ساماژسته به سلامت
در باغ شاتوي همايوني به تنهايي قدم مي زنيم. مسيو ظهيرالملكوت روانه ي ديار پروس گشته اند و مي خواهند درحضور مسيو وليعهد يكي از قصه هايشان را بخوانند. مسيو قبله ي عالم حتما مي دانند كه مسيو ظهيرالملكوت دستي به قلم دارند و نوول هاي خوبي مي نويسند. ايشان گاهي دست نوشته هايشان را براي ما مي خوانند. در همين آلاچيق باغ مي نشينيم و درمورد قصه هايشان ديسکوته مي كنيم، ايشان هم چه خوب به نظرات ما گوش مي دهند، آخرمسيو بسيار دقيق مي باشند، كتاب هم بسيار خوانده اند و ما ساعت ها در مورد ادبيات و كتاب هاي تازه اي كه خوانده ايم با ايشان صحبت مي كنيم. به خودشان هم گفته ايم كه چه قدرخوشحاليم كه در اين شاتو حضور دارند تا ما كسي را داشته باشيم كه با او درباره ي آرت و ليتراتور سخن بگوييم. مي دانيم اگر دلمشغولي ديوان نبود و مسيو مي توانستند بيشتر بنويسند و بيشتر در محافل ادبي شركت نمايند نويسنده ي مشهوري مي شدند مانند الکساندر دومای پسر. نمي دانيد چه قدر هم دلمان مي خواست كه الان در ديار پروس بوديم و درحضور مسيو وليعهد در كنار آرتيست هاي پروس و علاقمندان بارگاه مي نشستيم و به نوول خواني مسيو ظهيرالملكوت گوش فرا مي داديم. از نازک الملکوت هم خوشبختانه خبری نيست.
مادام ژولين سادات