Comments: باز هم از كوليها

درود بر تو رضا عزيز.
از كوليها نوشته اى. ولي ايا اين را ميداني كه كوليها در جنوب ايران نيز ساكن هستند؟ ولي بدلايل اقليمي به زباني نزديك به عربي صحبت ميكنند.و هنرشان رقص است و موسيقي. عدنان و نسيم اطلاعات بيشتري بايد داشته باشند.
زنده باشي

Posted by Masoud at September 26, 2003 7:22 PM

درود بر شما. از خواندن نوشته شما و ترانه كولي بسيار لذت بردم. حس خوبي را منتقل ميكنيد كه ساده- عميق و تصوير يست! و اما در ترانه زيبا و ساده كولي تپش يك قلب عاشق و به گو نه اي نبض خود زندگي را حس كردم...
دستتان درد نكند و خسته نباشيد. اميدوارم كه روزي شايد به زودي اين ترانه ها را chap كنيد و "لالا و ناپدري" را بسازيد( فيلمتان را). امروز هم كه از قرار معلو م محشر خواهد بود! + اينكه حرف پ´را هم پيدا كردم!!!!
روز و شب شما خوش.

Posted by yasseman at September 25, 2003 9:01 AM

عزيزم رضا
يکي از ويژگي هاي تو که تو را بزرگ مي کند، انتخاب هاي توست. در انتخاب تصوير، شعر، و شايد همه چيز استادي. ممنونم که به من فرصت دادي تا اين ترانه را نيز بشنوم. و اين پايان ترانه نيست. من آدم پر توقعي هستم. از خواستن و خواندن سر باز ايستادنم نيست.
پسره ماه شده
رفته بارسلونا
برام شعر بياره
دور شده
عين يه کولي
که دلم تنگه براش.
اين جاده ها، راه هاي دور و دراز
اين شهر اون شهر
چه مي دونم
دارم ميام بارسلونا
اگه اونجا پيداش کنم
اگه نرفته باشه والنسيا
آخ، بارسلونا.

دوستدار - عباس

Posted by عباس معروفي at September 24, 2003 10:51 PM