Comments: واریاسیون ظهر بر دار(۸)

مایل بودم به من سر بزنید و به وبلاگم نظر بدهید!

Posted by alisaravi at octobre 13, 2008 8:19 AM

با سلام خدمت استاد عالی قدر جناب آقای دکتر یدالله رویایی

ضمن خسته نباشید طبق معمول بسیار عمیق و پر محتوی بود امیدوارم که موفق باشید.

با احترام
جلال کیانی (ساحـل )
85/12/1

Posted by جلال کیانی (ساحل at février 20, 2007 10:20 AM

درست مانند همين اكنون كه در برزخي نشسته ام كه اين نوشته نظري بر شعر احمد سينا است يا نوشته اي در صفحه ي يدالله رويايي نگاه كردن به يك وارياسيون چشم را به فروپاشي فرا ميخواند در نوعي تعلق به فضاي كاتوره ي ميان نوشته هاي پيش و نوشته متحول شده . و شايد همين است كه معتقدم نويسندگان وارياسيون مي بايست چنان دور از زبان هم نشسته باشند كه اين فاصله كه چشم مخاطب را به صدا در مي آورد تبديل به فاصله هايي كهكشاني شود تا مخاطب با اين تعليق معناي ابدالاباد را بداند.
نوشتن وارياسيون همان تمناي ديرينه ي من را مهيا ميكند كه هميشه دوست به نسخه ساختن داشتم و نه تصحيح نسخه : اي پدر نشاط نو در رگ جان ما بدو / بي پدر اين چه مي كني آب حيات چاره كن.
تمناي كهنه ي مرا زنده مي كند اما درد كه در جايي ديگر يعني در جايي كه نويسنده ي وارياسيون هيچ حد فصلي زماني ميان خود و نويسنده ي نسخه ي پيش از خود را در ميان نه ميبيند و نه مي نهد.

و احمد جان پيشنهاد من اينست كه اينبار بردار و وارياسيوني ديگر با فاصله هاي اعماقي ي بيشتر از همين نوشته ي خود بنويس تا از زبان خود در روي و
اين تمرين كرخت نشدن را ادامه دهي و باقي تا رسيدن نامه ام به تو

- آقای پورحاجی، ای پسر نشاط نو درست است، "پدر" کار سانسور است.
رویائی

Posted by مرتضا پورحاجی at avril 18, 2006 6:04 PM

سپاس. سخنان شما چنان تفكر بر انگيز ند كه بهترين كار ممكن ان است كه هيچ چيز نگويم.

Posted by علیرضا جعفری at avril 18, 2006 1:43 PM

ابوحنيفه از مردي چهار صد درهم طلب بود .اندر محله ي آن مرد شاگردي از شا گردان او بمرد .ابو حنيفه به تشيع جنازه ي وي رفت . آفتاب ،گرم می تافت و هیچ جای سا یه نبودکه بنشستی مگر زیر دیوار آن وامدار /در زیر آن دیوار ننشست .گفت :مرا به خداوند این دیوار وامست . اگر از دیوار این مقدار منفعت گیرم /ربا بود ومن ربا خوار شوم .اندر آفتاب بنشست و به تفکر فرو شد . چشم باز کرد و سا یه ی آن دیوار بخود دید بر خاست لاحول کردو به در خانه ی آن وام دار شد/در بزد و گفت :آن چهار صد درهم را که دست تواست بر تو بخشیدم .
من فکر میکنم با ذکر این مثال / از رساله ی بستان العارفین / حرکت خورشید درهوا / از ابتدا سابژکتیو میشود . برعکس شعراحمد سینا /که خورشید ابژه است.دار ابژاست .وهمچنین سنگ لحد و مرگ ابژکتیو/ تا جایی که شعر به کاغذ و شراب می رسدو سابژکتیو میشود .بر عکس آن مثال بالا که افزونه ی مدلول نسبت به دال / مشهود است .
در بند دوم شعر بعداز ادامه ی تاتا /مانند نقش مثال بالا /عدل بزرگ خدا /سابژکتیو میشود وتا پایان هم سابژکتیو میماند .
در بند سوم شعر مضاف سنگ /مضاف الیه لحدراحذف قرینه ی معنا یی اش کرده است.وتیمارستان این دنیا و زیر قبرستان آن دنیا با هم بخنده یکی شده اند .یعنی که ابژو سابژ/در یک مکان به یک اندازه تعریف نقطه ی عطف خنده دار هوسرلی شده اند / وبعد باقی اوقات شعر تماما مشغول پرسپکتیودادن به نقطه ی عطف می شود .
حکایت کنند که یحیی بن سعید/ حق را بخواب دید .گفت :یا رب ! بسا که تو را بخوانم و اجا بتم نکنی .
گفت :یا یحیی ! زیرا که دوست دارم که آواز تو بشنوم .
علی مومنی


