Comments: نامه بلاگرها خطاب به مردم ایران!

آقاي معروفي عزيز و بزرگ,
با اينكه مدت زيادي مي گذره از زمان امضا,...
ولي هيچوقت دير نيست, نه؟
من هم به جمع امضا كنندگان مي پيوندم.
به اميد روزي با ايراني آزاد.

Posted by zahra zarrin at March 6, 2007 12:46 PM

some body should check Hoder.com weblog he is against any thing iranians try to do to get rid of the mullahs. it is a big shame for all iranians in canada

Posted by F14 Pilot at August 21, 2005 1:52 AM

درود آقای معروفی
به نکته مهمی اشاره کردید.به نظر من توسعه فرهنگی مقدم بر هر چیزی است و از هر حرکتی در این زمینه دفاع می کنم
یادمان باشد که برای نابودی یک ر÷یم ایدئولو÷یک بایستی ایدئولو÷ی او را نابود کرد همانطور که برای نابودی درخت ریشه را
بقیه کارها بریدن شاخه و ریشه است شاید الان جواب بدهد اما چه تضمینی است که دوباره به عقب بر نگردیم مثل گذر از مشروطه به اولایت مطلقه
من هم هستم
به امید ایرانی آباد و آزاد

Posted by sourena at August 16, 2005 8:33 PM

و درياي لوت
و شترهايي
كه به سمت آب
سراب سمج
خودكشي مي كنند...

امضا مي كنم.

Posted by درياي لوت at August 16, 2005 10:52 AM

لطف كنيد و نام مرا هم به ليست اضافه كنيد.در كنار هم تا آزادي خواهيم ايستاد.

Posted by negar at August 15, 2005 2:10 PM

عباس اقا درود

با اينكه ما در سايت پرشين لاگ مي نويسم و چندان كه بايد در ودنياي بلاگران و نتوندان شناخت شد ه نيستيم پشتيباني خودرا از مردم كردستان دريغ نكرديم. ولي در همان سايت با نژداپرستان تركي روبرو شديم كه دنبال تصفيه حساب شخصي و حزبي بود.

بگذريم بنا بر نوشته شما ما در پي ان هستيم كه حقوق همه ايرانيان رعايت شود.

اكنون بسياري از ما ياراي ژاسخ گويي به نياز هاي اوليه خويش را ندارم وحتي از يك زندگي حيواني هم محروم هستيم. بله اقاي معروفي يك زندگي حيواني .شما بايد بهتر بداني هم ميهنان ما براي پاسخ گويي به مسله تغذيه به چه مصيبتي گرفتارند.يا نياز هاي جنسي .وگرنه خريد كتاب و مجله هاي ادبي و تخصصي كه كار هر كس نيست.

به اميد رهايي وپيروزي

Posted by farsan at August 14, 2005 9:46 PM

به تلاشتان در اين برهه كه افرادي به مسخره كردن ما و چاپلوسي غيرمستقيم آخوندها روي آورده اند احترامي عميق قائلم

Posted by سعيد at August 14, 2005 12:46 AM

آقای معروفی سلام
من هم این نامه را امضا می کنم

Posted by فریاد سکوت at August 13, 2005 11:48 PM

آقاي معروفي عزيز
از شما انتظار نداشتم زير اين نامه با آن متن كه از هر سطرش خشونت ميبارد؛ در آن بارها آسمان به ريسمان بافته شده و موضوعات بيربط به هم چسبانده شده اند و حتي از نظر نگارشي پر از غلط هاي ريز و درشت است را امضا كنيد. به نظر من درست نيست به صرف مخالفت با موضوعيء به هر دستاويزي متوسل شويم.
جواب خشونت خشونت نيست.
ميدانم كه بلافاصله موج شديدي بر عليه اين نوشته آغاز ميشود ولي اين را بدانيد كه من هم چون شما آرزوي سرافرازي وطنم و هموطنانم را دارم. ولي با اينگونه نامه نگاري ها و شعله ور كردن احساسات مخاطبانمان به بيراهه ميرويم.

