Comments: درس دروغ؟

با سلام
رويايي ,عزيز من, ترس از گرگ بهتر از اينست كه گرگ تنمان وتن عزيزانمان را بدرد,گرگ صفتاني هميشه هستند كه اگر رسوا نشوند ان خواهند كرد.

Posted by Mohammad at février 22, 2005 5:44 PM

حالا اگر فرياد بزنيم گرگ آمده كه دروغ نگفته ايم. آنهم چه گرگي...

Posted by كافري كه مومن ترين بود at février 11, 2005 8:55 PM

سلام شاعر گرامی
من فکر می کنم آدمها از شاعر گرفته تا غیر شاعر بنا به جهان بینی که دارند جهان را می نگرند. من دلم می خواست روزها به بزرگی و طولانی بودن دنیا می شدن تا بتوانم جهان را از هر سو بنگرم.

Posted by خیال تشنه at février 11, 2005 8:40 AM

داريوش كبير سه دعا در حق مردمان سرزمينمان كرد كه خدايا سرزمين پارس را
از دروغ و دزدي و خشكسالي در امان دار!خدا هم چه خوب اين دعارا پس از اين همه قرن مستجاب كرد!

Posted by حميد at février 10, 2005 6:20 PM

هميشه گرگي هست كه بايد فرياد زد ،و تاشاعر هست (هستي!) گرگ پوستينه پوش را دروغ هم راه فراري نيست!

Posted by sefreshab at février 10, 2005 4:03 PM

بر روي سنگ، سنگي را که به زنجير بسته اند.

- سنگ پدر؟ -

به قول براهني: من اين همان هرگز نبوده ام.

Posted by do-l at février 10, 2005 2:02 PM

رويائی عزيز،

می گويند کوروش يا داريوش در حق مردم خود دعائی کرد که خدايا ملت مرا از خشکسالی و دروغ در امان بدار. در زمانه ای که اينگونه وحشتناک گرفتار خشکسالی و آلوده دروغيم، آيا ديگر ما را دروغ بس نيست؟

Posted by پرويز at février 9, 2005 11:35 PM