ما که ظهیر الملکوت باشیم چقدر سعادتمندیم که چند روزی از دغدغه سلسله های جلیله نازک فارغیم. ماشاء الله عباس میرزای ولی عهد دووار خود را خوب صورت داده و تکمیل کرده. مشق ها را خط زدیم. ولی عهد کتاب های فرانسه اش را جلد همایونی کرده و همه دفترهایش را خط کشی نموده است. مادام ژولین سادات خیالشان راحت باشد که ظهیرالملکوت اوضاع را به نظام آورده و همه چیز را تحت نظارت دارد. قبله عالم هم که الحمد لله و منه در کمال عز و شکوه اند. مصرع:
قبله تویی، کعبه تویی، ما همه هیچ کاره ایم
مصرع آوردیم یاد ملک الشعرا افتادیم. در ولایات پروس هم ما را ول نمی نماید. دیشب حینی که داشتیم نوول می خواندیم و رعیت در کمال اشتیاق در باغ ولی عهد گرد آمده بودند و با دهان باز چشم به دهان ما دوخته بودند ملک الشعرا اتصال برقی کرد و الحاح نمود که شعرش را ثبت نماییم. قصیده:
ای نازکی که در همه عالم شکایت است
از دست تو به همه عالم حکایت است.
کلامش بریدم که ملک الشعرا جان! امشب را بی خیال شو که باده از اندازه بیشتر نوشیدهای و آبروی نازک را به اندازه نبردهای! شبی دیگر اتصال برقی کن و رعیت عوام را به حال ایشان واگذار. گفت چشم قربان شما و گوشی اتصال برقی را ناگهان مقطوع نمود. بی خودی یاد مرض نازک افتادیم.
پیک آمد که قدیسه الملکوت از اسفار الفیه سیاح به تنگ آمده و باز عارض شده به دیوان رسائل. خیالشان مجموع باشد که در حضور ما سیاح زهره حمام رفتن ندارد و زیر چشم ما دست از پا خطا نمی کند. الیوم ترن را استعمال می نماییم و به ممالک محروسه حرسه الله عن الحوادث رجوع می کنیم.
ظهیر الملکوت نوولیست