صبح علیالطلوع که میخواستيم دقايقی ديدگان بر هم گذاريم و دمی از خستگیهای مملکتداری بياساييم هنوز خبر چندانی در دفتر ديوانی نبود. رعيت نيکو میدانند که سلطانِ جهاندار ناچار است برای حفظِ ملک و تمشيت امور درگاه حتی اوقات عزيز خفتن را صرف آبادانیِ ملکوت کند. آن اوقات که ذاتِ شهرياری يکتنه به تدبيرِ معضلاتِ محروسهی معظمهی میپردازند تمام رعايا از ظهير گرفته تا وليعهد حتی در خواب هستند. آن قدر تمهيد مهماتِ درگاه برای ما مهم است که حتی نيمشبان سلطان بانو را بيدار میکنم تا در برخی مسايل با ايشان رايزنی کنيم. خدا سر شاهد است که همين دو سه روز گذشته دو سه بار با تيليفون به سراغِ ظهيرالملکوت رفته بوديم با صدای خواب آلود گفتند که: «قبلهی عالم به سلامت! میشود دو سه ساعت ديگر تماس بگيريد؟» فکر کنيد که آن اوقاتی که ما قصد مکالمه با ايشان داشتيم يا نزديک نيمروز بود يا وقتِ نمازِ شام. کسی میداند اين ظهير دارد چه کار میکند؟ اخيراً مادام ژولين سادات هم که وقتاش را صرف مظاهرت ظهير در امور تياتر کرده است. ظهير هم که حسابی زبانشان با مادام خوب شده است! میبينيد اين الفاظ مغلقِ فرنگی را که مثل نقل و نبات خيرات میکند؟ میخواهد بگويد ما از پيش فرانسه میدانستيم. مادام ژولين سادات بهانه است برای ايشان. عموم عالميان خبردار هستند که وليعهدِ ما تنها زبانِ پروسيان میداند و طبيعی است که او به تعلم زبان پاريسيان اهتمام کند. ظهير و صدر اعظم که مرتب در پشتِ نوتردام يا در تفرجگاههای جامعهی سوربن پاتوق کردهاند. همينجا به وليعهدِ درگاه سفارش اکيد میکنيم که در اسرار اين ظهير کاوش کنند تا خدایناکرده دخالتی در امور مخدرات حرم نکنند. ذات شهرياری آن مايه مناعت طبع دارند که دانشِ فرنگیشان را به رخ عوام و خواص نکشند!
قبلهی انگليسی دانِ لندن نشين!
![]()