December 17, 2003

درباب تيترهای هزارفرسخی اهالی ملکوت که هر کدام با دفتری از مثنوی برابری می کنند و خواباندن غائله به دست وليعهد انارالله برهانه

دلمان خنک شد!

Comments

قبله‌ی ملکوت به سلامت!

دستور فرمائيد اکيداً غدقن فرمايند تا از نشر صورقبيحه‌ی ماه‌رويان مربوط یا نامربوط به احدی –اعم از نازک يا غير نازک- جلو بگيرند؛ خوف آن می‌رود که دفتر شريف ديوانی که محل تردد عوام و خواص است به مسوده‌ی نامه سياه شاهدان بازاری و مغبچگان عصر جديد (پلی بوی) بدل شود و دست به دست در خلوت و جلوت در منظر و مرآی خلق اوفتد و قدر يابد و بر صدر نشيند. بفرمايند تا ظهير هم در تدارک ما فات باشند، معهذا اين امر مانع تدقيق ديوانيان و کوميته‌ی تحقيق در مهمه‌ی کشف رأس فتنه و کور کردن چشم آن نباشد؛ و فايدت بسيار باشد مر کور کردن چشم فتنه را که از مدعيان بی‌بصر ملکوت داعيه‌ی ملک و ملکوت می‌ستاند و بر جلوه و جلال ملکوت آسمان‌ی‌اش می‌افزايد.
ايضاً بفرمايند فرد آداب‌دان و نزاکت‌شناسی غير از ظهير-که دراين مسأله ذی‌نفع است- دفتر ضخيم نازک را در حضور بگشايند تا رتق مشکله و فتق مسأله گردد.
آدم نيکخواهی ست ظهير! از غايت غيرت بر ملکوت و شفقت بر ملکوت نشينان و همتی که در ديگران نيست جورها می‌کشد از زخم زبان‌ها. مجاهدت‌ها کرده تا يومنا هذا و ليلتنا هذه. ( جزاه الله عن هذه احسن الجزاء!)
يک ملکوت است و اين ظهير که هم ديوان رسائل را دارد؛ هم کاتب خاص است؛ هم کتابدار اعظم و اخيراً قرين معلمه‌ی لغت و در کار لسان. کاش اندکی هم ازعلم تعبير احلام به‌قدر علم الحيل می‌دانست تا خوابگزار اعظم ملکوت هم می‌شد.

والأمر إليکم : ....
اقل خدمه‌ی ملکوت

Posted by: زخمه‌ی ملکوت at December 17, 2003 10:26 PM, IP: 193.50.44.5