Comments: خرگوش

آدمي که داريد باهاش حرف مي‌زنيد تکه پاره شده ‌است. خسته، بيمار و بي‌حوصله است. هميشه غمگين است، تقريباً هر روز صبح وقتي از خواب بيدار مي‌شود، گريه امانش را مي‌برد، و نمي‌داند چرا. گاهي فکر مي‌کنم براي نويسنده بودن بايستي آيا اين‌چنين بهايي پرداخت؟(آبان82)
و تا هنوز؟! :(((((
(اون روز وبلاگتون حرف گوش کن نبود)

Posted by مخاطب at April 29, 2015 10:23 PM

آخه دلتنگی آدما تمومی نداره،این تنهایی لعنتی همیشه با بعضی آدما همراهه.

Posted by یلدا at April 17, 2015 11:05 AM

و تا هنوز؟! تا همین الآن؟! :((((

Posted by مخاطب at March 15, 2015 6:50 PM

بینظیر!

Posted by هدی قاسمی at March 8, 2015 9:57 PM

دختره چی شد؟؟؟

Posted by سامورایی at March 8, 2015 4:19 PM

با سلام
2 تا از رمانهاتونو خوندم سمفونی مردگان و تماما مخصوص خیلی خوب بود مخصوصا سمفونی مردگان، نوع نوشتنتون رو دوست دارم و لذت میبرم
اما چند داستان کوتاه ازتون خوندم چندان جالب نبودن
تهش به خودم میگم خوب که چی؟؟؟ دختر عاشق خرگوشه؟ خب که چی؟
به نظر من به لحاظ خیالپردازی و داستان قوی هستند اما اون محتوایی رو که انتطار دارم داشته باشه ندارن
شابدم خیلی ثقیله من نمیفهمم :)

Posted by mani at March 8, 2015 4:13 PM
Post a comment









Remember personal info?