Comments: واسونک‌های شيراز

سلام سایت شما رو اتفاقی پیدا کردم چقدر خوشحالم
ممنون که از واسونکهای ما شیرازی ها تعریف کردین ولی خب واسونک رو فقط زنها واسه مردا نمی خونن واسونکها عمدتا تو عروسی نامزدی یا درکل تو همچین مراسمی خونده میشه اما مضمون های متفاوتی داره مثلا خواهر داماد از عروس تشکر می کنه یا مثلا از دلتنگی داماد واسه عروس میگه یا یه چیزایی تو این مایه ها
می دونم که هیچ ربطی نداره ولی من خیلی خوشحالم که سایت شما رو پیدا کردم و اینکه من عاشق سورملینام و سمفونی مردگان
همین

Posted by poone at April 4, 2008 4:16 PM

it is great1

Posted by sara at August 31, 2006 12:33 AM

استاد
دستهای تو
شعر را
دل انگیز میکند .

Posted by daryabari at August 27, 2006 4:08 PM

آقا ما كه داريم زندگيمونو مي كنيم، این چه کاریه یهویی آدمو برمی دارین می برین شیراز، می برین پشت ارگ کریمخان فالوده بخوریم... چقدر دور افتادیم ... در مورد انقلاب میگه ما نقلاب نکردیم بلکه انقلاب مارو ک... ببخشید ... دلم گرفت حالا تا صبح بايد بشينم به شيراز و خاطرات فكر كنم

Posted by س.پ at August 27, 2006 12:06 AM

سلام. چقدر جالبه که شما اونور دنیا بیاد واسونکهای شیرازی هستید ولی ما اینجا...
نوشته شما منم برد به شیراز، البته خاطره های من به دوری شما نیست ولی خیلی شیرینه...
ممنون

Posted by علی حیدری at August 25, 2006 8:56 PM

واژه ها نيز گاهي در ايران بيهوده مي شوند بي آنكه جرم و جنايتي مرتكب شده باشند .
جنگ را نمی خواهم هرچند به زور باید آن را بچشم
تلخ تر از قهوه شبانه هایم پر از بوف و جیغ ممتد
بی خوابی ام را به حساب فرزانگی بگذار که جنگ دیوانه ات نکند خیلی است

Posted by رضا آشفته at August 25, 2006 6:20 PM

ممنون .. جالب بود . نشنيده بودم تا بحال . .. خب منم به همين دليل تو كتابهاي شما .. شعرهاتون ... و نوشته هاي وبلاگتون پرسه مي زنم .

Posted by نرگس at August 25, 2006 1:13 PM

درود... سبز باشيد.

Posted by دردنویس at August 25, 2006 9:04 AM

سلام آقاي معروفي

من كتاب سال بلواي شما را خوانده ام و از آن لذت فراوان برده ام.
و از اينكه امروز با وبلاگ نويسنده ي اين كتاب آشنا شده ام بسيار خوشحالم.
ودر اين صبح جمعه ميروم كه نوشته هاي ديگر شما را هم بخوانم.
باز هم بابت زيباييهاي كتاب سال بلوا از شما تشكر ميكنم.

Posted by پويا at August 25, 2006 7:13 AM

hallo Herr Maroufi
Es war ein netter Artikel.
Ich mochte es sehr.
Glück

Posted by Mana at August 24, 2006 3:34 PM

سلام معروفی عزیز.نمی خواهم از واسونک های شیراز بگویم . می خواهم از ناواسونک های خودمان بگویم از اینکه هیچ کس توی ایران برایمان نمانده از فیلترهایی که هر روز بر دهنه ی وبلاگها و سایتها زده می شود. هیچ کس نیست برای ما واسونک بخواند.موفق باشید پارسال کتاب فریدون سه پسر داشت را خواندم کلی حرف داشتم که دیگه فکر کنم دیر باشه .منتظرشما هستم

Posted by علیرضا کبگانی at August 24, 2006 2:15 PM

بله
مشكل از فرهنگ عهد عتيق ماست.
چند قرن به انتظار ايستادند .چند قرن ورز اش دادند و حالا بارافكن قافله را زير پا دارند.
ما هم شروع مي كنيم.براي هزارمين بار.آينه اي برابرشان مي گيريم .جهد مي كنيم.چند هزاره اما مي بايد به انتظار بايستيم؟
آقاي معروفي!
مست نيستند كه با دوا و درمان از سرشان بپرد .بيهوده تكانشان مي دهيم.
زهر خورده اند و مرده اند.
ولي نه !...كوشش بيهوده به از خفتگي ست.گوش به صوت ملاي روم بسپاريم بهتر است...
ولي آقاي معروفي!
چند هزاره مي بايد انتظار بكشيم؟

سرزنده باشي و زنده . هميشه.

Posted by حبیب سلیمی نژاد at August 24, 2006 11:09 AM

ما شيرازي ها كه با اين واسونك ها دلمون قيجوجه مي ره. ها... نم دوني موقع عروسي ها چقدر مي چسبه... دلم لك زد براي عروسي...

Posted by پديده at August 24, 2006 9:18 AM

کلبه ی شعرم همچنان در انتظار زیارت همطنان است. استاد اگر میل داشتید به شعرگاهم سرکی بکشید. متشکرم

Posted by میثاق بنی مهد at August 24, 2006 2:30 AM

سلام

Posted by بی at August 24, 2006 12:13 AM
Post a comment









Remember personal info?