اينجا را با عقده هاي شخصي تان آلوده نكنيد اين صفحه ديدار كننده زيادي ندارد من خودم ان را به فقط چند نفر معرفي كردم و اكثر ملكوتي ها هم دغدغه شان چيز ديگري است و تازه اصلا هدفم از گاهي نوشتن اينجا اين نيست كه يك عالمه ادم از ان گذر كرده و رد پا هاشان اينجا بماند .از همه مهمتر كسي كه روزهاي اول بايد نوشته هايم را مي خواند روحش هم خبر دار نيست كه طي روزهاي غربت و سردي لحظه هاي دور از وطن و تنهائي ,جائي برايش مي نوشتم و هيچ وقت هم نخواهد فهميد .ولي من مي خواستم نوشته هايم باشند جائي تا فراموش نكنم .من نمي خواهم حتي تلخي زياد اون روز ها را فراموش كنم ,حتي اگر مخاطب من از اين صفحه گذر نكند حتي اگر به ظاهر شبيه نوشته هاي نوجوان 15 ساله اي باشد .من خيلي از ملكوتي ها را دوست دارم از قلم زيبا و نو شته هاي خيلي شان خا طره دارم هر چند با من خيلي فرق دارند و دغدغه شان با من فرق دارد ولي مي فهممشان حرف خيلي هايشان را در روزگاري كه مي گذرانم اينجا لمس مي كنم تجلي خيلي از اين حرفها شمار زياد بچه هاي داخل رحمي رشد نكرده و زايمان زودرس زنان كم سن و سالي است كه از سوئ تغذيه چشم هاي بي روح و صورت رنگ پريده دارند و هزاران بيمار كه دواي دردشان فقط كمي پروتئين است و بس و هزاران زن كه حتي به خود اجازه نمي دهند بينديشند ايا هيچ وقت ارزوئي داشته اند و تمام نصفه شب ها سردردند و بي خواب و نفس هاي مردي را مي شمارند كه درك متقابل را از كودكي برايش حرام شمرده و ارزش او را بيش از اين حرفها دانسته اند و هزار هزار درد ديگر كه من داروي شيمياي برايش نمي شناسم خلاصه اينكه اولا من نه نويسنده ام و نه فكر و خيالم نوشتن است سر و كار من هر روز با فيزيك ادمهاست و گاهي حتي به طور تر سناكي خودم و بقيه را به جز توده هاي ماده شيميائي نمي بينم . و كاملا جدايم از سر و صدا و دعواهائي كه اهل قلم ملكوت با اهل قلم سرزمين هاي ديگر دارند پس لطفا اينجا را با بد و بيراه گفتن و فحش دادن به ديگران كثيف نكنيد
همه جا هست. به دل نگير.
Posted by: Parnian at January 24, 2005 2:03 AMدختر جان
به اصحاب کهف میمانی! اين همه مدت ننوشتهای و حالا که دوباره برگشتهای از ماجرای ماهها پيش مینويسی؟
آن روز که در بهتمان فرو بردی، هرچه فکر کرديم حکمت آن سلام و خداحافظیات را نفهميدیم.