دلمان خنک شد!
قبلهی ملکوت به سلامت!
دستور فرمائيد اکيداً غدقن فرمايند تا از نشر صورقبيحهی ماهرويان مربوط یا نامربوط به احدی –اعم از نازک يا غير نازک- جلو بگيرند؛ خوف آن میرود که دفتر شريف ديوانی که محل تردد عوام و خواص است به مسودهی نامه سياه شاهدان بازاری و مغبچگان عصر جديد (پلی بوی) بدل شود و دست به دست در خلوت و جلوت در منظر و مرآی خلق اوفتد و قدر يابد و بر صدر نشيند. بفرمايند تا ظهير هم در تدارک ما فات باشند، معهذا اين امر مانع تدقيق ديوانيان و کوميتهی تحقيق در مهمهی کشف رأس فتنه و کور کردن چشم آن نباشد؛ و فايدت بسيار باشد مر کور کردن چشم فتنه را که از مدعيان بیبصر ملکوت داعيهی ملک و ملکوت میستاند و بر جلوه و جلال ملکوت آسمانیاش میافزايد.
ايضاً بفرمايند فرد آدابدان و نزاکتشناسی غير از ظهير-که دراين مسأله ذینفع است- دفتر ضخيم نازک را در حضور بگشايند تا رتق مشکله و فتق مسأله گردد.
آدم نيکخواهی ست ظهير! از غايت غيرت بر ملکوت و شفقت بر ملکوت نشينان و همتی که در ديگران نيست جورها میکشد از زخم زبانها. مجاهدتها کرده تا يومنا هذا و ليلتنا هذه. ( جزاه الله عن هذه احسن الجزاء!)
يک ملکوت است و اين ظهير که هم ديوان رسائل را دارد؛ هم کاتب خاص است؛ هم کتابدار اعظم و اخيراً قرين معلمهی لغت و در کار لسان. کاش اندکی هم ازعلم تعبير احلام بهقدر علم الحيل میدانست تا خوابگزار اعظم ملکوت هم میشد.
والأمر إليکم : ....
اقل خدمهی ملکوت