Posted by ali momeni at avril 17, 2006 2:45 PM

سلام جناب رويايي.. به روزم و بی... بی.........بی......بی باک در انتظارتان.

Posted by فرزاد at avril 17, 2006 1:15 PM

سلام آقای رویایی
آیا کتاب چشم انداز شعرمعاصر ایران تالیف دکتر سید مهدی زرقانی استاد دانشگاه فردوسی مشهد را دیده اید؟اگر نه من حتما برایتان بخشی را که مربوط به شعر حجم است را برایتان می فرستم کوتاه است.طبق معمول با همان چوب همیشگی زده اند:جملات استعاری ودیرفهم است خودانها هم نمی دانسته اند برای همین تمثیلی حرف نزده اند.البته ما در جلسه نقد کتاب که با حضور عبدا...کوثری وچندین استاد دانشگاه برگزار شد در حدتوان دفاع کردیم از آنچه به ما مربوط می شد یا به شعر وبه آنچه سهم عمده ای از ذهن مارا تشکیل می دهد .می توانید شرح ماوقع جلسه را درآدرس اینترنتیwww.cef.irسایت تخصصی قطب علمی فردوسی شناسی دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی ببینید.بدرود

Posted by yaman at avril 17, 2006 12:04 PM

به خشنودی اهورامزدا دادارگیهان خدیو اوزنی گرز خره اوزیات با مهر دوستان بازگشتم را با پیش کشی برای اهورایی میهن ایران به روزم

Posted by زردشت at avril 15, 2006 4:55 PM

از از وقتي كه ززززبانت بند بيايد
كه بخواهي بگويي يداله رويايي اگر چه كمي كهنه چون خاك مي خورد كه مثلا

سنگ قبر شاملو چه و چه و چه و چه ....

تا اين كه تلورانس واژه كجاست كه مثلا معياري بگيريم

تا اين كه اصلا اين حرفها چه ربطي به دست خدا دارد آن هم دستي رويايي

Posted by saman bakhtiari at avril 15, 2006 2:44 PM

جناب رویایی عزیز
مهربانترین سلام ها
از اینکه نام شما را جزء بازدید کنندگان وبلاگم ببینم خوشحال و خرسند خواهم بود
منتظر نظرات شما هستم

Posted by مهدی قانونی at avril 15, 2006 2:10 PM

سلام دو.ست عزيز چند دقيقه ای مهمان غزلهای من بودن پشيمانتان نمی کند....منتظرم!

Posted by صديقه حسيني at avril 15, 2006 2:04 PM

سلام دو.ست عزيز چند دقيقه ای مهمان غزلهای من بودن پشيمانتان نمی کند....منتظرم!

