Comments: آقای گنجی! ملاقاتی داری

سر مردم را با پرونده هسته اي ايران گرم كردند اينقدر كه خيليها يادشان رفته اكبر گنجي حركتي را آغاز كرده .

Posted by leila at August 13, 2005 10:20 AM

تجمع بسيار خوبي بود - آرام آرام روشهاي گوناگون مخالفت مدني را تمرين ميكنيم. هرچند اجازه ملاقات ندادند - اما در اين دو ماه همدلي زيبايي اتفاق افتاده است.

Posted by Roya - Minor Lady at August 12, 2005 2:46 AM

درود.
جناب معروفي شايد از اين نوشته خوشتان نيايد اما مي نويسم و خواهش مي كنم لحظه اي به آن بيانديشيد... سالهاست كه ما ايرانيان چوب اين فردگرايي مان را مي خوريم و هميشه تنها نشسته ايم تا كسي بلند شود و بيايد و همه چيز را درست كرده و به دستمان دهد... همان كسي كه در نهايت بعد از رسيدن به قدرت تبديل به ديكتاتور جديدي مي شود كه بايد بگرديم و قهرماني تازه بيابيم تا بتش را بشكند!حتمن نمايشنامه ي آرش بهرام بيضايي را خوانده ايد و مي دانيد از چه سخن مي گويم. در بزرگي كار گنجي. در احترام گزاردن به مبارزه اش و از جان گذشتگي اش شكي نيست اما...آيا براستي مي شود گفت بار ديگر آرشي ديگر!؟ آيا ما هنوز نيازمند آرش هاييم... بيچاره سرزميني كه به قهرمان نياز داشته باشد! با حمايت موافقم اما اسطوره نسازيم كه اگر روزي اسطوره هايمان توخالي از آب در آيند آن وقت تمام مفهوم مبارزه را به زير سوال برده ايم. اميدوارم منظورم را درست بيان كرده باشم. گستاخي مرا به بزرگواري تان ببخشيد. شاد باشيد و پاينده.

Posted by k.p.zartosht at August 11, 2005 2:12 PM

چقدر دلم ميخواد امروز اونجا ...............................

Posted by mahta at August 11, 2005 11:30 AM

من هم شنيدم ان ناله‌ها را، ديدم آن اشك‌ها را، حس كردم ”اكبر جان! بشكن“ ها را... چه گذشت بر آن زن قوي كه اين چنين مي‌گويد بشكن؟ مي‌شكند...مگر نه؟

Posted by Moeen at August 11, 2005 9:36 AM

.سایتی برای ادبیات معاصر
ادیبان
آنقدر سياه شد كه ماه از ‍‍پیشانیش طلوع کرد
ترجمه اديبان
بتي كواليك .امريكا
طنز اديبان
بررسي رساله دلگشاي عبيد زاكاني قسمت دوم
حکایت ورزی :عمران صلاحی
دیالوگ خاتمی در فیلم مادر
‍‍بچه مشتي غلام:صديقه عظيمي نيا
شعر اديبان
رواني
راديو
كبريت
غزل نو
مقالات اديبان
نقدي بر كتاب رهايي نوشته نغمه رضايي
معرفي كتاب از بادكوبه و ديگر چيز ها :ناصر همرنگ
نقدي بر كتاب 33 شعر عاشقانه وحيد ضيايي از :ابراهيم شير گير
ویژه نامه ادیبان
ادبيات مهاجرت :شيدا محمدي (لوس آنجلس)
...اديبان به روز شد .
استاد گرامي و همشهري عزيز .منتظر نظر شماييم

Posted by vahid ziaee at August 11, 2005 9:34 AM

امروز ساعت 14 همراه خانواده . بيمارستان ميلاد . چطور يكي گنجي مي شود و يكي الله كرم يا احمدي نژاد؟

Posted by masood at August 11, 2005 7:29 AM

خوش به حال آنهايي كه ميدانند چرا گرسنه هستند!!!

