December 19, 2003

مساعدت بشری به نازک ... و طلب مدد از ناظم الاطبا و اين دفعه موضوع به ولی‌عهد ربطی ندارد

ما که ظهيرالملکوت باشيم، حقيقتاً داشتيم می‌رفتيم که ناگهان رسول خاص ما آمد که نازک الملکوت سخت بيمار است و چون مارگزيده به خود پيچان است و مثل ببر زخمی نالان است و دور خودش همين جوری چرخان است. گفتيم چه شده و او را چه افتاده است؟ گفت ندانم و هيچ کس ديگر نيز نداند که هر کس از وی استفسار کند، فقط فرياد می‌کشد و جواب صواب نمی‌دهد. گويا مرض مرموزی است. گفتم زبان گاز بگيريد که هر مرض مرموز يا مزمنی که اصحاب ملکوت و درباريان گيرند هم آوازه ما بر باد دهد و هم حساب ديوان بر آب اندازد.
عکاس‌باشی چون عکسی از مرض نازک نداشت، تصوير يکی از امهات اولاد بالقوه ذکور ترکستانی نازک را اصرار کرد که گراور کنيم که عجالتاً از باب رفع شبهه می‌کنيم.



طبق شواهد عينی که قبله عالم هم ملاحظه می‌کنند، گويا اين ولد خلف نازک در بطن ام خودشان هم از دست نازک شاکی هستند و خود را از امضاکنندگان بالقوه طورمار ماقبل می‌دانند.
والله اعلم باعماله و قبله عالم

ظهيرالملکوت نزديک درزدن

Comments