Posted by wndri psdkd at avril 15, 2006 2:04 PM

سلام.محمد حسن نجفي(م ح ن )از كرج در نزديكيهاي پايتخت. ايميلتا ن را خواندم.داستان گفتگو اين است كه مي خواهم با شما يك ديالوگ مفصل داشته باشم در موضوع هاي: شعر ، زبان ، حجم ،شعر كلاسيك ، شعر معاصر ، بررسي جريانها و تجربه هاي زبان گرا ، ترجمه ي شعر (زبان) ، و خلاصه مسائلي كه به دغدغه هاي شما و خودم و بوطيقا مربوط مي شود.البته سوالها يا مسئله هايي كه مطرح مي شوند به اين مسخره گي يي كه اينجا گفتم ، نيستند. شايد حرفهايمان يك كتاب بشود با تئوري هايي خواندني در موضوع هايي فلسفي _ ادبي( هنري) ، كه قصد خودم اين است كه جداگانه منتشر بشود.
اما كتاب لاغري كه اين شبها دارم ديگر تمام اش ميكنم و در حجم و شعر و نظريه هاي شما است و شايد اجازه ي شما را داشته باشم بد نباشد ( چون گزيده اي به زعم خودم عالي است از دريايي ها تا امضاها كه بر اساس تحليل من در مقدمه يا مقاله ي ابتداي كتاب است. همين كار را در شعر نيما هم انجام داده ام با اسم " نيمه ي ديگر نيما" كه دوست دارم نظرتان را درباره ي آن هم بدانم.شما جزو اولين تحليلكر هاي نيما هستيد و بدم نمي ايد بدانم بحث علمي _ تخيلي!! ام درباره ي انقلاب نيما را چطور مي بينيد.
باري ... اگر ادرس تان را ايميل كنيد برايم خوشحال ميشوم مجموعه شعرم( 1379) را با چيزهاي ديگربرايتان بفرستم. راستي دو سال پيش هم مانيفستي نوشته ام به نام " هدفونيسم" كه البته قرار است در هيچ جاي نشاني دار و مرجع منتشر نشود و فقط به صورت فتوكپي به خيلي ها داده ام . حتما ميخواهم نضرتان را در باره ي آن هم بدانم .بيشتر از اين سر خودم و شما را درد نمياورم .پس شد: جواب تان درباره ي گفتگو و چگونگي اش ، آدرس يا ص پ ، نفس عميق به سلامتي ي خودت.

Posted by LPK at avril 14, 2006 2:02 AM

بايد باز خواني كنم اين طوري نمي شود
راستي لبريخته ها را از انتشارات نويد شيراز گرفتم قيمتش هنوز 195 تومان بود !!!
همه ي حلقه ي نيلوفري 22 جلد را گرفتم 7600 تومان !!!
جاويد باد جمهوري اسلامي ايران

Posted by محسن اكبرزاده at avril 14, 2006 12:45 AM

"عدل بزرگ خدا بر دار
ديوانه مي شود" ؟!

و ...دیوانه ها بر دار "عادل" میشوند... میان "مرگ" و "رنگ" حق با رنگِ مرگ است!

Posted by شیرین at avril 12, 2006 9:55 PM

نام تو در دهان راست من/بوسه چسبناك تمبري است/روي سنگ قبر هاي نرسيده به مقصد/رويايي ،رويايي،رويايي،رويايي مغز استخوان گنجشك هايي
حجم

Posted by هوشنگ ملکی at avril 12, 2006 7:39 PM

سلام آقاي رويايي با اينكه من در گرگان دست رسي به مانيفست شعر حجم دارم ولي با اين حال من مانيفست و مطالب بيشتري در مورد شعر حجم مي خواهم كه شديدا مورد نياز است تا ارسال مطالب منتظر مي مانم منت بگذاريد
متشكرم

Posted by مرتضي شاهين نيا at avril 12, 2006 9:55 AM

سلام . براي من كار از لحاظ شكستن فضاي قديمي استراكچر زبان و استفاده ار رايم در متن بي آن كه كار را آركاييك كند و بازي هاي كلامي جالب بود . ايماژها ولي مرا ارجاع به هيچ احساسي حتا مبهم هم نداد. ولي به هر روي از نظر زباني كار قويي ست .

Posted by پیپ قرمز at avril 12, 2006 8:23 AM