Comments: آرامگاه کورش، و ما

سلام
می خوام ازت خواهش کنم به خلوتگاه مشکی منم سر بزنی
منتظر حضور مشکی شما هستم
به امید دیدار

Posted by ری را at November 8, 2005 5:21 PM

سلام معروفی جان .
درود بی پایان بر تو و امید پایداریت .
یکی از دوستان من نزدیکیهای شماست ( آلمانه)
خیلی دوست داشت شما رو از نزدیک ببینه اگه این فرصت ایجاد می شه
لطفا به من از طریق میل اطلاع بده .
کسی که پیروزیت را خواستار است

شایان

Posted by شایان at November 5, 2005 9:26 PM

سلام اقاي معروفي
از طرفدارانتون هستم و ممنون از اينكه رمان جديدتونو گذاشتيد تو سايتتون ولي متاسفانه نمي شه فصل دومشو به دليل فيلتر خوند,از كجا ميتونم پيدا كنم؟

Posted by Maryam at November 4, 2005 12:55 PM

سلام .. ببخشید فضولی میکنم، اما غم انگیز هست گر به قطره خون مربوط باشد ....یعنی نداشتن خونش بهاینه ای برای نداشتن خوی اش باشد ....

Posted by آرمین گیله مرد at November 3, 2005 4:03 PM

برای دستيابی به نـان٫مسـکن٫آزادی بايد مبـارزه کـرد.براي رفع تبعيض از حقوق زنـهای ايـران بايد مبـارزه کـرد.مـردم ايران حق دارند سوال کنندچـرا در آمد حاصله از منابع طبیعی خرِج گروهای تروريستی حزب الله لبنان ميشود.مـردم ايران حق دارند سوال کنندچـرا آقازادها پولها را از ايران خارج و درکانادا٫هلند٫دبی سرمايه گزاری ميکنند.مـردم ايران حق دارند سوال کنندچـرا ثروت ملی ايران را خرِج گروهای حزب الله وآنها را روانه اروپـا جهت فعاليتهای مذهبی وصدور انقلاب ميکنند در حالی که ۷۵٪مـردم ايران زیر خط فقر بسر می برند .ما ملت ایران سیاست را دوست داریم میخواهیم بدانیم٫ میخواهیم در سرنوشت خود وایران نقش داشته باشیم .يــاران تــا کــی خمــوش!

Posted by Solh at November 2, 2005 4:55 PM

آنقدر از عربها گفته اند و نمونه عرب از بچه گي به خوردمان داده اند كه خودمان شرمگين از خون عجمي رگهامان را خالي كرديم وحالا كه مي فهميم چيزي نيست تا اثر آن ندانم كاري را با آ ن پاك كنيم خدا خيرتان دهد بگوييد تا افتخار كنيم كه تاريخ گذشته ما سرار ستم و استبداد و بندگي نبوده است مردم زمان ساسانيان از همان نسل آزاد انديش كوروش بودندفقط راهي را انتخاب كردند كه سرانجامي جز بردگي نداشت

Posted by ساره at November 2, 2005 10:52 AM

سلام استاد و سلام خوانندگان استاد . سایت گروه مسخره رو حتما ببینید جالبه .

Posted by گروه مسخره at November 2, 2005 9:28 AM

يه بار ديگه امدم يه چيز ديگه بنويسم
من هم مينويسم ولي نوشته هاي شما رو كه اينجا تقريبا كامل خواندم! بعدش هم چند تا از لينكهايي كه داده بودين به بقيه رو باز كردم ديدم كه ننويسم ديگه سنگين تر هستم
به شوستم گفتم نگاه كن ما واقعا چقدر مزخرفات مينويسم و اسم خودم رو بلاگر ميذاريم!

ديشب همش به اين شعر فكر ميكردم: همه چيز را تقصير من بيندازي.........
خيلي خوشمله!:(

Posted by pardis at November 1, 2005 10:44 AM

سلام مرد بزرگ.
بغض دارم. نمي دانم چه بگويم.
...

