August 16, 2004

طرقه


دختري هستم از سرزمين نرگس هاي مست،زادگاه حافط و سعدي.22بهار از زندگيم را پشت سر نهاده ام و به اميد فردايي بهتر روزها را سپري مي كنم.دوران كودكيم را با روياي بزرگ شدن پشت سر گذاشتم حال كه به دوران جواني رسيدم دوست داشتم كودكي بيش نبودم،كودكي،سادگي است،پاكي و بي آلايشي.سه سال قبل دست تقديرمرابه كوير تبعيد كرد.كوير رادوست داشتم اما بايد بالاجبار رياضي محض مي خواندم ،پس بي اعتنا به او زندگيم را ادامه دادم ولي او از من لجبازتر بودو سال بعد باز هم مرا روانه ي كوير كرد ،ولي اين بارديگرتبعيدي نبودم، بايد معماري مي خواندم حال در رشته اي كه دوستش مي دارم مشغول به تحصيل هستم.

Posted by ساقی خردمند at August 16, 2004 11:50 AM
Comments

درود دوست من ... مطالب رو كم و بيش خوندم تا حدودي هم لذت بردم مخصوصا بيوگرافي خيلي جالب بود ولي من آخر متوجه نشدم شما آقايي يا خانم محمدي يا پرند ساقي يا... شايد هم من متوجه اينگونه نوشتن نمي شوم و شايد گروهي مي نويسيد . بهر حال ترديد بنده را ببخشيد با اينگونه سرويس ها (ملكوت) آشنايي ندارم. باز هم سر خواهم زد. پايدار باشيد و بدرود.

Posted by: فرید at October 19, 2004 11:59 AM

سفر در آینه های مورب ساده/دو چشم بود که چرخید با من وجاده/تمام راه هم از پشت شیشه پیدا بود/دو چشمهاش ز پشت دو پلک افتاده/همیشه می رسد از راه تا مرا ببرد/همیشه دور و برم حاضر است و آماده...
سلام ساقی جان...به روز کردم.پيشم بيا

Posted by: ابراهيم at September 20, 2004 11:38 PM

خوشامدي دوست عزيز
طرقه برايم آشناست اما ساقي هنوز براي مبهم!
-

Posted by: واحه at August 26, 2004 9:44 AM

سلام! چه جالب! خواهر من هم اهل همان سرزمين توست! _ طبيعي‌ست كه خودم هم شيرازي‌ام. او هم سه سال رياضي محض خواند در شهري كويري و رها كرد! و بعد هم سر از هنر درآورد در شهر ديگري، اما نه در كوير كه در حاشيه‌اش. و البته اين بار دوست مي‌دارد رشته‌اش را و دارد به سرانجام مي‌رساند.

Posted by: sheen at August 21, 2004 11:12 AM

سلام
چيزي بدتر از كار اجباري نيست.

موفق باشي

Posted by: ايران امروز at August 21, 2004 5:17 AM

اما طرقه را چگونه بخوانيم؟ داريوش! چرا اين وبلاگ جديد را در حلقه ملکوت نمی بينيم؟ به هرحال خوش آمديد. هم نامتان زيباست هم صفت خردمندش.

دوستار،
مهدی سيبستانی

Posted by: Mehdi at August 16, 2004 7:45 PM