Posted by Mazy at August 13, 2005 11:20 PM

سلام آقاي معروفي نازنين . من هم هستم اما فقط من را با نام شهبارا معرفي كنيد.

Posted by shahbara at August 13, 2005 11:09 PM

مرا هم اضافه كنيد...هستم! با افتخار هم هستم!

Posted by Moeen at August 13, 2005 11:22 AM

آرش

Posted by آرش at August 13, 2005 11:11 AM

مگر می شود ایرانی بود ولی به ایران و اوضاعش بی تفاوت بود!!
مگر می شود انسان بود و به حال انسانهای دربند ایران گریه نکرد!!
مگر می توان آدمی بود و به فریاد آدمیان نرسید!!
خانه پناهجو ( www.panahjoo.com ) نیز در این حرکت همراهتان است.

Posted by رحمت ابراهیمی at August 13, 2005 9:27 AM

امضا نکنم به انسان بودنم باید شک کنم

Posted by عمو جواد at August 13, 2005 8:52 AM

حتی اگر تمام سایت ها و وب لاگهای دنیا فیلتر شوند
حتی اگر تمام تلفنهای دنیا کنترل شوند
حتی اگر تمام نا مه های دنیا باز و خوانده شوند
حتی اگر تمام راه های ارتباطی دنیا بسته شوند
عشق راه خود را می گشاید
با شما هستم تا پایان برای دفاع از شرافت انسان

Posted by نوشا at August 13, 2005 12:32 AM

آقاي معروقي عزيز
لطفن از همه عزيزاني كه از نوشتن، امضا كردن، و شعر سرودن خسته شده و آماده عمل هستند بخواهيد تا در فراخواني كه از روز شنبه يا يكشنبه از ساعت 14 بمنظور تحصن و اعتصاب غذاي "تر" و نامحدود تا افطار با گنجي برگزار مي شود شركت كنند. فراخوان توسط دفتر تحكيم و ياران نزديك گنجي و خانواده تاثير بسزايي در تصميم استاد خواهد داشت.
بديهي ست هنگامي كه ايشان از اعتصاب مردم در صحن بيمارستان مطلع شوند با آنان افطار خواهند كرد.

Posted by Raaz at August 13, 2005 12:22 AM

با درود...

خيلي دور بودم...خيلي...دور...خيلي نزديك...حا لا نزديك تر امدم...camputer هست وامضا مي كنم.
بدرود

Posted by Yasseman at August 12, 2005 9:34 PM

هر متنی را که در دفاع از آبروی انسان و آزادی باشد امضاء می کنم . این متن را نیز به جهت دفاع از آزادیخواهی و به یاد انسانی که رنج می کشد و جان در راه کلمه فدا می کند امضائ می کنم.

Posted by مظاهرشهامت at August 12, 2005 8:35 PM

نا فرمانی مدنی

Posted by ویشتاسب شاه بداغلو at August 12, 2005 8:19 PM

مرا هم همراه این راه بدانید-- با انتشار، خبر رسانی، با استفاده از فناوری، باحضور، با تربیت خودم، با اهدای کتاب و امکانات به کسانی که برای رسیدن به این آزادی درگیر فقر مادی اند و ... پیمان می بندم با شما و با وطنی که دیری خسته است..
توضیحات اضافه را دادم که بگویم عزیزانی که دلشان برای ایران آزاد می تپد، به دور از ادا و اصولهای رایج متصدیان امور خیریه، باید کار کمک رسانی به هم وطنان محروم را جدی تر بگیرند

Posted by یوگینی at August 12, 2005 7:51 PM

سلام استاد گرامي .
مطلبي نوشته ام در وبلاگ . حتما شما از آن مطلعيد
خواستم اگر اطلاعات بيشتري داريد مرا هم آگاه سازيد .
خوشحال مي شوم نظرتان را بشنوم .
فداي شما

Posted by فرياد at August 12, 2005 7:48 PM

لطفا یکی از کسانی که این نامه رو امضا کردند به من بگن در نهایت قرار شده برای وطنشون چکار کنن؟! به نظر من این نامه خیلی احساسی نوشته شده و منطق چندانی بر اون حاکم نیست . گفته هاش خیلی پراکنده است و نهایتا هم نتیجه ای ازش نمیشه گرفت. من هم احساس نویسنده نامه رو درک می کنم ولی نمیدونم با این نامه ها به کجا میشه رسید !
یه عده آدمیم که دور هم جمع شدیم و خودمون رو زیادی بزرگ و قدرتمند می بینیم و تا وقتی ضعف خودمون رو نبینیم مثل همیشه سراغ رفع اشکالاتمون هم نمی ریم.

