خنده های ریز ما
مریم گلی، خودت بگو راست راستی من اومدم توی فیس بوک حالت خوب نشد؟ این همه وقت این همه بچه ها بودن و هیچ کاری نکردن. ببین من با یک اندلی چه کردم !!!!!
« اي صميميترين ... | صفحهی اصلی | ياد من كن... »
مریم گلی، خودت بگو راست راستی من اومدم توی فیس بوک حالت خوب نشد؟ این همه وقت این همه بچه ها بودن و هیچ کاری نکردن. ببین من با یک اندلی چه کردم !!!!!
* مهرباني بيويرايش
* عطر زندگي در خانه مادري-پدري
* دنبال يك عنوان شايسته براي اين زندگي ميگردم :)
* dance me to the end of love ...
* خيالات نكنيد. اندروني كماكان حجابش سفت و محكم است.
* تولدت مبارك
* همين
* كرديت شاديام مال خودم .
* سمفونی زندگی ما
* افرا
* زندگي اين روزها سبز است و پر تحرك.. بدون عشق بهديگري .. با عشق بهخودم فقط..
* افكار نامنسجم من
* یک دهاتی اصیل
* عاقبت جوینده یابنده بود
* فراخوان فرهيختگان قديم و جديد:)
* سروتونین بالا+افت نوازش خون = امکان انجام هرگونه حماقت
* شما هم بدونین ، بد نیست
* لاکی لوک
* چند قدم مانده به صبح
* يك شاخه گل براي خودم
نظرها
سلام فروغ بانو
خوشحالم که باز هم توانستم بخوانم و خوشحالم که حس می کنم شما در شرف تغییراتی هستید و تغییر بسیار بسیار لازم است
حتی آنقدر که شما را به عدم تعهد متهم کنند
برای شما مثل همیشه آرزوی موفقیت دارم
راستی از بلاگفا مهاجرت کردم و در آدرس جدید ساکن شدم.
دوست داشتید سر بزنید
تنهایی در مورد شایدهایم می نویسم و اصلا به بایدها کاری ندارم و فقط شایدها را می بینم و می نویسم
Posted by: سازشکسته(شایدها | February 7, 2009 8:05 PM
ببین می تونی از طریق فیس بوک یه کاری کنی برف تورنتو کم بشه؟ و یه مقدار حقوق منم زیاد بشه ؟ و یه خونه ی خوب هم پیدا کنم؟ دمت گرم و دستت طلا.
زیاده عرضی نیست.
ارداتمند شما و مریم گلی.
کتی.
فروغ:
كتي جون اون وبلاگي كه اين كار ها رو بلد بود يه زماني اسمش پروردگار بود كه فيلترش كردن :))
Posted by: سایه | February 5, 2009 8:52 AM