December 23, 2003

در باب آن‌که آدم فارسی بلد نباشد، عليه سلطان بانو عارض هم بشود و دفاع از سلطان بانو

ما که ظهيرالملکوت باشيم، ديگر به عريضه‌های اين سيد اسطرلابی جواب نمی‌دهيم. تا حال فکر می‌کرديم، ضعف زبان دارد. می‌بينيم بر سلطان بانو زبان می‌گشايد و می‌گويد سلطاه بانو هم سلطان بانوهای قديم. تاريخ گواه است که در هيچ ازمنه و امکنه سلطان بانو از اين دست که ما داريم از مادر زاده نشده است. مگر قبله عالم ما نظير و شبه و مثلی دارد که سلطان بانويمان داشته باشد؟
اين سيد اسطرلابی از ابتدا سوء ظن ما را برانگيخت و الان هم برمی‌انگيزد که نکند نفوذی خانان ترکمان در ممالک محروسه باشد.ملک الشعرای ملکوت فرمود:
از تبار ترکمانان آمدی
بر هوای تکه‌ای نان آمدی
رو که جايت در کنار شاه نيست
شاه بيدار است و خوابان آمدی!
(چه کنيم؟ همين است ديگر! ملک الشعرا از کجا بياوريم؟ خوب و بد بايد باهاش بسازيم)

رجای واثق داريم ولی‌عهد جانمان حالش را بگيرند.

Comments