در راستای تصميمات خطيری که بايد برای تثبيت و بسط عرصهی ملکِ ملکوت میگرفتيم، خاطر اقدس شهرياری بر اين تعلق گرفت که اندرونی و بيرونی و شبستان و بارگاه و جميع متعلقين و متعلقاتِ درگاه را به قصری جديد بياوريم. لذا، چنان که پيشتر نيز در ضمير قبلهی عالم میگذشت از اين پس حکايات ظهير و وليعهد، ملکالشعرا و نازکالملکوت و اخيراً فلقالملکوت که ماجرای همشيرهگی را بر آفتاب افکندهاند، يکسره در اين منزل خواهد رفت. الساعه دستور داديم اين رقعهی همايونی را روی پوست آهو بنويسند و ما هم با خاتمِ مخصوصِ شهرياری (نه از نوع نگينی که خاتمی دارد!)، مهر کرديم اين را و دستور داديم جارچيان در اطراف و اکناف ملکِ ملکوت بخوانندش تا هيچ جنبندهای از فرامين صادرهی اخير بیخبر نماند. نمامان و جاسوسان هم از اين پس روزگار صعب و دشوار خواهند داشت و ديگر نخواهند توانست چون روزگار پيشين به سعايتهای خود ادامه دهند!
توشيحِ خاقانِ جم اقتدار
![]()
نيمروز شنبه، 29 اکطبر مسيحی سنه 2003 ميلادی
بلدهی مبارکهی لندن
بريطانيای کبير
پ.ن. همين جا قبلهی عالم دستور شروع رايزنیهای را صادر میکنند تا نامی مناسب برای اين صفحه اختيار کنيم و بر صدرِ طاقچه بگذاريم. ساکنان درگاه همگی در انديشيدن اهتمام بليغ بکنند! الآن داريم با ظهير جان مکالمه میکنيم. پيشنهاد دادند که اسم اينجا را بگذاريم ديوانخانه و رييسش هم بشود خودش! تا نظر وليعهد و سلطان بانو و سايرين چه باشد.
سلطان بانو به سلامت،
پيرو فرمان همايونی خط اول را نوشتيم که حاسدان و سخن چينان بدانند و آگاه باشند که ما خط اول را در معيت قبله ی عالم و سلطان بانو در اين "دفتر ديوانی" مبارک نوشتيم و به مهر خود ممهور کرديم.
مقام وليعهدی
اگر ظهير رييس شود من نمي نويسم! چه معني دارد!!؟ پس مقام ولايتعهدي به چه كاري مي آيد؟
سلطان بانوي مدافع وليعهد