Posted by asiaban at August 12, 2005 5:05 PM

شما كه داري از گنجي دفاع ميكني چرا فرار كردي؟ تو ايران مي موندي حالا هم با اين نوشته هات وكارات داري يه سري كه تو ايران هستند رو به قهقرا مي كشوني چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

Posted by shadi at August 12, 2005 4:56 PM

آقاي معروفي عزيز. . .

Posted by mahta at August 12, 2005 2:45 PM

وطنم ایران ، سوگند میخوریم ...
بنام خونهای گرانبهایی که بخاطر تو در دامانت ریخته شد و پرچمت را گلگون نمود ....
بخاطر اشک مادران و پدران و همسران و فرزندانی هنوز در غم از دست دادن عزیزانشان لباس غم از تن در نیاورده اند ....
به قلبهای اندوه بار و شکسته فرزندانت که در سراسر ایران گسترده اند ....
در نام انسانهای پاکی که بخاطر ایده ها و عقایدشان در اعماق خاک سردت استخوان برهنه کرده اند ...
به روان فرشته دخترانت که در شب اعدام بنام خدا از آنان هتک حرمت شد ....
به یاد پسران نیکت که پرچم بیگانه بر اندامشان پوشاندند و اعدامشان نمودند ....
به عظمت روح شیر زنان و مردان سلحشورت که بخاطر پاسداری از نام و عرضت جان پاک خود را فدایت نمودند ....
به روح بزرگانی چون ستار خان ها ، باقر خان ها ، کسروی ها و گلسرخی ها و ....
به بزرگداشت اصالت هزاران نفر که شهامت کردند و حق گفتند و امروز در سیاه چالهای رژیم سالوسان اسلامی در غل و زنجیر بسر میبرند و از کوچکترین حقوق اولیه یک انسان بدورند ...
......
ای مهد دلیرانم ... ای سرزمینم ... ای مادرم ... ای وطن ،
انتقامت را خواهیم گرفت ....
ترا از دست این ملایان خدا ناشناس ، رها خواهیم ساخت و آبی آسمانت را ... خاک تفته ات را ... شفق سرخت را ... آبروی از دست داده ات را ... حرمت گذشته ات را ... شیرینی آب خالصت را ... عظمت روح گمگشته ات را ... مرزهای آبی و تمامیت مرزی از دست رفته ات را و نام پر فروغت را ....
باز پس خواهیم گرفت و خاک پاکت را از آلودگی لوث وجود این مزوران پاک خواهیم کرد.
ای ایرانم ... چون تو نباشی تنم ، روحم و روانم مباد و تا هستم بتو میبالم ...
ترا ستایش میکنم ای خاک مقدسم.

