداریم. به گمانم اگر ملاله را ملاقه بنویسیم درست می شود.
سوم: «آیا این عدم صداقت ما را نمی رساند» به کار بردن واژه ی «عدم» در فارسی به کلی نادرست است. عدم یک مفهوم تجریدی است و به پس و پیش چیزی نمی‌چسبد.
چهارم: «اگر تنها بر اساس پیش زمینه ذهنی خودمان و نه بر اساس واقعیتها نتیجه بگیریم؟» امیر حسین در مقام خدا قرار گرفته و به نویسنده گوشزد می کند که نه بر اساس پیش فرضهایش که بر اساس واقعیت نتیجه بگیرد!! یعنی فرض می کند که واقعیت چیزی سوای نتیجه‌گیری از پیش فرضهاست. البته خود امیر حسین بر اساس پیش زمینه ی ذهنی که از اسلام دارد چنین چیزی را نمی گوید بلکه چون خداست دارد واقعیت را می گوید و معیار سنجش واقعیت هم حتمن خودش است و نه احادیث و روایات تقلبی که چهار تا ملای شپشو در مخش چپانده اند.
پنجم: «مادران و پدران ما که مسلمان بودند چه جنایتی کردند که اسلام در ذهن شما همه اش خشونت است؟» اینجا امیر حسین به خودش رکب بدی می زند. شاید هم ما را «بلانسبت نویسنده» خر فرض کرده! حواس اش نیست که امثال خودش هر موقع که مسلمانی به نام دین جنایتی می کنند با وقاحت می گویند اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست ولی امیر حسین در اینجا خر را از کون توی طویله می کند . عکسِ نقیضِ وارونِ پشت و رو شده ی قضیه را هم درست فرض می کند و می گوید چون عده یی مسلمان آدمهای خوبی هستند پس اسلام همه‌اش هم بد نیست! اینجا اسلام عین مسلمان است ولی آنجا مسلمان عین اسلام نیست!
ششم: «اسلام سیاسی را با جامعه ی مسلمان مخلوط کردن فاجعه به بار می آورد». امیر حسین در اینجا تلاش می کند با چسباندن واژه ی «سیاسی» به «اسلام» دامن آن را از پلیدی های سیاست پاک کند چون سی و چند سال است دارد می‌بیند گندش بدجوری بالا آمده. البته یادش نیست که هرجا صحبت از مقایسه سایر مکاتب با اسلام می شود با گردن‌فرازی تمام بادی به غبغب انداخته و از جامع و مانع بودن قوانین اسلام در ریزترین مسائل زندگی فردی و اجتماعی(که سیاست هم بخش کوچکی از آن است) امتش سخن به میان می‌اندازد.
هفتم: خوان هفتم را به رستم دستان وا می‌گذارم.

Posted by دودوزه at janvier 14, 2015 2:59 AM

استاد عزیز
این حرف شما نادرست نیست اما فقط نیمی از حقیقت است.
هزاران هزار ملاله دارند بر اساس همان اسلام برای رهاییشان می جنگند. ایا با منطق شما می توانم نتیجه بگیرم که اسلام نیروی خیر است؟ آیا این عدم صداقت ما را نمی رساند اگر تنها بر اساس پیش زمینه ذهنی خودمان و نه بر اساس واقعیتها نتیجه بگیریم؟ مادران و پدران ما که مسلمان بودند چه جنایتی کردند که اسلام در ذهن شما همه اش خشونت است؟ اسلام سیاسی را با جامعه ی مسلمان مخلوط کردن فاجعه به بار می آورد. مسلمانان بیش از پیش در اروپا از تبعیض رنج می برند و شما هم نمک بر زخم می پاشید و دیدی غیرواقعی را به عنوان حقیقت عرضه می کنید.

Posted by امیرحسین at janvier 14, 2015 1:55 AM

استاد عزیز
این حرف شما نادرست نیست اما فقط نیمی از حقیقت است.
هزاران هزار ملاله دارند بر اساس همان اسلام برای رهاییشان می جنگند. ایا با منطق شما می توانم نتیجه بگیرم که اسلام نیروی خیر است؟ آیا این عدم صداقت ما را نمی رساند اگر تنها بر اساس پیش زمینه ذهنی خودمان و نه بر اساس واقعیتها نتیجه بگیریم؟ مادران و پدران ما که مسلمان بودند چه جنایتی کردند که اسلام در ذهن شما همه اش خشونت است؟ اسلام سیاسی را با جامعه ی مسلمان مخلوط کردن فاجعه به بار می آورد. مسلمانان بیش از پیش در اروپا از تبعیض رنج می برند و شما هم نمک بر زخم می پاشید و دیدی غیرواقعی را به عنوان حقیقت عرضه می کنید.

Posted by امیرحسین at janvier 14, 2015 1:54 AM
Post a comment









Remember personal info?