Posted by mohamd bairami at November 1, 2005 7:58 AM

چه دلتنگم برای آن دریچه کوچک رو به هوای تازه،که جاری می شد و می لغزید تا سنگ فرش رنگ رنگ،تا شهاب باران...تا "دلی" که دم به دم نو می شد آن شب...می دانید چه تشنه ام به واژه هایتان و خاموشید؟

Posted by پری ناز at October 31, 2005 8:09 PM

chera waghean hast

Posted by peyman at October 31, 2005 6:27 PM

wow

Posted by paradox at October 30, 2005 9:27 PM

سلام آقای معروفی عزیز!
چه‌قدر خوب است که قلب شما هم برای این موضوع می‌تپد. واقعاً خوش‌حال شدم. راستی آقای معروفی اگر کار دیگری به جز امضاء کردن و باز گذاشتن خانه‌هدایت برای این کار از شما بخواهیم، جواب مثبت می‌دهید یا نه؟
موفق باشید.

Posted by مهرداد at October 30, 2005 8:09 PM

اگر كورش اون زمان اينقدر دموكرات بوده و كله اش كار ميكرده پس حالا چرا ما اينجوري هستيم ؟ چرا ؟

Posted by masoud at October 30, 2005 4:43 PM

وايييييييييييييي
من باورم نميشه كه الان دارم واسه عباس معروفي مينويسممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
كتاب سمفوني مردگان شما من رو يه بار به تمام معني كلمه دچار شوك روحي رواني كرددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد
خداستتتتتتتتتت اين كتاب
خداسسسسسسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
بي نظيره نوشته هاتون

Posted by pardis at October 30, 2005 11:21 AM

آقاي معروفي:
پس بقيه تماما مخصوص چي شد ؟آقا ما منتظريم ها!و اينكه اين در ايران در مي آيد يا اينكه .....

Posted by arash at October 29, 2005 4:36 PM

درود بر شما آقای معروفی ،
خسته نباشید ،
بعضی روزها سعی داری در اقامتگاه خود ، با هزار سختی هم که شده این بغض غریبانه و غم نهفته در اعماق جانت را که دیگر جزئی از وجودت شده را با آهی فرو دهی و خود را به دست آری ، اما گذرا است ، نمی شود ، نمی گذارند ، حتی اگر خودت بخواهی ، حتی اگر آن را با تمام جانت نفس بکشی ، هوای خانه مسموم است آقای معروفی ؟ کو جرعه ای آرامش و سکون قلبی ؟ کو ؟...

Posted by Forough at October 29, 2005 4:35 PM

وقتي سكوتم را
فرياد مي خوانند
ديگر چه فرق مي كند
گريه ام را چگونه تفسير كنند!

Posted by حميدرضا سليماني at October 29, 2005 4:21 PM

what have you heared about "Farreh" theorem ?
Bests ,
Nazanin

Posted by nazanin at October 29, 2005 12:39 PM

خدا قوت !

Posted by baharnarenj at October 29, 2005 8:42 AM

آن کو به یکی عاری می میرد، نه به زخم صد خنجر..

Posted by hesam at October 28, 2005 11:19 PM

اگر بودم آنجا با اشک امضا می کردم.
با مهر

Posted by سرزمین رویایی at October 28, 2005 11:04 PM

كجاست كورشي كه ما را از شر فرزندان بخت النصر نجات دهد؟

Posted by dozdaki at October 28, 2005 7:39 PM

آقای معروفی٬ ببخشید دوباره می‌نویسم

پوسترو که خوندم٬ فهمیدم می شه کاری کرد. لااقل امضاش کرد. امضا کردم

Posted by جواد ــ ق at October 28, 2005 6:30 PM

دست‌تون درد نکنه آقای معروفی. از من فقط همین برمی یاد

Posted by جواد ـ ق at October 28, 2005 6:20 PM

به جای ما نیز امضاء نمائید!

Posted by Roya - Minor Lady at October 28, 2005 5:45 PM
Post a comment









Remember personal info?