December 12, 2003

شکواييه معلمه فرانسويه از عباس ميرزای ولی‌عهد انارالله برهانه و دفاع مطلق ظهيرالملکوت از وی تا خصمان شاد نگردند و دوستان در رنج نباشند

ما که ظهيرالملکوت باشيم، بسيار خرسند شديم از اين که عباس ميرزای ولی‌عهد، عاقبت از حمام بيرون آمد، تميزاً نظيفاً ظريفاً. قبله عالم نيک مستحضرند که خوف ما همه از اين بود که بدن ولی‌عهد زير کيسه‌های پری‌پيکران، نازک شود. روزی دو بار در حمام رفتن تنگی نفس هم می‌آورد و اشتها را تقليل می‌دهد. می‌دانيد که ما چه قدر بر حفظ الصحه ولی‌عهد مواظبيم و غصه می‌خوريم. همين الساعه، مادام ژولين سادات معلمه فرانسويه ولی‌عهد آمده بود ديوان رسائل. از نظافت ولی‌عهد همه تعريف بود اما از کسر مداومت ايشان در تعلم السنه غربيه و علوم غريبه شکايت می‌رفت. ما اين مادام ژولين سادات را بسيار دوست می‌داريم، از ايرا که وقت اقامت ما در بلاد افرنگيه، همسايه ما بود و چه قدر ما را با ايشان وقت خوش بود. چه اندازه ما ايشان را الحاح کرديم تا در ممالک محروسه منزل کنند و شغل تعليم ولی‌عهد را به عهده گيرند که ولی‌عهد بايد که از علم عالم باخبر و در ميان همه سرها سر باشند. گفتيم مادام عزيز، ولی‌عهد قرةالعين ماست. قدری جوانی به طرزی که افتد و دانی می‌کند، اما در نهايت اهل تعليم و تعلم است و مدرسه را دوست دارد. مضافاً بر اين که بسی علم لدنی دارد که موروثی است. قبله عالم هم همين گونه بودند و اجداد طاهرين نيز ايدون. بيت:
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد
مادام زمين ادب بوسيد و ثنا نثار قبله عالم کرد و گفت حبذا اين بصيرت که بر بصر ما گشوده شد و اکنون جلالت ولی‌عهد در چشم ما افزون گشت. اين حديث از آن رانديم تا معاندان در ذم بعضی اقوال قبله عالم و افعال ولی‌عهد آب در هاون نکوبند و مشت بر آهن نزنند.
ظهيرالملکوت مربی الاطفال

Comments

مسيو قبله ي عالم به سلامت باد
رفته بوديم به اداره ي مسيو ظهيرالملكوت باگروهي نشسته بودند , ازمسيو وليعهدسخن مي گفتند و مي خنديدند , ما هم خنديديم . ايشان براي ما هم مرحمتي يك ليف و دوعدد روشور آورده اند كه نمي دانيم با آن ها چه كنيم! بالاخره امروز كلاس درس مسيو وليعهد را پس ازچندروز غيبت تشكيل داديم به مسيو ظهيرالملكوت هم گفتيم اما مسيو درس نمی خواند، وقتی هم می خواند حواسش جای ديگر است. اين عادت همه ی پرنس هاست.معمولا سر به هوا هستند، ولی به هر حال مانعی نمی باشد، ياد می گيرند. ما می خواهيم مسيو وليعهد به زبان شيرين ما ديالوگ کند، مانند مسيو ظهيرالملکوت . چه مي گوييد شما؟ وي . بلبل.

Posted by: مادام ژولين سادات at December 12, 2003 7:26 PM, IP: 217.218.155.71

قبله ی عالم به سلامت،
اين حضرت ظهير تصور کرده ما آهنيم؟ نفس ما را بريده است. از درس فرانسه در می آييم، برای ما درس کمانچه ترتيب می دهد، از خواب که بيدار می شويم، صدای اسبان را می شنويم که سم می کوبند. ما هر روز ناشتا می رويم سوارکاری. بعد از ناهار هم که سيدالمکوت را می فرستد برای تدريس عربی. می گويد عربی لسان الله است و چه است و چه است. دم غروب هم که بايد در محضر مادام ژولين سادات بن ژور مه مزون کنيم. قبله ی عالم، سخت است بخدا. مرحوم جان کين رضوان الله خاطر مبارک هست؟ با لسان اجنبی شما را وادار می کردند که مثل مرحوم شکسپير تکلم کنيد؟ خاطر مبارک هست؟ ما مايليم بروم حمام و مدتی از قيل و قال مدرسه دور باشيم. ظن ما اين است که ظهيرجان ما را می گذارد سر کار که خودش با نازک الملکوت بزند به حمام. جايی گفته است که حمام تنگی نفس می آورد و اشتها را تقليل می دهد که اين بر خلاف نص صريح است: النظافة من الايمان. گفتيم نکند ايمان مان به باد رود!
مسيو وليعهد دوشين

Posted by: وليعهد at December 12, 2003 1:30 PM, IP: 217.231.126.178