Posted by ابراهیم شیرازی at August 12, 2005 1:50 PM

وطنم ایران ، سوگند میخوریم ...
بنام خونهای گرانبهایی که بخاطر تو در دامانت ریخته شد و پرچمت را گلگون نمود ....
بخاطر اشک مادران و پدران و همسران و فرزندانی هنوز در غم از دست دادن عزیزانشان لباس غم از تن در نیاورده اند ....
به قلبهای اندوه بار و شکسته فرزندانت که در سراسر ایران گسترده اند ....
در نام انسانهای پاکی که بخاطر ایده ها و عقایدشان در اعماق خاک سردت استخوان برهنه کرده اند ...
به روان فرشته دخترانت که در شب اعدام بنام خدا از آنان هتک حرمت شد ....
به یاد پسران نیکت که پرچم بیگانه بر اندامشان پوشاندند و اعدامشان نمودند ....
به عظمت روح شیر زنان و مردان سلحشورت که بخاطر پاسداری از نام و عرضت جان پاک خود را فدایت نمودند ....
به روح بزرگانی چون ستار خان ها ، باقر خان ها ، کسروی ها و گلسرخی ها و ....
به بزرگداشت اصالت هزاران نفر که شهامت کردند و حق گفتند و امروز در سیاه چالهای رژیم سالوسان اسلامی در غل و زنجیر بسر میبرند و از کوچکترین حقوق اولیه یک انسان بدورند ...
......
ای مهد دلیرانم ... ای سرزمینم ... ای مادرم ... ای وطن ،
انتقامت را خواهیم گرفت ....
ترا از دست این ملایان خدا ناشناس ، رها خواهیم ساخت و آبی آسمانت را ... خاک تفته ات را ... شفق سرخت را ... آبروی از دست داده ات را ... حرمت گذشته ات را ... شیرینی آب خالصت را ... عظمت روح گمگشته ات را ... مرزهای آبی و تمامیت مرزی از دست رفته ات را و نام پر فروغت را ....
باز پس خواهیم گرفت و خاک پاکت را از آلودگی لوث وجود این مزوران پاک خواهیم کرد.
ای ایرانم ... چون تو نباشی تنم ، روحم و روانم مباد و تا هستم بتو میبالم ...
ترا ستایش میکنم ای خاک مقدسم.

Posted by گاو مقدس at August 12, 2005 12:42 PM

اقاي معروفي سلام! منهم مثل بقيه اميدوارم كه موفق باشيد و اين حركت مثل اكثر حركتهايي كه فقط كلكسيون امضا جمع كردند نباشه...با اين همه من هم هستم ...راستي به نظرم بايد يه لوگو درست كنين تا كارتون راحت تر بشه...

Posted by puckish at August 12, 2005 11:32 AM

همگان ديدند كه مردم چطور با حضور خود با وجود نيروهاي كثير امنيتي و انتظامي ، آمادگي خود را در روز پنجشنبه اعلام كردند و بايد اذعان كنيم عده اي كه ديروز در بيمارستان ميلاد حاضر شدند بيش از دو برابر كساني بود كه روز شنبه دو هفته قبل مقابل منزل گنجي تجمع كردند - بنابراين در راستاي اهداف اعلام شده اولا" با توجه به وخيم تر شدن حال استاد گنجي - لازم است فراخوان براي ملاقات ايشان يكروز در ميان و در همان جمع اعلام شود تا حاضري امكان اطلاع رساني به ديگر هم ميهنان را داشته باشند ، بايد قبول كرد كه عده’ كثيري از مردم علاقمند به "حضور" هستند اما نبود رسانه هاي خبري و عدم دسترسي به اينتر نت مانع حضور گسترده مردم ميشود ، دوما" عده’ كثيري از هم ميهنان كه توانايي دارند در همان نقطه " بيمارستان" اعلام تحصن و اعتصاب غذا كنند تا "پيام" به ديگر هم وطنان كه روزانه به بيمارستان مراجعه ميكنند و اكثرا" از موضوع بيخبرند برسد ،بديهيت در اين صورت هر ساعت بر تعداد متحصنين افزوده خواهد شد ، و اعلام شود تا استاد گنجي اعتصابش را پايان نبر د تحصن و اعتصاب ادامه خواهد داشت .
بازتاب داخلي و خارجي اين حركت كه توسط مردم عادي انجام ميشود ، آناني را كه به مرگ گنجي دل بسته اند وادار به عقب نشيني خواهد كرد.

آنچه امروز مهم است ، زنده ماندن پرچم دار است.
او بايد زنده بماند.

Posted by Reza at August 12, 2005 10:40 AM

من هم هستم استاد .

Posted by sara bagheri at August 12, 2005 10:20 AM

با هم باشيم.آنطور كه هميشه ميگوييم دوست داريم:انسان-آزاد-انسان. بدون شبيه شدن به كساني كه دوست نداريم.

