Comments: ميراث سوررئاليسم

Dear Shahin,
I think you got a wrong person. I am Jahed not Mojahed.
best.jahed

Posted by parviz at May 1, 2007 4:33 AM

Dear Mojahed

I came across your blog and a quick flash back took me to some years back ... i guess we know each other.
Would be great if you could leave me your e-mail address, so i could be in touch with you.

Best,
shahin

Posted by shahin at May 1, 2007 1:54 AM

سلام. با "فريدا" ي سلما هايك آپم. حسش بود بيا

Posted by azad at April 30, 2007 12:42 PM

سلام آقای جاهد.
از مطالب مفیدتون تشکر میکنم.
آخه من در زمینه ی پژوهش هنر کار می کنم و از این به بعد ، وبلاگ شما یکی از مراجع من شد ( در این زمینه )
واقعن خسته نباشید.
راستی شما همان نویسنده ی کتاب نوشتن با دوربین نیستید؟
از کتابتان تعریف نمی کنم که در این جایگاه نیستم.
فقط بدانید که تا چند روز در حال وهوای کتاب شما بودم واز جوابهای ابراهیم گلستان به شما، ریسه می رفتم
موفق باشید

Posted by سمیرا at April 29, 2007 12:00 PM

آزاد عزيز

فيلم هاي لينچ براي من واقعا هراس آور و هولناک و در عين حال لذت بخش اند. اولين بار که مولهولند درايو را بر پرده سينما ديدم تا چند شب نتوانستم بخوابم. به نظر من ژي ژک درست مي گويد که در جهان لينچ امر واقعي به شکل خوفناکي به هستي روزمره تعدي مي کند.

Posted by پرويز at April 28, 2007 12:32 PM

هنوز كه هنوزه بعد از مدت ها كه از ديدن اولين بار فيلم جاده مال هالند لينچ از عمرم مي گذره فكر مي كنم اين فيلم كمال سورئاليسمه نه فقط تو سينما كه در كل هنرها. لينچ تو اين فيلم نه فقط در داستان و پرداخت فيلم كه در مضمون تحول اساسي تو اين مكتب بوجود مياره. ناپختگي خيلي از آثار سورئاليستي از جمله آثار قبلي خود لينچ اينجا ديگه به چشم نمي خوره و بي منطقي رويا با منطق لازم زبان هنر طوري با هم آميخته كه قابل تفكيك از هم نيست. ديگه صرف به هم ريختن فرم و عجيب و غريب بودن نيست كه ارزشه فرم غريب در مضمون خاصه كه معنا پيدا مي كنه و از پوچي و اتهام فرار از قراردادهاي مرسوم هنري نجاتش مي ده. فكر نمي كنم خود لينچ هم ديگه بتونه به اين خوبي و پختگي كاري بسازه...
از آشنايي با وبلاگت خوشحالم. با اجازت لينكت مي كنم.

Posted by azad at April 28, 2007 12:16 PM
Post a comment









Remember personal info?