بر گيسويت اي جان كمتر زن شانه.. چون در چين و شكنش دارد دل من كاشانه..
بعد از مدتها دو روز تعطیل را مثل روزهای قدیم زندگی گذراندم. دیشب با یک دوست آقا رفتم بیرون. فقط دوستبودن و بیرون رفتن با مرد را کمتر تجربه کردهام. هیچ خیال بیرونرفتن نداشتم. برای خودم مشروب کوچکی نوشیده بودم تا شب پنجشنبهام متفاوت باشد و موسیقی تمرین کنم. شاید اثر همان بود که رها بودم. و شاید اثر ساعتها حرفزدن با معلم موسیقیام که میگفت تو باید یاد بگیری که با مرد میشود فقط دوستبود و این دوستی را بلد باشی حفظ کنی.
کتابخوانی زیاد و چای ناهنگام، بیخوابم کرده بود. کمی سایتهای کاریابی را گشتم.بیآنکه واقعا بدانم دنبال کار جدید هستم یا نه.چهار صبح خوابیدم.
نهار قراربود با کسی بیرون بروم. قبل از آن رفتم برای خودم پارچه خریدم. مدتها بود یک خرید حسابی زنانه نکرده بودم. و بعد قرار نهار را کنسل کردم و آمدم خانه. عصر رفتم همانجا که نهار باید میرفتم. یک ساعت گپ زدن و خندیدن در آرامش. و بعد که بهخانه برگشتم مثل آن بود که مشروب دیشب حالا اثر کرده باشد. گیتار را برداشتم و برای خودم زدم و خواندم. سیمها بهنرمی تحت فرمانم بودند و من گرم بودم. رقیب را بلدم خیلی خوب بزنم. اما هنوز شهامت این را ندارم که کنار دیگران چیزی بنوازم. این هفته قراراست برای اولین بار با آقای موسیقی دو نفره تمرین کنیم. و بعد بهزودی با یکی دیگر از دوستانش همراه خواهیمشد و شاید کمتر از پانزدهروز دیگر باید در جمع شاگردان گیتاریست او بزنم. خداکند موفق شوم. نواختن در جمع برایم یک آرزوست. درست مثل زمان سخنرانی جلوی تریبون، میترسم و حتی فکرکردن بهش تمرکزم را بهم میزند.
یک کتاب خواندهام بهنام پیشگویی آسمانی که مال جیمز ردلفیلد است. از آن نوع انرژی شدید دو سال قبلم سخن گفته. توانایی وصلشدن به طبیعت و دیدن شهود که مدتهاست نتوانستهام تجربهاش را تکرار کنم.
یک دلیل از بین رفتن این انرژی معتاد شدن و وابستگی به یک شخص خاص است که باعث میشود آن انرژی را صرف او کنی و تخلیه شوی. و یک دلیل دیگر میتواند ترس و استرس باشد. من در این دوسال هردو را داشتهام و امیدوارم حالا کمکم دوباره موفق بهتکرار آن تجربه رویایی شوم.

نظرها
خواستم بگویم بدون آنکه قصد بزرگ نمایی مشکلات خود و کوچک شمردن احساس تو را داشته باشم حالت را می فهمم.
www.30smoni.blogfa.com
Posted by: سروش | November 20, 2008 8:32 PM
اينجا به من خيلی آرامش می ده... چرا؟....
Posted by: طلوع | October 19, 2008 5:52 PM
salam foroughe aziz.manam movafeqam ba in dostiha. kheili mitonan khob bashand. faqat iinke adam khob yad begire ke betone .. modiriate raftar v ehsase khobie..
Posted by: shaqayeq | October 19, 2008 5:48 PM
نه نه!!
منظورم اصلا تلويزيون نبود
منظورم فيلم سينمايي بود
ميتوني دي وي دي بهترين هاي سينماي ايران و جهان
رو تهيه كني و هر هفته يك يا دو فيلم ببيني
اون تلويزيون رو هم بذار همون گوشه خونه بمونه
:)
Posted by: شوكين | October 19, 2008 2:49 PM
man ke migam khaili ham maze dare ba ye mard faghat dust bashi.aalie!ama begam age un faghat yeki bashe bi boro bargard kar be alaaghe ya hadeaghal aadat mikeshe.pas to fekre chand ta dust bash.yeki braye musighi, yeki ketabkhani, yeki cinema va...
فروغ: عالیه !! ببینم احتمالا تو یک زمانی شاگرد ایم معلم موسیقی من نبودی؟؟
Posted by: mona | October 19, 2008 11:43 AM
ميخواستم پيشنهاد كنم كمي از وقت كتاب رو به فيلم بدي ، هم انرژي كمتري ميبره و هم يك فيلم خوب به
اندازه يك كتاب خوب موثره
وهم تنوعه
:)
فروغ:
پیشنهادت خیلی عالیه . خودمم خیلی دوست دارم و یک اشکال من اینه که اون قدر اهل تلوزیون نیستم که گاهی برای مدت یک ماه یادم می ره این چنین دستگاهی هم در خونه دارم.
Posted by: شوكين | October 19, 2008 7:53 AM
سلام توی وبگردیام وبلاگتونو دیدم
نوشته هاتون قشنک بود همراه با عدم امنیت
Posted by: دکتر پرتقالی | October 18, 2008 10:17 PM
سلام
به عنوان آدم خوشبختی که سالهاست با ساز زندگی می کنم در اولین فرصت تجربه نواختن در جمع رو بدست بیارین شاید همین الان!چون یک جهش در زندگیه هنری شماست و پیشنهاد می کنم یک قطعه معروف و دلنشین مثل "آسترایس" یا "رومانس" رو تجربه کنین که هم روی گیتار خیلی خوب تنظیم شده و هم شنوندگان زیادی داره.اگر هم پاپ کار می کنید که داستانش مفصله!
ساز بال رهایی آدم های خاکی است از زمین و من به این حرفم ایمان دارم چون واقعا باهاش پرواز می کنم
فروغ:
متشکرم از راهنمایی . این کار رو خواهم کرد حتمن.:)
Posted by: سازشکسته | October 18, 2008 2:59 PM
بعد مدتها يه نوشته مثبت و با روحيه و سرشار از هدف مثبتي در زندگي آينده فردي ديدم!!!
Posted by: محمد جواد شكري | October 18, 2008 10:24 AM
سلام به فروغ
خوشحالم كه حال و احوالت بهتره و اوضاع بر وفق مراد هست اميد كه بهتر از اين بشه در ضمن من وبلاگي به نام دنيايي مجردي بر اساس تجربيات خودم ايجاد كردم براي غنا آن به راهنمايي ها و تجربيات شما احتياج دارم منتظر شما هستم
http://doniaymojaradi.blogfa.com/
Posted by: آقاي حسين | October 18, 2008 10:10 AM
با هر مردی نمیشود دوستی کرد. همچنان که من نمیتوانم با هر دختری دوستی کنم. اگر کشش دوطرفه باشد برای چه باید مقاومت کرد؟
If we don't use we lose!
همچنان که با برخیها فقط باید دوستی کرد و بس.
Posted by: satgean | October 18, 2008 2:25 AM