Posted by najla at August 12, 2005 10:13 AM

منم هستم
اي دشمن ار تو سنگ خاره اي من آهنم

Posted by koorosh at August 12, 2005 9:54 AM

آقاي معروفي
با سلام
من نيز اين بيانيه را امضا مي كنم

Posted by hamid at August 12, 2005 9:32 AM

سلام استاد با سپاس درخواست مي كنم نام وبلاگ داستاني مرا هم به اين ليست اضافه نماييد(تانگوي تكنفره)

Posted by رضا at August 12, 2005 9:21 AM

با توليد فرهنگ و خبر و ايجاد چالش فكري صد در صد موافقم.از خشونت متنفرم.نيازي به گفتن نيست ولي... . هستم با آواز هاي بلند. از كجا شروع كنيم؟

Posted by mahta at August 12, 2005 7:38 AM

ٍسلام
لطف كنيد نام مرا هم اضافه كنيد. ممنون
مر تضا

Posted by Morteza Abdolalian at August 12, 2005 6:48 AM

جناب معروفي!
با درود...امضا ميكنم...راستي تصميم گرفتم بنويسم ...فقط براي گنجي...به حق كامنتهايي كه تا الان برايتان گذاشتم شما هم بايد تفقدي كرده به كلبه درويشي خاكي ما قدم رنجه كنيد! :)

Posted by آریاپور at August 12, 2005 5:55 AM

منم هستم هر كي هر چي مي خواد بذار بگه بذار فكر كنن ترسيدم ولي منو تو وقتي كه ما مي شيم ديگه از هيچي نمي ترسيم . باينده ايران

Posted by مسعود at August 12, 2005 5:43 AM

من هم هستم
ولي اميدوارم اين در حد همون امضا كردن هاي خسته كننده نمونه

Posted by برون كا at August 12, 2005 2:28 AM

دوستان ! با درود و مهر .
باشما همراه هستم برای زنده ماندن سرو ایستاده ی ایران در بند، با" گنج " رنج ملتی لگدمال شده، با اکبر گنجی، با همه ی پایداران و آفتاب کاران دلاوری که عشق و آزادی و زندگی شرافتمندانه را خواستارند.
این روزها و شبهای اضطراب و دلهره و درد جانسوز را با امید به حضور شما و صدای تان، و همه ی کسانی که هنوز به انسان در بند می اندیشند ، سپری می کنم.
آخ ! ای سیدعلی خامنه ای ! اگر جوی شرف می داشتی !

غلامرضا بقایی
سیدنی-استرالیا
12 اگوست 2005

Posted by Gholam Reza Bagha'i at August 12, 2005 2:18 AM

عباس معروفي عزيز، بزرگ
روي من هم حساب كنيد. اما مهمتر از امضايي كه مسئوليت چنداني نمي ياره، يا حداقل اتفاق بيروني اي ايجاد نمي كنه، سازماندهي اين امضاها، يادگرفتن و ياددادن هست.
از اين امضاها خوب محافظت كنيد.
هاشم

Posted by hashem Simab at August 12, 2005 12:00 AM

سلام آقاي معروفي عزيزم .
من هم چون ديگر ايرانيان به جمع امضا كنندگان اين امضا مي پيوندم .

به اميد آزادي ايران ....

Posted by Saeed at August 11, 2005 11:25 PM

آقای گنجی سلام.

اومده بودم ملاقتتون گفتن نمی شه. حرفامو نوشتم دادم به آقای معروفی که شب تلفنی به دخترتون بگه که اونم به شما بگه اگه البته دیدتون. چرا این حرفارو دارم می زنم؟ مال گذشته هاس. حالا که خودتون اینجایین.
پیشمید. داشتم می گفتم تا بدونید چقدر قبلنا حرف زدن با شما سخت بود. اما از وقتی میاین به خوابم خیلی آسون شده. این مدتی که شما تو بیمارستان بودین من هرروز یه حالی داشتم. یه روز خوب بودم یه روز بد. اما روزای بدم بیشتر بود. دیگه اونقد بد شدم که زدم زیر همه چی. می دونین آقای گنجی من حالم که بد می شه
می رم تو لاک خودم. انگار با همه قهر کرده باشم؟ اونجوری می شم. خیلی بده نه؟

