Comments: حکايت دوم

سلام ما امديم تا بنويسيم از داستانها و روزمره گيها و درد و شادي ياري بزرگان را ميطلبيم..در انتظار قدمهاي مهربانتان...

Posted by Raha.g&Azade.Sharghi at October 13, 2003 12:07 PM

خانم شيرين عبادي نويسنده حقوقدان و فعال حقوق زنان و كودكان در ايران كه برنده جايزه صلح نوبل امسال شناخته شد در ميان ديگر خانم هاي دريافت كننده جايزه صلح نوبل از برجسته ترين و فعال ترين زني بود از سرزميني كه زنان نقش فعالي در انقلاب بهمن 57 آن داشتند . ديگر خانم هائي كه در عمر صد و دو ساله جايزه صلح نوبل برنده بوده اند نويسنده كتاب ضد جنگ خانم برتا صوفي فليسيلتا ون ساتنر در سال 1905 بود . خانم جين آدامس 1931. اميلي گرين بالچ 1946. خانم ها - بتي ويليام - و - مايراد كوريگان 1976. مادر ترسا 1979. آلوا ميردال 1982. اونگ سن سوكي 1991. ريگوبرتا منچو 1992. جودي ويليامز 1997 و شير زن بشر دوست ايراني خانم شيرين عبادي نيز در 2003 دريافت كننده جايزه صلح نوبل تا به امروز بوده اند كه خانم عبادي از سازمان ديده بان حقوق بشر نيز قبلا جايزه اي دريافت كرده است.
پيروزي اين شير زن ايراني بر همه زنان و مرداني كه براي دمكراسي و حقوق مبارزه مي كنند مبارك باد.
محمود دهقاني

Posted by Mahmoud Dehgani at October 13, 2003 2:35 AM

به نام باران ....
سلام استاد .....
منهم به شما و همه آزاد انديشان ايراني در هر جاي دنيا ... نوبل خانم عبادي رو تبريك ميگم .... ايشون يا شما فرقي نداره مهم اينه كه يه آزادي خواه ... به اين مهم دست پيدا كرده به اميد صلحي پايدار و برگشتن بزرگاني چون شما به وطن ........ چشم در راه حضورتان هستم .... اين شعر هم براي شما :

ديريست نی چوپان را دزديده اند

و گوسفندان

در مسلخ

در آخرين نگاه رمز و تمنا

بر دستهای خونين قصابی می نگرند

که نی می نوازد

Posted by پوريا سوري at October 12, 2003 1:45 AM

آقاي معروفي عزيز

دلم می خواهد توی کوچه ها بدوم و فرياد بکشم اين پاداشت مبارزه و مقاومت زنان ومردان مستقل و روشنفکر ايرانی است شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل شد .

زنده باد آزادی زنده باد انسانيت زنده باد خرد انسانی

Posted by آينده پيش رو at October 11, 2003 11:58 AM

عباس جان! روز 18 مهر 82 به یاد خواهد ماند. پيروزی خانم عبادی پيروزی توست بر آنهايي که مي خواستند به نويسنده شلاق بزنند. امروز روز شيرين بود، روزهای شيرين تری هم در پيش است. تبريک، صد تبريک.

Posted by هوشنگ at October 10, 2003 4:58 PM

آن يكي يكي را شمشير هندي آورد وگفت:
اين شمشيرهندي است
گفت:
تيغ هندي چه باشد؟
گفت:
چنان باشد كه برهر چه زني دونيم كند
گفت:
برين سنگ كه ايستاده بيازمائيم
شمشيررابرآورد وبرسنگ زد شمشيردونيم شد
گفت كه:
توگفتي كه شمشير هندي آن باشد بخاصيت كه برهرچه زني دونيم كند؟
گفت:
اگرچه شمشير هندي بود اما سنگ از او هندي تر بود... (خط سوم)

Posted by kiyanoosh at October 9, 2003 8:34 PM

عباس جان
باز مثل هميشه با پيام صميميت شرمسارم كردي. مي بوسمت فراوان.
رضا علامه زاده

Posted by Reza Allamehzadeh at October 9, 2003 2:48 PM

هر خرابه اي به ديوارش خراب است و هر شهري به خندقش آباد ! عزت زياد .

Posted by اهورا at October 9, 2003 1:23 PM

وليعهد جان! تصدقت گردم. نمی‌دانی چه اندازه قبله‌ی عالم از رؤيت دستخط مبارک مشعوف شدند. الساعه، به محض وصولِ مرقومه‌ی مبارک، از فرط شوق مرسوله‌ی منوره‌ را برای حضرت دوست قرائت کرديم و حضرتشان درود فرستادند بر وليعهدِ ما. جان‌تان را حرزی مبارک دريافت به خدا!

از اهتماماتِ بليغی که در کارِ رتق و فتق آن سامان در آستانه‌ی سفرِ خاقانی کرده‌ايد، بايد البته مراتب سپاسِ همايونی را ابراز داريم. ما به همان کلبه‌ی درويشی خوشيم که مايه‌ی محتشمی خدمتِ درويشان است. درويشانی چون ما که نامی سلطنتی دارند، شهرياری‌ِ درون دارند که کرّ و فرّ برون. تمامیِ صاحب‌منصبانِ ما هم اهل دل‌اند و اربابِ عشق. شما فرنگی‌ها را به حالِ خويش رها کنيد و عجالتاً قاطبه‌ی جماعتِ پارس را دريابيد.

