مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد
هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد
بر کش ای مرغِ سحر نغمهی داوودی باز
که سليمانِ گل از باد هوا باز آمد
لاله بوی می نوشين بشنيد از دم صبح
داغ دل بود و به اميد دوا باز آمد
mojde , ahngi ast por az taravat bar sahra-e taftid-e tanhai-e man , mesle taranome bolboli bar tak derakhti khoshkide
Posted by: reza at October 5, 2003 5:30 AMدر این همه دیوار دری وا نتوان کرد
یک پنجره یک روزنه پیدا نتوان کرد
ای چه گناهی است که از اینه ها نیز
یک خـنده ناچـیز تمنـــا نتوان کـــــرد
آنـقــدر ظــنینند به ما مردم این شهر
با چـشم خـدا نیز تمــــــاشا نتوان کرد
پائیزغریبی است ، گره در گره اندوه
با صـد غـزل اواز دلی وا نتـوان کرد
عجبا! رسيدن به خير!
Posted by: داريوش at September 1, 2003 12:21 PM