داشتم می گفتم. شما که رفتین بیمارستان می خواستن به زور عملتون کنن تا زیر عمل تموم کنین. اما دکترا زیر بار نرفتن و ....چرا دارم این چیزا رو می گم ؟ شما که خودتون می دونین . واستین بذارين یه چیز دیگه بگم.
آها! اینو می خواستم بگم. مردم ما حقشونه هر بلایی سرشون بیاد. نه ! یعنی می دونین منظورم اینه که زیاد اهل این حرفا نیستن. می خوام بگم..... آقای گنجی ! بد حرفی زدم؟ دارین می رین؟ ناراحت شدین؟

آخه تو ماجرای شما من اینو فهمیدم!! باز بنویسم بدم به آقای معروفی؟ واستین آقای گنجی!! بقیه حرفام؟

و مثل تموم کابوسهام ناتموم موند..

"این جهان وان جهان مرا مترس
کین دو گم شد درآن جهان که منم"
اای....هی دل .....
چه حال عجیبی دارم. " تلخی نکند شیرین ذقنم .... خالی نکند از می دهنم..... عریان کندم هر صبح یعنی که بیا.....از ساغر او گیج است سرم..... وز دیدن او جان است تنم.....
دارم تو بیداری رویا می بینم. همه چیز جریان داره آقای معروفی. تنگ است بر او هر هفت فلک ......
چون می رود او در پیرهنم؟......

این حرفا به کنار. منم امضا می کنم. کجا رو باید امضا کنم؟
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن....
آینه صبوح را ترجمه شبانه کن.....
چی می شد اگه همیشه شب بود و آدم همیشه رویا می دید؟ اصلا کابوس می دید؟
ای پدر نشاط ما در رگ جان برو.....
ای خردم شکار تو.... خردم شکار تو......
بدرود استاد عزیز.

Posted by جواد_ق at August 11, 2005 11:19 PM

عمو جونم ممنون که توجه کردید
یه یادداشت کوچولو تو لنگر گذاشتم که خوش حال می شم بخونین
زیاده قربانتان
احمد
لنگرود
بدرود!

Posted by احمد زاهدي لنگرودي at August 11, 2005 10:56 PM

همراهی با شما افتخار من است که این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود.پیروز و پاینده باشید

Posted by پدرام at August 11, 2005 9:18 PM

باسي جان مخلصيم اگه مي خواهيد سال بلوا درست كنيد ما نيستيم/

Posted by hoseyna sangesari at August 11, 2005 9:10 PM

تازه از راه رسیده بودم
تاریخ در مشتم و
تخت جمشید بر پشتم
از راه درازی آمده بودم
و کوتاه نمی آمدم !

Posted by sheida mohamadi at August 11, 2005 8:27 PM

سلام.من هم با كمال ميل و با همه ی وجود نامه را امضاء می كنم.

Posted by Fariba at August 11, 2005 8:09 PM

" اين نامه " البته كه با " اون نامه " بسيار تفاوت دارد. اما من رو به شدت به ياد ِ " اون نامه " انداخت. بله! " اون نامه " كه جمعي از روشن فكران! و هنر مندان نوشتند و مردم رو به شركت در انتخابات و راي دادن به رفسنجاني تشويق كردند. بله! " اين نامه " هدف اش راي جمع كردن براي عالي جناب نيست اما خطاب به " گوسفند هاي مفروض " نوشته شده. البته اشتباه نكنيد . مشكلي نيست كه مردم رو گوسفند فرض كنيم و خودمون هم نقش ِ چوپان رو بازي كنيم. اما اگر مردم رو گوسفند مي بينيم بايد مثل آيت الله امام ! بلد باشيم چه طور چوپاني كنيم كه گوسفند ها ايمان بيارند به صداي ِ ني و ضرب ِ چوب - دست! البته باز شباهت هست بين " اين نامه " و " اون نامه ". هر دو از سر ِ ترس نوشته شده اند. " اون نامه " ترس اش عريان بود و " اين " يكي ترس اش پنهان ِ . ببخشيد اساتيد!حضرات! شما وقتي مي ترسيد پشت چه چيزي معمولن پنهان مي شويد؟! مفاهيم عظيم الجثه؟! آزادي؟ انسانيت؟ وطن؟ نه جدن مايل ام بدونم پشت چه چيزي پنهان مي شويد؟! پشت ِ پرده ي پوسيده ي نخ نما ؟! خيلي معلوم هستيد! من كه ديدم! سُك سُك !
--------------------------------------------------------------------
آقاي معروفي! شما خيلي انسان ِ شريف و آزادي خواه و بزرگي هستيد. درود بر تو اي معروفي ِ بزرگ! اي انسان ِ آزاده كه به ياد ِ وطن و انسان ها شب و روز مي گذراني!