در بابِ لباسِ ولايتعهدی هم که باز نيکوتر می‌دانيد که لباس شما لباس مهر است و جامه‌ی عشق. چه حاجت به منت کشيدن از خياطانِ متکلف. خرقه‌ی شماها، از آن‌جا که از دل می‌نويسيد، آسمانی است. ملکوتِ ما اگر چه زمينی است، باری سايه‌ی آسمان بر سر دارد و صد و شکر و سلامت از عنايت‌های پروردگاری.

باری وليعهد جان! ما نگران شديم آن چند خط را درباره‌ی ظهير جان خوانديم. ماجرا چيست؟ ملکه‌ی سابق کدام و ملکه‌ی لاحق کدام؟ اگر عروس تبارِ پهلوی را می‌گوييد، ما هم البته آشفته خاطريم و مراتب کدورت را شفاهاً ابلاغ کرده‌ايم. چه معنی دارد روزی‌خوار خوانِ مقدسه باشند، آن وقت به مصاحبتِ فرح بروند؟ مگر طرب و فرح و شادمانی در بارگاهِ ما قحط است؟ اصلاً نمی‌دانم آن طايفه که نام شريفه‌ی سلطنت را از زمانِ آن سپاهی قلدر غصب کرده‌اند، چه گلی به سرِ ديار ما زده‌اند که حالا بايد ما اينها را به چيزی بگيريم. نمی‌دانم به خدا. حتماً ظهير جان چيزی در ايشان ديده است! از گوش صدر اعظم به دور باد اين سعايت‌ها. مبادا که ماهِ منيرِ فلکِ وبلاگ بر ايشان غضب کنند! ذات همايونی بهتر است در اين موارد اظهارِ نظر نفرمايند.

زياده سخنی نيست.

آرزومند ديدارِ وليعهد درگاه.

قبله‌ی امروز خاموش و فردا پرجوش!

Posted by قبله‌ی خاموش at October 8, 2003 11:58 PM

یه مطلب تازه دیگه تو همون جای تقریبا تازه !

Posted by نارنج at October 8, 2003 7:35 PM

سلام بر شما ...داستان اين بارگاه چيست ؟

Posted by هاله at October 7, 2003 9:10 PM

وليعهد بارگاه به سلامت باشند. الساعه خبردار شديم که ملازمان درگاه در ولايت غربيه‌ی لندن تدارک سفرِ آن‌سوی آب را برای قبله‌ی عالم ديده‌اند. همين دقايقی پيش چاپاری روان کرديم به صندوق‌خانه‌ی ولايتعهدی تا مراتب اجلالِ نزولِ موکبِ همايونی را در بلادِ برلن بدانيد. ارجو که در وقتِ مقتضی ديده‌گانِ همايونی به جمالِ بی‌مثال نايب‌السلطنه روشن گردد و مجالِ کشف اسراری باشد و فرصت رتق و فتقِ امور محروسه معظمه فراهم آيد.

در ضميرِ منير سلطان چنين می‌گذرد که سياست‌ها و تدبيراتی نوين برای درگاه تدوين نمايد. باری هنوز قبله‌ی عالم در روزه‌ی سکوت هستند. خدا را چه ديدی؟ شايد همين روزها وقت افطار هم رسيد! عيدِ فطرِ ما وقتی که برسد عيدی است کارستان. فراشان را عجالتاً بسپاريد تا طاق نصرت ببندند و راه‌ها را آب بزنند. اين فرنگی‌ها که شأن سلطان را نمی‌دانند. حالی‌شان نيست که قدومِ مبارک خاقانی بر پله‌های هواپيمای اين‌ها چه معنی می‌دهد. ما که فعلاً در زی درويشی، خاموش تردد می‌کنيم به اين سو و آن سو. بگذار حالا ندانند ما که هستيم!

تا فرصت ديدار، تصدقت گردم.

توشيح مبارک همايونی.

Posted by قبله‌ی خاموش at October 7, 2003 8:38 PM

حكايتهاي زيبايتان را مي خوانم

اميدوارم موفق باشيد

Posted by آينده پيش رو at October 7, 2003 12:26 PM

حكايت دوم شيخ بوالعجب و قصه خدا و خط گندم من را ياد ترانه اي قديمي از خواننده خوب ايراني داريوش انداخت بنام " بوي گندم "
داريوش كه در دوران پيش از انقلاب ترانه هايش جوانان آنروز را به فكر وامي داشت و بر مي انگيخت در عصر الكترونيكي امروز هم ترانه هاي پر احساسي دارد كه طرفدارانش در ايران امروز هم بدون اينكه حضوري او را در ايران ديده باشند به صدايش علاقمندند.
پيروز باشي.
محمود دهقاني

Posted by Mahmoud Dehgani at October 7, 2003 3:45 AM

سلام
عباس باز هم طفره رفتي . بگذريم.......
اما در مورد جمهوري قلم چيزهي گفتي اما عمل نكردي. من خودم يك مقاله برات فرستادم اصلا خبري ازش نشده.
....................................................................................

Posted by ایران امروز at October 7, 2003 1:56 AM