اينجا اناري نيست يادم رفته بود من عاشق انارم من دارم فراموش كردن را ياد مي گيرم ميوه ها بي مزه اند اينجا امشب در به در دنبال يك جفت چشم ايراني بودم تا بگذاره توي گرمي نگاهي آشنا بدون هيچ حرفي با هم گپ بزنيم همه خونه ها اينجا حافظ ندارند كه ! دوستي داشتم كه عاشق حافظ خوندنش بودم كاش بود اونوقت من حتما يك تكه بزرگ انار ترش و شيرين آب دار مي دادم بهش و آرزو مي كردم وقتي بهش گاز مي زنه فقط به مزه انار فكر كنه و بس. راستي هر جاي دنيا باشي امشب يلداست يا نه؟ من نمي دونم كلي چيز كه نمي دونم كلي هم باور غلط دارم مثلا تا پارسال كه رفتم يكي از دهات هاي گناباد و باغ انار رو ديديم فكر مي كردم انار از قسمت تاجش وصله به در ختش
معذرن! من احساس نوشته بودم چه جوری تبديل به حساس شد خدا می دونه
Posted by: درياروندگان at December 29, 2003 4:04 AMحساس خوبی به من دست داد از خوندن اين نوشته
Posted by: درياروندگان at December 29, 2003 4:02 AMاین دل غمدیده حالش به شود،دل بد مکن
وین سر شوریده باز اید به سامان غم مخور
THIS IS CRAZY! I LOVE IT! U MADE ME CRY AGAIN! AND I LOVE U!!!!
راستی میدونی سر انار کدوم وره؟
یا سر سیب!
عادتمون دادن به وارونه دیدن چیزها...!
حتی عکس خودمونو همیشه وارونه دیدیم...!
الا...