September 1, 2003

مژده . . .

مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد
بر کش ای مرغِ سحر نغمه‌ی داوودی باز
که سليمانِ گل از باد هوا باز آمد
لاله بوی می نوشين بشنيد از دم صبح
داغ دل بود و به اميد دوا باز آمد

Posted by Suspended Girl at September 1, 2003 12:13 PM
Comments

mojde , ahngi ast por az taravat bar sahra-e taftid-e tanhai-e man , mesle taranome bolboli bar tak derakhti khoshkide

Posted by: reza at October 5, 2003 5:30 AM

در این همه دیوار دری وا نتوان کرد
یک پنجره یک روزنه پیدا نتوان کرد
ای چه گناهی است که از اینه ها نیز
یک خـنده ناچـیز تمنـــا نتوان کـــــرد
آنـقــدر ظــنینند به ما مردم این شهر
با چـشم خـدا نیز تمــــــاشا نتوان کرد
پائیزغریبی است ، گره در گره اندوه
با صـد غـزل اواز دلی وا نتـوان کرد

Posted by: شبرو at September 8, 2003 4:33 PM

عجبا! رسيدن به خير!

Posted by: داريوش at September 1, 2003 12:21 PM