Posted by pinokio at August 11, 2005 12:54 AM

در شگفت از اين غبار بي سوار
خشمگين ، ما ناشريفان مانده ايم
آبها از آسيا افتاده ، ليك
باز ما با موج و توفان مانده ايم
هر كه آمد بار خود را بست و رفت
ما همان بدبخت و خوار و بي نصيب
زآن چه حاصل ، جز با دروغ و جز دروغ ؟
زين چه حاصل ، جز فريب و جز فريب ؟
باز مي گويند : فرداي دگر
صبر كن تا ديگري پيدا شود
كاوه اي پيدا نخواهد شد ، اميد
كاشكي اسكندري پيدا شود



Posted by reza at August 11, 2005 12:17 AM

سلام آقای معروفی.متاسفانه من در ايران نيستم اما از اين حركت حمايت می كنم.نمی دانم با نام وبلاگ می شود يا فقط حضور فيزيكی لازم است.

Posted by Fariba at August 10, 2005 11:33 PM

فريدون سه پسر داشت...

Posted by hashem at August 10, 2005 11:21 PM

...

Posted by mahta at August 10, 2005 10:38 PM

مي روم! حتما. راستي استاد از طرف شما چه گلي ببرم؟

يک شاخه گل سفيد.
و ممنونم.
عباس معروفی

Posted by sara bagheri at August 10, 2005 9:12 PM

انکه میا ندیشد همیشه پیروز است مهم نیست چگونه در پایان به نظر اید . مرگ او سهلی کار دیگران را فراهم اورد یا خیر اصلا مهم نیست . اندیشه همیشه پیروز است حتی با مرگ هم نمیمیرد همچون که مرگ اندیشمند هیچگاه احساس نمیشود همیشه پیش ماست مرده های بسیاری زنده تر از زنده گان بی اندیشه و محبوس در باور ها وجود دارند اگر انها را در کنار خویش نداریم اشکال از خود ما خواهد بود . گنجی هر جای کارش اشکال داشته باشد و هر چه در گذشته به پایش نوشته باشند اندیشمندی ازاد است و اگر سیاستمدار است سیاستمداری است که برای ازادی میجنگد و اگر مذهبی است مذهبی است که مذهب جلوی چشمانش نیست تا همه چیز را از فیلتر ان بگذراند. این ثابت میکند انسان چه موجود عجیبیست انسانیت انسان با سفر و اکادمیک شدن و با این وان نشستن به دست نمیاید . انسانیت انسان با خود نشستن و ازادگی است که معنی میابد. در میان بسیاری از همان انسانهای ریشوی سالها با حاکمیت بوده انسانهای پاکدلی داریم که اکنون ازادتر از بسیاری از انسانهای تیغ زده ی اکادمیک با همان باورها در خارجند . گنجی یک مثال از این ادمهاست که ما انها را فقط در یک طبقه بندی میگنجانیم و یک مثال ازین است که یاد بگیریم ازاد باشیم و یاد بگیریم فکر کنیم و پشت به اندیشه های خود با سر خم کردن به مصالح تعر یف نشده که مغایر با ازادی بشریست نکنیم. امیدوارم او زنده بماند ...

Posted by علیرضا at August 10, 2005 7:50 PM

حتما خواهيم رفت تا ....

Posted by mehrnoosh at August 10, 2005 7:46 PM

آقای معروفی عزیز چند خطی هم نوشته ام توی بابونه اما شما هم این اهل به خواب رفته را بیدار کنید....

Posted by babune at August 10, 2005 7:06 PM

باعث خوشحالي است. اميدوارم اين حركت خوب كه به همت شما و همه ي ايرانيان آزادانديش آغاز شده به زودي به ثمر برسد كه تازه اول راه است. مطمئنم آينده ي ايران آزاد با نام اين مرد همراه خواهد بود.

Posted by kia at August 10, 2005 5:33 PM

آب زنید راه را هین که نگار می رسد
مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد
می نفروش می فروش باده ننوش باده نوش
مستی ناب را نگر از لب یار می رسد.

Posted by مينو at August 10, 2005 4:42 PM
Post a comment









Remember personal info?