Comments: شعر بعنوان معرفتی منحصربفرد

اين مطلب را گويا قبلا در سايتي خواندم. يا چاپ شده بود جايي؟ جالب است كلا...

Posted by رضا at juillet 12, 2007 9:01 PM

سلام به تو دوست خوبم .........
مطلب بسیار طولانی و خواندنی نوشتی ........
دوست دارم بیای پیشم....
فعلا

Posted by همراه نور at juillet 11, 2007 6:31 PM

بزرگي ات تا جايي است كه من شاعر شدم

Posted by شهريار at juillet 9, 2007 12:56 AM

عباس عزيز فراموش شده در ابتداي مقال جناب رويا .

Posted by sahand adam aref at juillet 8, 2007 7:35 PM

نمي دانم چرا از آخر خواندمش يا خواندمت .

به هر حال چيزي كه هست شعر نيست يا در شعر نيست . بهتر است نيست را هستي ببخشيم يا به جاي گفتن ديدني ها نديدني ها را بگوييم و بشويم .

به اميد رسيدن به روياي متلاشي ...

Posted by ایوب at juillet 8, 2007 6:19 PM

كن آي هلپ مي؟
دیروز بود.من و دوستم (فکر کنم کیا رستمی بود), جنازه ی خدا رو دار زدیم, مردم خسته شده بودن هیچ کس نگاه نکرد , حتی خودم.
ده ته گلوله ی دیگه تو سرش خالی کردم فکر کنم بالاخره سرش پر شد , تو فکر اینم دفعه ی دیگه چطور اعدامش کنم.کسی نیست کمکم کنه؟

Posted by هارتلی at juillet 8, 2007 5:50 PM

سلام ...به امیدساعت های بهتر.....
همیشه بایدبلند بلند خندید بلندبلندگریه کرد/تندتندقرص اعصاب خورد/لخت شد
دست هایت راتفنگ کرد/برای رهاشدن ازهرچه حرف اضافه
ناگهان
لخته های خونت به سمت پایین سرازیرمی شود
خودکشی یعنی گنجشک
و گنجشک ها بچه های هستندکچل که به چیزهای مشترک فکرمی کنند./
به دیداری تازه می اندیشم.

Posted by ناما جعفری at juillet 5, 2007 5:59 PM

با سلام خدمت استاد محترم
متن سخرانی شما در ( من گذشته امضاء ) منتشر شده و بسیا ر قابل استفاده است امیدوارم که دیگر مقالات هم بزودی منتشر شود . موفق باشید.

با احترام

Posted by جلال کیانی (ساحل at juillet 4, 2007 11:53 AM