Comments: فصل سوم

به نام عريان

جناب استاد معروفي
با درود
ما فرزندان مكتب جهانشمول عريان ايمان داريم كه
...و در آغاز فقط كلمه بود.سپس شعر و داستان طريقت هايي شدند براي عروج واژگان.
در امتداد تاريخ پر فراز و نشيب ادبيات جهان واژه توانست در اين دو نحله ي بزرگ تا آنجا كه بايد تراش هاي هنري لازم را بخورد اما متا سفانه مدتهاست كه شعر و داستان به جاي آنكه "وسيله هايي" براي پرواز واژگان باشند به مثابه واسطه هايي گريز ناپذير درامدند كه در چارچوبه هاي طلايي خويش آنها را بيرحمانه به بند كشيده اندو ... ما امروز اعلام مي‌‌كنيم كه ديدگاه عريان متعالي‌ترين راه نجات براي قلم‌هايي است كه مي‌خواهند، عاشقانه، خارج از تمام تعصبات ايدئولوژيك، پايه‌گذار دهكده جهاني ادبيات باشند.
امروز روحِ جامعة جهاني از جنگِ بي سرانجام جنسيتها چه از جنبه‌هاي طبيعي و چه ماوراء الطبيعي به تنگ آمده است و يگانه راه رهايي را نه در هم آميختن يا شكستن، بلكه فراروي هوشمندانه از قالبهايِ به ظاهر خلل ناپذير آنها مي‌داند و اين آغاز «جنسيتي سوم»در هستي است كه تنها از عهدة انسانهاي متفاوت بر مي‌آيد، در صورت تحقق اين امكان جريانات جنجال برانگيزي مانند «فمنيزم» به مصداق «چونكه صد آمد نود هم پيش ماست ......» ديگر دليلي براي ادامة حضور ندارند.
جناب استاد معروفي
ما فرزندان مكتب جهانشمول عريان ايمان داريم كه
شريعت(شعر و داستان)در طريقت(فراشعر وفراداستان عريان) در حقيقت(متن عريان)
يعني تمام مكاتب جهان از كلاسيسم گرفته تا پست مدرنيسم شريعت هايي بودند كه حال در طريقت به سوي حقيقت يعني از كثرت به سوي وحدت در حركتند
ما در قلب سرزمين اهورايي ايران اعتقاد به ارتباط بي واسطه با همه چيز داريم طبيعي ماوراي طبيعي كلي و جزيي وجنس سوم كتابي كه غريب به دو ماه است وارد بازار كتاب شده است حامل پيام اين مكتب جهانشمول ادبي است
منتظر راهنمودهاي شما عزيز در غربت هستيم!
دوست دارانتان و عاشقان شما
كارگاه هاي ادبي نيلوفر واميد وهليا

