چه جسورانه هنوز در من زندگي مي كني رشد ميكني و بزرگ و بزرگ تر مي شوي و من هنوز عاشق بخشيدنم به تو خواب و فكر و خيال و آرام من همه براي تو من با چه دست و دلبازى از ذره ذره ام دريغ ندارم من به اين عادت دارم كسي چه ميداند شايد من تو را زمانى زاده باشم آنچه مي بخشم حس سيال خون است كه جان جنيني را در زهدان مادرى سيراب مي كند .... نيستي چه غمگين كه حتي اين را هم نخواهي خواند آخر تو كه نمي داني من در جائي از تو مي نويسم ﴿جالبه بعضي ها ظاهرا براي همه مي نويسند ولي در باطن همه براي يك نفر است و بس من براي تو مي نويسم همه مي خوانند جز خود تو﴾ كاش ميدانستي چقدر نگران ات هستم آنقدر كه از دلتنگي خودم هم يادم ميرود اصلا مگر از من چقدر باقي مانده همه را كه تو بر دي من هستم آرام بخواب من قشنگترين رويا ها را بخوابت خواهم آورد من هنوز هستم
yek rooz khaste az in rahe tolani dar goshe-i neshastam didam tamame pirahanam garde to ra gerefte ast angah danestam tamame nafashayam az ane to bode ast
Posted by: shazde kocholo at October 11, 2003 6:48 AMقبله خاموش به سلامت باشند ملكوت بدون نوشته هاىتان لطف قبل را ندارد هر چند كه سكوتتان شنيدني است و گفتني ها دارد خودتان خوب ميدانيد كه بنده حقير قلم زدن و زيبا نوشتن نمىدانم ولي نوشته خوب خوانده ام منظور سلطان از يك مخاطب نبايد "۱ عدد مخاطب"باشد چرا كه اگر نوشته اي انقدر زيبا و دلنشين باشد به بيشتر از يك دل بلكه ميليون ها دل متفاوت از هم در هر گوشه اي از دنيا كه باشند خواهد نشست سايه تان بر سر ما مستدام لطفتان پاينده
Posted by: ishaarat at October 8, 2003 10:57 PMcheshmhayam por shode az yek baghal delvapasi
Posted by: shazde kocholo at October 8, 2003 12:55 AMآنها که مینويسند و شأن درست نوشتن را میدانند خودشان خوب میفهمند که فقط برای يک نفر مینويسند و بس. نوشتهی خوب فقط يک مخاطب دارد که مخاطب برگزيده و خلاصهی آن است. کسی چه میداند؟ شايد آن يک نفر هم که تو میگويی يا میخواهی اينها را میخواند ولی به روی خودش نمیآورد! بعضی وقتها ما میدانيم چه میکنيم ولی جوری رفتار میکنيم که انگار نمیدانيم!!
عزتِ عالی مستدام.
Posted by: قبلهی خاموش at October 7, 2003 2:55 PM