Posted by m.j at August 11, 2005 7:55 PM

كما في السابق با نظرات و برنامه هايتان موافقت كامل دارم .
خواهشاٌ مرا به ليستتان اضافه كنيد .
به اميد شادي و نجات جان گنجي .

Posted by faryad at August 11, 2005 7:44 PM

جمعيت ساعتهاست كه از ملاقات برگشته اند, اما نمي دانم دلي كه به ملاقات فرستاده بودم ,چه ديده و كجا مانده كه من چنين اختيار از كف داده ام.

استاد عزيزم,
هر كجا كه نام شما در تاييد نوشته اي باشد,
اسم اين شاگرد كوچك هم خواهد بود.

باشد كه با اينگونه نامه ها به بعضي يادآوري شود هنوز در فرزندان اين كشور هستند كساني كه باور دارند:
چو ايران نباشد تن من مباد .

شاد زيد...
مهر افزون ....

Posted by pooneh at August 11, 2005 7:02 PM

salam, i sign it too and i do agree with this new move
thanks

Posted by anita at August 11, 2005 6:45 PM

سلام آقای معروفی
من هم هستم.
موفق باشید.
نیما

Posted by نیما نیلیان بوشهری at August 11, 2005 6:45 PM

تا پاي جان هستم .

Posted by مينو at August 11, 2005 6:43 PM

من با تمام حركات دستجمعي كه با جمهوري اسلامي مبارزه مي كنند و دغدغه دمكراسي و ازادي دارند موافقم و ملحق مي شوم و اصولآ معتقدم كه اينكار بايد هر چه زودتر و سريعتر انجام شود. تمام ايرانياني كه به اصول دمكراسي و ازداي هاي مندرج در بيانيه حقوق بشر معتقدند بايد با هم ائتلاف كرده و يك شوراي رهبري تشكيل داده تا از ان طريق بتوانند يك حركت گسترده و دستجمعي بر عليه نا ايرانيان و ايراني كشان و دزدان و غارتگران ثروت هاي ملي مان: ملا علي خامنه اي و دارو دسته اش, سازماندهي كرده و ايران را از چنگال اين سيه فكران قروون وسطا نجات بدهيم.
مرا دركنار خود قرار دهيد.
اردشير دولت

Posted by Ardeshir Dolat at August 11, 2005 6:38 PM

سلام عمو جان جان
حتماً
امضا می کنم
شاد و پیروز باشید
بدرود...

Posted by احمد زاهدي لنگرودي at August 11, 2005 6:30 PM

دوست گرامي
لطف كرده نام من و وبلاگ مرا هم اضافه كنيد . با تشكر نانا

Posted by nana at August 11, 2005 6:09 PM

سلام
از وقتی وبلاگتون رو پیدا کردم شاید روزی چند بار بهش سر زدم . امروز داشتم فکر می کردم که این ارتباط خیلی شکننده ست و با فیلتر شدن وبلاگ شما به راحتی آب خوردن قطع میشه و شاید بعدا همین جمعی که الان در تجمع شرکت می کنن هم نتونن با هم ارتباطی داشته باشن . باید یه فکری به حال این قضیه کرد از همین حالا.

Posted by asiaban at August 11, 2005 5:57 PM
Post a comment









Remember personal info?