Comments: يک لبخند کافی‌ست

روزهاي پرالتهابي بود براي همه كسايي كه گنجي رو ميشناسن چه قدر تلاش كردن تا مرد شكننده ي سكوتهاي مرموز در سكوت بميره...حالا ميتونيم يه نفس عميق بكشيم...

Posted by zahra at August 9, 2005 12:43 PM

مي رسد آخر زماني جاي فرياد عذاب / سر دهد همبند من آواز در زندان شب

Posted by dozdaki at August 9, 2005 7:30 AM

در عجبم که هنوز خدا را خطاب ميکنی!

Posted by اميد at August 9, 2005 3:31 AM

استادم,
روزي مي آيد كه مهر ورزيدن پاسخي جز مهر نداشته باشد.

آنقدر مهر مي ورزيم تا ديگر زنجيري توان ماندن نداشته باشد.
آنقدر مهر مي ورزيم تا ديگر هيچ فريادي بر سر مظلومي روي بلند شدن نداشته باشد.
مهر... مهر... درس ام را خوب آموخته ام استاد ؟
( به دل غمگين و باراني ام نگاه نكنيد - درس را سخت مي فهمد.)

شاد زيد...
مهر افزون ...

Posted by pooneh at August 8, 2005 11:58 PM

از لطف شما ممنونم!ولي كلي بارمان كرديد شوخي شوخي!:))

Posted by reza at August 8, 2005 11:15 PM
Post a comment









Remember personal info?