Posted by هیئت مرکزی دیدگاه عریان at October 25, 2005 2:30 AM


كارون

كارون...كارون...
بزرگ ِ هميشه...
صداي باد را مي شنوي؟
برخيز و بيداد كن!!!
زلال ديروزي
بوي باروت مسمومت كرد؟؟؟
كمر بسته اند به نابودي ات
كه تو از قلب تاريخ سرچشمه گرفته اي...
برخيز و بيداد كن!!!
با اشكهايم سيراب نشوي،
خون من
از آن توست...
......................
وقتي كه قلب شهر مي تركد...
باز هم انفجار...باز بوي خون...باز ...هم...
فكر ميكنم به جاي توضيح ماجرا، بهتره از زيان نشريات و جرايد صادق و تيز بين داخلي نقل كنم. كه ماشالله هيچكدوم ار آمار هم صحيح نيست.
روزنامه ايران
شب گذشته رخ داد
انفجار دو بمب در اهواز
• بر اثر انفجار بمب ها در خيابان نادرى اهواز ۴ تن كشته و ۹۰ نفر مجروح شدند
• بمب ها كه در سطل زباله جاسازى شده بودند، نيم ساعت قبل از افطار در ساعت ۱۷‎/۲۰ و ۱۷‎/۲۵ دقيقه منفجر شدند
گروه شهرستانها- انفجار ۲ بمب نسبتاً قوى در يازدهمين روز از ماه مبارك رمضان در پرتردد ترين خيابان شهر اهواز به كشته و مجروح شدن دهها نفر منجر شد.
اين انفجارها كه در ساعات ۱۷‎/۲۰ و ۱۷‎/۲۵ دقيقه در خيابان نادرى اهواز رخ داد به علت نزديكى به زمان افطار روزه داران و ازدحام جمعيت در خيابان، تلفات جانى و مالى بسيارى بر جاى گذاشت. به گفته منابع آگاه، بمب ها در ۲ سطل زباله كه چند متر از يكديگر فاصله داشتند، در حد فاصل خيابان نادرى چهار راه شهداى اهواز كارگذاشته شده بود. انفجار ها علاوه بر كشته و مجروح كردن شمار زيادى از روزه داران اهواز، موجب رعب و وحشت مردم، خرد شدن شيشه هاى تمامى ساختمانهاى مجاور وتخريب دهها وسيله نقليه شخصى و عمومى شد.
شريفى معاون سياسى امنيتى استاندارى خوزستان ساعتى پس از انفجار در محل حادثه از كشته و مجروح شدن دهها نفر خبر داد. بر اساس آخرين خبر ايرنا اين حادثه ۴ كشته و ۹۰ مجروح بر جا گذاشته است. وى با اشاره به اينكه تاكنون هيچ گروهى مسؤوليت اين حادثه را بر عهده نگرفته، گفت: اظهار نظر درباره علل حادثه و ارتباط آن با انفجارهاى اين شهر قبل از انتخابات زود است. در اين حال خبرنگاران ما از محل حادثه گزارش دادند آمبولانسها شمارى از مجروحان را كه دچار جراحت هاى شديد بودند، به بيمارستان هاى نزديك به محل حادثه منتقل كردند. اين گزارش مى افزايد؛ يك پژوى ۴۰۵ نيز كه نزديك به محل حادثه پارك بود، بطور كامل در آتش سوخت. به دنبال انفجار بمب ها، تمام مغازه ها و واحدهاى تجارى، مطب پزشكان و كلاس هاى درس در منطقه تعطيل شد و مأموران انتظامى و امنيتى مسيرهاى منتهى به خيابان نادرى را مسدود كردند. مشاهدات صورت گرفته از محل حادثه حاكى است كه براثر انفجار بمب پاركينگ طبقاتى كميته امداد در خيابان نادرى كه از جنس شيشه بود، فرو ريخته است. يك منبع آگاه امنيتى نيز گفت: بررسى هاى اوليه نشان مى دهد بمب هاى منفجر شده از لحاظ تخريب شباهت زيادى با بمب هاى به كار رفته در انفجارهاى چندى پيش اهواز دارند. شهر اهواز ۲۲ خردادماه گذشته نيز شاهد ۴ مورد بمب گذارى بود كه براثر آن دههاتن كشته و مجروح شدند.
به گزارش فارس پيش از اين وزارت اطلاعات در ۲۴ مردادماه با صدور اطلاعيه اى از دستگيرى تمامى عوامل بمب گذارى و اغتشاشات استان خوزستان و دخالت سرويس هاى اطلاعاتى خارجى در اين حوادث خبر داده بود. در اطلاعيه وزارت اطلاعات آمده بود: مستندات، اطلاعات و همچنين اعترافات عوامل دستگير شده حاكى از سرسپردگى دستگير شدگان به عوامل و گرو هكهاى تجزيه طلب و معاند و نيز ارتباط اين افراد با سرويسهاى اطلاعاتى در خارج از كشور بود و تحريك مستقيم و غير مستقيم آنان در برهم زدن امنيت و آسايش شهروندان و ريختن خون افراد بى گناه محرز شده است. سيد خليل اكبر السادات رئيس دادگسترى استان خوزستان نيز هفته گذشته در حاشيه جلسه رؤساى كل دادگسترى هاى سراسر كشور در گفت وگو با خبرنگاران نقش عوامل خارجى در بمب گذارى هاى اخير خوزستان را براساس تحقيقات صورت گرفته محرز دانست و گفت: عوامل اصلى بمب گذارى ها ايرانى بودند كه از طريق عوامل خارجى پشتيبانى مى شدند.
.................................................................................................
روزنامه شرق
فجار اهواز پنج كشته داشت
گروه اجتماعى: بر اثر دو انفجار پياپى در شهر اهواز دست كم ۵ كشته و ۵۰ نفر زخمى شدند. اين انفجار حوالى ساعت ۱۷ ديروز و در خيابان نادرى اهواز كه خيابان اصلى اين شهر است روى داده است. منابع آگاه از قرار گرفتن بمب هاى منفجر شده در داخل سطل هاى زباله خبر مى دهند. بر اثر اين انفجارها خسارت هاى جدى به ساختمان هاى اطراف محل بمب گذارى وارد شده است. بنا به اظهارات معاون استاندار اهواز هنوز از تركيب مواد منفجره اطلاعى در دست نيست، اما خبرگزارى فارس در گزارشى از شباهت بمب هاى منفجر شده به ساير انفجارهاى شهر اهواز خبر داد. اين دومين انفجار شهر اهواز در ۵ ماه گذشته محسوب مى شود. اواخر خردادماه و در آستانه انتخابات رياست جمهورى نيز شهر اهواز شاهد وقوع سلسله انفجارهايى بود كه به كشته و زخمى شدن جمعى از شهروندان اهوازى منجر شد. ماه گذشته هم چندين انفجار در مسير لوله هاى نفت اهواز روى داد. پس از اين انفجارها وزارت اطلاعات با صدور اطلاعيه اى سرويس اطلاعات انگليس (اينتليجنس سرويس) را به عنوان برنامه ريز اصلى اين انفجارها معرفى كرد. بر اساس اطلاعيه وزارت اطلاعات اين نتيجه پس از انجام بررسى هاى لازم و بازجويى از عوامل دستگير شده به دست آمده است.

