Comments: زيبائی شناسی قتل و خشونت در« قيصر»

من نميدانم تا كي ما مجبور به تكرار جهالت هاي موروثي مان هستيم؟
كاش قيصر ,فقط اندكي به زاپاتا شباهت داشت تا ما دليل بسيار خوبي براي تقديس و تكرار او داشتيم.
ترا به خدا بس كنيد اين قيصر بيچاره را,دلم اشوب شد. فروز

Posted by forooz at December 21, 2004 2:06 PM

سعيد عزيز، ممنون از کامنتی که گذاشتی. داريوش حروف را تغيير داد. شايد الان بهتر بخوانی. دوست دارم نظر تو را هم در اين بحث داشته باشم.
پاينده باشی. پرويز

Posted by پرويز at December 6, 2004 8:14 PM

دوست عزيز. از نوشته‌ی شما بسيار استفاده کردم، اما حروف برخی بندها به هم ریخته است، نمی دانم از «مرورگر موزيلا»ی من است يا اشکال از صفحه ی شما. اگر ممکن باشد اصلاح کنيد سپاسگزارم. چون نخواندن کامل نوشته ی شما موجب دریغ است.
با دوستی و احترام

Posted by سعيد at December 4, 2004 12:49 AM

و می دانی که هنوز خود تو هم همه حرفهايت را نگفته ای. من با دوايی همدلی می کنم اما می توانم به مخالفان قيصر هم حق دهم. برای من دو نکته بخصوص جالب بود. يکی اينکه نوشته ای قيصر با مدرنيسم نمی ستيزد بلکه با حريفان سنتی خود دست به گريبان است و ديگری اشاره ای که به رواج ترور و محبوبيت آن در بين گروههای سياسی قبل از انقلاب کرده ای. به نظرم اين يکی بسيار جا دارد که بازانديشی شود. چرا که در موارد متعددی می توان ديد که مرده ريگ خشونت باوری اين گروهها و وابستگان آنها به صورتی ديگر ادامه يافته است جز آنکه چون فضا عوض شده کلمه را به جای گلوله به ديگران شليک می کنند! آنها نه ديروز گوشی برای شنيدن داشتند و نه امروز دارند.

Posted by مهدی at December 3, 2004 4:47 AM