سلام . از ترجمه خوب شما بینهایت لذت بردم . فقط کاش در بخشهای مختلف این مطلب را ارائه می کردید . چشم من که در آمد تا تمامش کردم . اما بسیار لذت بردم
آقاي پرويز جاهد عزيز سلام
من مدتيست كه با وبلاگ بسيار زيباي شما آشنا شده ام واز مطالب آن لذت برده ام به خصوص مطالب شما در مورد سينما پاراديزو و پازوليني اما به نظر ميرسد كه شما حرفهايتان را بسيار سرسري و تند مي زنيد وزياد برروي مطالب مكث نمي كنيد. كه اميدوارم مطالب شما در آينده كامل تر و پر محتواتر باشند. همچنين بنده وبلاگي حقير و تازه متولد در زمينه سينما دارم كه خوشحال ميشوم از وبلاگ بنده ديدن كنيد و نظرتان را راجع به آن بگوييد. وهمچنين اگر آن را لايق دانستيد نامش را در فهرست پيوندهاي وبلاگ خود قرار دهيد. ممنونم .منتظر پاسخ شما… www.cinema-film.blogfa.com
نوشته هات خوبه ولي زياده برام جواب بفرست
صفحه ى زنان ايران را در سايت پرژن كالچرز ويزيت كنيد، و به دوستان نيز پيشنهاد آشنائى با اين سايت را بدهيد. مطالب ارزنده تان را براى سهيم شدن با ديگران به سايت پرژن كاچرز، بفرستيد..سرفراز باشيد.
http://www.persiancultures.com/
سلام . خيلي از نوشته هات لذت برىم
اقاي جاهد كتابتان را در وبلاگم معرفي كردم
http://www.ghajar.ir/archives/040705.php
خوشحالم که صفحه ی شما را پیدا کردم.
از یک طرف کتاب نوشتن با دوربین و از طرف دیگر نقد محمد قائد بر آن
مرا بیشتر کنجکاو می کند.
با علاقه مطالبتان را دنبال می کنم
آقای جاوید عزیز!
سلام!
امیدوارم که کامنتهای قبلیم نرسیده باشه چون سه چهار تا بود و چون دیدم خطا میدهد باز آن را میفرستم. این مطلبتان را هم در پنجره گذاشتم. و اگر لطف کنید ایمیل تان را هم برایم بفرستید، تا کلمه و رمز کاربری شما را در پنجره برایتان ایمیل کنم، که برای ویرایش، حذف و ... آنها در اختیار خود شما باشد.
با احترام
شاد باشید
فکر کنم این پیامگیر شما مشکل دارد چون هر بار کلی نوشتم و ... بهرحال اگر آدرس ایمیلتان را برایم بفرستید بسیار ممنون خواهم بود.
سوزان سانتاگ از متفکران تأثیرگذار عصر ما بود. هنوز تصویری که همراه با خبر درگذشتش بر صفحهی نخست روزنامهی شرق نقش بسته بود از خاطرم نرفته است، شاید همان جذابیتی است که در این نوشته بدان اشارهای شده!
بهرحال! آن را در پنجره گذاشتم. برای پنجره هم برای شما یک کلمهی کاربری ایجاد نمودم، اگر مایل بودید که مطالبی که آنجا دارید خودتان مستقیماً بگذارید و یا ویرایشی لازم داشت شما خود به آن را در اختیار داشته باشید. اگر لطف کنید و یک ایمیل به من بزنید تا در زودترین وقت ممکن آن را برای شما بفرستم. البته میخواستم یک درخواست هم از شما داشته باشم، دربارهی گذاشتن ایمیلتان در وبلاگ ولی منصرف شدم، چون اگر صلاح میدانستید حتماً این کار را میکردید.
شاد باشید
با احترام
سلام!
نمیدانم واقعاً مرگ سوزان سانتاگ چرا این قدر برایم دردناک بود، روزی که خبر مرگ او همراه با یک عکس زیبای سیاه و سفید از او در صفحهی اول روزنامهی شرق نقش بسته بود یادم نمیرود، شاید همان جذابیتی است که در این مقاله از آن نام بردید! بهرحال. این مطلب رو هم در پنجره گذاشتم، فقط یک درخواست: آدرس ایمیل شما رو چه جور میشه به دست آورد؟؟
با احترام
سلام
پرويز جان لطف كن وقتي مطلب جديد در وب منتشر مي كني يك بار توسط بلاگ رولينگ پينك كند تا دوستان از به روز شدن وبلاگ با خبر باشند.
موفق باشي