چه بايد كرد؟؟؟
http://zane-roozhaye-barfi.blogfa.com

Posted by الهه at October 18, 2005 11:50 PM

تازگی ها با تنها قلمی که حال می کنم (خیلی زیاد) قلم توست که جزء ناگفته هاست.
مثل پیکر فرهادت ... نمی دونم چقدر طول کشید تا تما مش کردم ...
مثل سمفونی مردگانت که 4 هفته اون دنیایم کرده بود ....
همیشه باشی و گویا .
پایداریت را می طلبم .

Posted by شایان at October 18, 2005 7:01 PM

سلام دوست من
اینبار هم زیبا و جالب بود اینگونه تفکر میتونه خیلی به جامعه کمک کنه من خوشحالم که شما اینگونه می اندیشی امیدوارم در تمام مراحل از زندگی و در تمام
عرصه ها بخوصوص در همین زمینه که دارین فعالیت میکنید موفق و پیروز باشین
عدالت علی آپه و منتظر حضور شما.یا علی

Posted by محمود at October 18, 2005 6:02 PM

ميزان كمنت ها ي اينجا كم شده يا علت ديگر دارد؟...
من فكر ميكنم بايد كتاب را به صورت كتاب در بيرون يا اينترنت منتشر ميكرديد. البته يك نظر شخصيست.عليرضا

Posted by عليرضا at October 18, 2005 3:23 PM

خوبي مرد بزرگ؟
خسته نباشي. ديگه رمانت را نمي خوانم. منتظر مي مانم تا كامل شود.
اينجوري همه اش فكرم مشغول مي شود.
دلم ميخواهد يك روز بنشينم و داستان كامل را بخوانم و يك ليوان چاي داغ بنوشم.

Posted by mohamad bairami at October 18, 2005 1:29 PM

(:

Posted by ... at October 18, 2005 1:24 PM

چيزي ميشه گفت ؟ نه خداييش ميشه چيزي نوشت ؟

Posted by baharnarenj at October 18, 2005 10:11 AM

هميشه باشيد

Posted by najla at October 17, 2005 5:11 PM

چه دلنشين بود دلم هم براي تو سوخت هم براي ژاله ..... اي انسان چه موجودي عجيبي هستي ........

Posted by ronak at October 17, 2005 7:31 AM

عمو جون این سایت آشوب ما رو هم ببین و اگه پسندیدی معرفی کن / درهر حال من که لینک وبلاگ شما رو با افتخار در آشوب گذاشتم / شاد و موفق باشی / بدرود...

Posted by احمد زاهدي لنگرودي at October 17, 2005 3:57 AM

شعر سقوط از دادامن :
نوشتند و به قابي از طلا بر بام ميدانها عيان كردند
((ليلي مرد))
همه مردان به وهم آشكاري جامه ي عشق زنان را مرده مي ديدند
زنان هم بر غم جانكاه مجنون سخت خنديدند
دگر دستي براي همدمي سويت نمي آمد
دگر شعري نداي عاشقي بر جان نمي آموخت
همه در خود
همه درگير
همه در دام و هم زنجير
همه سرد و
همه مرده
بسان تك سوار خسته اي غمگين و سرخورده
همه زهد و
همه سالك
قباي مردگان را بر تن آورده
غزل هم شكل خود را
در دل سرد تباهي بي زبان مي يافت
همه كاتب
به هر مكتوب
همه مزدور و هم جان كوب
همه باور نهان كرده
يقين را بهر تقوي نيمه جان كرده
همه در ذكر مرگ و
مردگان را زنده مي ديدند
جهان را وانهاده
بر حوري و باغ او
به ذكر نوحه و شيون
از اين دنيا گياه درد مي چيدند
همه راوي و از جان ترك
همه ناجي بعد از مرگ
همه مردند و فردايش
ولايت بر جهان مردگان بس سهل و آسان شد
و فتواي دگر
بر جان سخت مردمان آمد
نوشتند و به قابي از طلا بر بام ميدانها عيان كردند
كه مجنون نيز خواهد مرد
www.dadaman.5u.com

Posted by دادامن at October 16, 2005 11:42 PM

چرا اسم كتاب تماما مخصوص است؟!!

Posted by عليرضا at October 16, 2005 10:03 PM

همیشه می آیم اینجا و چون گنجشکی به تکه ای ادبیات ایرانی نوک می زنم و بر می گردم

Posted by سرزمین رویایی at October 16, 2005 9:37 PM

با سلام به هستی.
شروع کار نوشتن در این اطاق خالی را با تشکر و سپاس از مهربانی و صبوری و میهمان نوازی زیتون، این بانوی شیرین نگار و آقای معروفی، ادیب و رمان نویس محبوب وطنم که چشمانش از قانون فدا کردن خویش که همان عدم زور و رنج خود آگاه میباشد و با من سخن میگوید شروع میکنم. باشدمرحمی گردد بر زخمهای التیام نیافته ام.
http://saidazberlin.blogspot.com

برقرار و سرافراز باشید.
سعید از برلین.


Posted by سعید at October 16, 2005 8:52 PM
Post a comment









Remember personal info?